روز ملی فرهنگ عمومی؛ روزی برای پایش فرهنگ

17 آبان 1394 - 14:00 dsfr.ir/yp6bh

روز ملی فرهنگ عمومی؛ روزی برای پایش فرهنگ
parandnew.ir
در ایران روز 14 آبان ماه، روز فرهنگ عمومی نامگذاری شده است.

اگر هر عصری را با شاخصی مورد بررسی قرار دهیم، می ببینیم که چیزی و چه ابزاری منبع قدرت و حرکت بوده است به طور مثال در عصر کشاورزی «زور بدنی و نیروی بازو» و در عصر اولیه صنعتی و مدرن عمل تعیین کننده سرنوشت «ثروت و قدرت اقتصادی و قدرت نظامی» بود در عصر کنونی منشاء و پایه تحولات بشری فرهنگ است.

چهاردهم آبان ماه در تقویم ملی روز فرهنگ عمومی نامگذاری شده است.

نامگذاری یک روز خاص برای یک مناسبت نشان از اهمیت آن موضوع داشته و به گونه ای توجیه کننده سیاست های کلان نظام محسوب می شود. دولت ها در صدد هستند با بزرگ نمایی این مناسبت ها در روزهای خاص به گونه ای آن را برای افراد جامعه مطرح و باز جلوه دهند.

فرهنگ ارزش ها، ایده ها، نگرش ها و نمادهای آگاهانه و نا آگاهانه ای است که رفتار انسان را شکل می دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. واژه فرهنگ همواره منبع سوء تعبیر و اختلاف بوده است. مردم شناسان، فرهنگ را شیوه های زندگی که توسط گروهی از مردم ایجاد می شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود؛ می دانند آنچه در تمام تعاریف مشترک است، فرهنگ قوانین نانوشته ای است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کار مدیران را در برقراری ارتباط موثر مشکل می کند.

با وجود اینکه افزایش ارتباطات تعدادی از گرایشات ملی مانند رنگ، لباس، موسیقی و حتی غذا و نوشیدنی ها را تا حد زیادی مشابه کرده و حتی عده ای معتقدند که جهان به سمت نوعی همگون سازی پیش می رود؛ در سمت دیگر گروهی معتقدند که جهان نه تنها به سمت همگون سازی پیش نمی رود بلکه به سمتی حرکت می کنیم که تضاد، تنوع و گونه های مختلف در آن وجود خواهد داشت.

ویژگی های فرهنگ (CULTURE) را بر اساس حروف تشکیل دهنده آن به صورت زیر تعریف کرده اند:

C: فرهنگ فراگیر است. هر شخص، سازمان، سرزمین و کشوری یک فرهنگ دارد.
U: شناخت عقاید، ارزش ها و ادراکات فرهنگ دیگران برای موفقیت الزامی است.
L: یادگیری میراث های فرهنگی گوناگون، الهام بخش و توانمند کننده است.
T: کارهای تیمی در سطح جهانی بدون توجه به فرهنگ اعضا غیرممکن است.
U: برنامه ریزی فرهنگی از طریق شناخت عقاید یکدیگر آسان تر می شود.
R: تفاهم و سازگاری با شناخت فرهنگ خود و پذیرش نقطه نظرات و سبک و روش دیگران شروع می شود.
E: به منظور رشد و نوآوری، استفاده از تنوع فرهنگی لازم است.

تنوع فرهنگی از جمله مسائل عمده ای است که مدیران حاضر با آن مواجه هستند. متأسفانه بیشتر مدیران به تفاوت های فرهنگی به عنوان منبع و عامل موثر در ایجاد برتری رقابتی بها نمی دهند و با این توصیف که تفاوت فرهنگی مسئله مهمی نیست؛ ما همگی انسان هستیم و تنها عامل سوء تفاهم میان ما اختلاف زبان است؛ اگر بر تفاوت ها تمرکز کنیم از هدف دور می مانیم و … از فکر کردن به تفاوت های فرهنگی و مهارت های مورد نیاز برای اداره آن طفره می روند. در حالی که تنوع فرهنگی دارای مزایای بسیاری از جمله موارد زیر است:

- از جنبه بازاریابی: توانایی شرکت و افراد را در تأمین و پاسخ به اولویت های فرهنگی بازارهای محلی افزایش می دهد.
- از جنبه کسب منابع: توانایی شرکت را در جذب نیروهایی با زمینه های فکری مختلف بالا می برد.
- از حیث هزینه ها: هزینه ناشی از ریزش مدیران غیربومی را کاهش می دهد.
- از حیث حل مسئله: با بهره گیری از تنوع دیدگاه ها، تصمیم گیری های بهتر و جامع تری گرفته می شود.
- از حیث خلاقیت: از طریق تنوع در دیدگاه ها و به دلیل تأکید کم تر بر ضرورت هماهنگی و یکسان سازی عقاید، خلاقیت تقویت می شود.
- از حیث انعطاف پذیری نظام ها: انعطاف پذیری و قدرت تحمل و پاسخگویی سیستم به تقاضاهای متعدد پویایی محیط کنونی را افزایش می دهد.

