فلسفه چهارشنبه سوری چیست؟

24 اسفند 1395 - 20:00 dsfr.ir/wt3kv

فلسفه چهارشنبه سوری چیست؟
زریوار خبر
جشن چهارشنبه سوری در کردستان

پس از گذشت سال های طولانی، «چهارشنبه سوری» یکی از اندک جشن های فراموش نشده ی ایرانیان در طول #تاریخ است.

ایرانیان از دیرباز ید طولایی در برپا کردن جشن و سرورهای مختلف داشته اند و در تقویم باستانی آن ها هر روز از ماه نامی دارد که اسم یکی از روز ها منطبق بر نام ماه است که در آیین پارسی هر زمان که نام روز و ماه یکی می شد، مردم با به فال نیک گرفتن این اتفاق، جشن و سرور برپا می کردند.

شمار زیادی از این جشن های متفاوت در میان صفحات تاریخی گم شده و به باد فراموشی سپرده شدند، اما هنوز هم که هنوز است پس از گذشت سال های طولانی تعدادی هرچند اندک از این جشن ها در جای جای ایران بر پا می شود که «چهارشنبه سوری» یکی از اندک جشن های فراموش نشده ی ما در طول تاریخ است.

چهارشنبه سوری، جشنی مخصوص است که در شب چهارشنبه آخرین ماه سال برپا می شود که در واقع پیش در آمدی برای جشن های نوروزی است و با برگزاری این جشن، مردم به استقبال بهار می روند. طبق آیین باستانی ایرانی در این شب آتش بزرگی برپا می شود، که تا صبح زود و طلوع آفتاب، برافروخته می ماند و مردم از روی آتش می پرند و با گفتن زردی من از تو سرخی تو از من، زردی، بیماری و مشکلاتشان را به دست آتش می سپارند و به جای آن سرخی، گرما و نیرو را از آتش هدیه می گیرند.

البته گفتن این نکته خالی از لطف نیست که با وجود قدمت این جشن، در تاریخ کهن این مرز و بوم، که حتی در شاهنامه فردوسی نیز اشاراتی هرچند کوچک بدان شده است، آئین چهارشنبه سوری به طور کامل مربوط به زرتشتیان نمی شود چرا که آن ها پریدن از روی آتش را عملی زشت، مکروه و نا پسند می دانند.

آئین چهارشنبه سوری

برافروختن آتش

آتش عنصر اصلی جشن چهارشنبه سوری است و پس از برپایی آتش مردم گرد آن حلقه زده، از روی آتش می پرند و غم ها و دشواری هایشان را به آتش می سپارند.

کوزه نو

مردم در شب چهارشنبه سوری کوزه های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده و از بالا به پایین پرت می کردند و آن را می شکستند تا کوزه نویی را جایگزین ظرف سفالی پیشین خود کنند، چون بر این باور بودند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می شود که با شکستن کوزه، رفع خواهند شد.

آجیل مشکل گشا

پس از برافروخته شدن آتش، اقوام و نزدیکان گرد هم می آمدند و با تبرک کردن دانه های نباتی به نمک آجیل مشگل گشایی درست کرده و نوش جان می کردند چون بر این باور بودند که هر کس از آن آجیل بخورد، نمک گیر شده و نسبت به افراد دیگر مهربان تر می شود و خیانت نخواهد کرد.

فالگوشی

در یکی از رسوم چهارشنبه سوری به نام فالگوشی دختران جوان نیت می کنند، پشت دری می ایستند و به سخنان اهالی خانه گوش می دهند و بر اساس سخنان آن ها نیت خود را تعبیر می کنند.

قاشق زنی

در این رسم دختران و پسران چادری سر کرده و چهره خود را می پوشانند و به خانه همسایگان خود می روند و همسایه از شنیدن صدای قاشقی که به کاسه می خورد بیرون می آید و در کاسه های آنان آجیل و شیرینی می ریزند.

البته هر شهری نیز، در این شب رسوم و آداب مختص به خود را هم به جا می آورد.

فارس

با توجه به ارادتی که شیرازیان به حافظ دارند در شب چهارشنبه سوری دور هم جمع شده و فال حافظ می گیرند، دختران دم بخت شیرازی هم به زیارت حضرت شاه چراغ می روند و برخی زنان هم برای براورده شدن حاجتشان زیر گنبد مسجد جامع شیراز حلوا می پزند یا آشی مخصوص به نام ابو دردا درست می کنند که وسایل اولیه این آش حتما باید از راه گدایی تامین شود.

مردان و زنان شیرازی معتقدند که اگر در شب چهارشنبه سوری در آب سعدی شست وشو کنند در سال جدید بیمار نخواهند شد و به همین جهت ازدحام عجیبی در این شب، اطراف قنات شکل می گیرد.

گیلان

در شب چهارشنبه سوری گیلانیان، اسپند، کندر، گلاب و شمع باید حتما در خانه باشد، اسپند و کندر را دود می کنند و گلاب را به صورت خود می زنند و شمع را به نیت روشنایی روشن می کنند. مردم این خطه خاکسترهای شب چهارشنبه سوری را چهارشنبه صبح پای درختان می ریزند ون معتقدند که این گونه درخت ها بارور می شوند.

در گیلان شب چهارشنبه سوری دختران دم بخت را با جارو می زنند و از خانه بیرون می کنند به این امید که بختشان باز شود.

مازندران

مردم مازندران در شب چهارشنبه سوری آش چهل گیاه می پزند که نشان از دوا و درمان دارد و هنگام مراسم قاشق زنی همراه با برخورد قاشق با کاسه می خوانند: ای اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه.

استان مرکزی

در تعداد زیادی از روستاهای استان مرکزی نیز رسم است که جوانانی که نامزد کرده اند از روی پشت بام خانه دختر، شال خود را به پایین می اندازند و دختران در گوشه شال، تخمه و شیرینی می پیچند و این رسم شال اندازی نام می گیرد.

آذربایجان شرقی

در آذربایجان بازار خرید در چهارشنبه سوری داغ است و مردم آذربایجان سنت خرید چهارشنبه سوری مخصوصا برای بچه ها دارند و پسر بچه ها ماشین و تفنگ می خرند و دختر بچه ها هم عروسک می خرند و به غیر از خرید کردن آذری ها سنتی به نام «شال ساللاماق» نیز دارند که به صورت ناشناس شال خود را وارد خانه همسایگان کرده و آجیل و شیرینی جمع می کنند.

اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند.

خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این شکل است که درون کوزه های قدیمی مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند.

بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، باقایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود.

لرستان

در این شب در شهر خرم آباد هیزم ها را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های مشخصی در یک ردیف می چینند و دسته ها را آتش می زنند.

کردستان

مردم استان کردستان به خصوص روستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، زمان برگشتن به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و به پشت سر خود نگاه نمی کند و سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.

اصفهان

آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش ایستادن ، گره گشایی و سایر مراسم چهارشنبه سوری در استان اصفهان متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است. در اصفهان چهارشنبه سوری را "چهارشنبه سرخی" نیز می گویند.

تهران

در تهران قدیم، بوته های خشک را از بیابان های اطراف جمع می کردند و با شتر به شهر می آوردند و در محلات مختلف می چرخاندند. پس از غروب خورشید، بوته های خشک و اسباب و اثاثیه کهنه و شکسته ای را که پس از خانه تکانی بیرون گذاشته شده بود جمع می کردند و با آنها آتش درست می کردند.

فشفشه و هفت ترقه هم بود اما از بمب ها و نارنجک های دستی که مردم امروزی می سازند و با انفجار آن ها شیشه های ساختمان ها به لرزه می افتد و در شبی که هدف جشن و شادی است عده ای مجروح می شوند، خبری نبود.

کاش یاد بگیریم به آداب و سنت های پیشینیان مان احترام بگذاریم و جشن را به جنگ تبدیل نکنیم.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
7 + 7 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1