شاید ساده ترین تعریف از عبارت فرهنگ عمومی چیزی در حد آشنایی نسبتا مختصر کلیه شهروندان یک جامعه نسبت به حقوق اجتماعی و فرهنگی و البته التزام به رعایت آن از سوی افراد جامعه است تا بواسطه آن بتوان یک جامعه ای با سطح متوسطی از آگاهی و رفاه فراهم آورد.

فرهنگ عمومی دارای دو جهت عینی و اعتباری است که می بایست هر دو را مد نظر داشت یکی از بهترین تبیین های این دو بعد فرهنگ عمومی توسط مقام معظم رهبری صورت گرفته است از نظر ایشان فرهنگ عمومی دو بخش دارد: یک بخش ظاهری و بارز مثل شکل لباس و شکل معماری است که تاثیر خاص برروی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگترهاست.

فرهنگ عمومی حوزه ای از نظام فرهنگی جامعه است، که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکل ها و سازمان های غیردولتی (NGO) است.

فرهنگ عمومی و سرمایه اجتماعی در این نکته که هیچ کدام پشتوانه اجبار قانونی و رسمی ندارند، مشابه اند. سرمایه اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای یک رابطه مستقیم و بسیار قوی با هم هستند و تقویت هر کدام به تقویت آن دیگری می انجامد.

بی شک فرهنگ عمومی یک جامعه یکی از اولین بخش های یک جامعه است که در برابر وقایعی که در آن جامعه را به سعادت یا سقوط سوق می دهد، نقش کلیدی و بنیادین بر عهده دارد و شاید یکی از اولین ملزومات یک جامعه با نشاط و امن، نهادینه کردن این رفتارها و هنجارها در قالب یک فرهنگ سازی عمومی و همه جانبه است.

از جمله بارزترین نمودهای فرهنگ عمومی در یک جامعه بدون شک بالاترین آستانه تحمل افراد آن است، جامعه ای با مردم عصبی و کم طاقت و تحمل، بسترساز بسیاری از ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی است که در درازمدت به صورت یک معضل و مشکل اساسی و بنیادین رخ می نماید. این موضوع در ریزبینانه ترین حالت آن در صف نانوایی و در برجسته ترین حالت آن که در رانندگی و مخاطرات پیش روی آن است، قابل ارزیابی است.

با تعاریف ارایه شده به نظر می رسد در حوزه فرهنگ عمومی جای کار بسیار است و آنچه رخ داده بسیار نمادین و بدون پایداری و برنامه بوده است، یا اگر دارای برنامه بوده بر اساس واقعیات جامعه نبوده و مشکلات و نقاط ضعف به درستی شناسایی نشده است و از همین رو برنامه ها نتایج مطلوب جامعه را بدست نیاورده است.

فرهنگ عمومی مقوله ای است که مدیریت شهری بواسطه درگیری و خدمات رسانی به عموم مردم باید بیش تر بر روی آن سرمایه گذاری کند فرهنگ های عمومی مانند استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومی، نگهداری از فضای سبز و مدیریت صحیح و رفتار مناسب با موضوع پسماند از جمله شاخص ترین موضوعات فرهنگ عمومی است که مدیریت شهری به صورت روزانه با آن درگیر است و سطح پایین فرهنگ ارتباط مستقیم با هزینه کردهای مادی و معنوی در مدیریت شهری دارد که این هزینه ها در برنامه های آموزشی و اطلاع رسانی باید برای مردم قابل لمس شود اینکه اگر از فرهنگ متعالی پیروی کنند چه میزان از هزینه های خود و شهر کم می کنند نکته ایست که می بایست مبنای تبیین استرانژی ارتباطی، آموزشی با جامعه توسط مدیران شهری قرار گیرد.

به طور مثال اگر جامعه شهری رفتار مناسب با زباله را رعایت کند یعنی زباله کم تری تولید می شود، منابع طبیعی و محیط زیست سالم تری خواهیم داشت، هزینه های پاکیزگی شهر کم تر می شود، بازیافت بهتر و با کیفیت تری خواهیم داشت، موجب اشتغال زایی می شود و معادن و ذخایر کشور درست و به جا مصرف و برای آیندگان باقی خواهد ماند.

با نگاهی سریعی فقط به همین مزایای اندک که فقط از دل انجام یک فعالیت آن هم فرهنگ عمومی برخورد مناسب با موضوع پسماند بیرون می آید به جایگاه نیاز به سرمایه گزاری مدیریت شهری و برنامه ریزی برای تقویت فرهنگ عمومی پی برد.

« دنیای سفر » این نوشته را از « گیل نگاه » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 2 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1