طبیعت به داد دریاچه ارومیه رسید یا دولت؟

8 اردیبهشت 1395 - 12:00 dsfr.ir/3x74j

طبیعت به داد دریاچه ارومیه رسید یا دولت؟
برنانیوز
دریاچه ارومیه

اساتید دانشگاه در حوزه آب و اقلیم، دیدگاه های مختلف علمی در مورد احیای دریاچه ارومیه که این روزها خبرساز شده ارائه کرده اند مجموع این دیدگاه ها دلایل وضعیت این روزهای دریاچه را تشریح می کند.

نشست علمی «بحران آب در ایران؛ چالش ها و راهکارها» با حضور سه صاحبنظر دانشگاهی با هدف بررسی ریشه های بحران آب در ایران، راهکارهای اساسی برای برون رفت از این چالش و بکارگیری توانایی های علمی متخصصان و محققان این حوزه در حل این بحران، در خبرگزاری مهر برگزار شد.

این نشست با حضور کاوه مدنی، دانشیار مدیریت آب و محیط زیست امپریال کالج لندن و جزء 4 دانشمند برجسته جوان منتخب اتحادیه علوم زمین اروپا، فرهاد یزدان دوست، دانشیار مهندسی آب دانشگاه خواجه نصیر و علیرضا مساح، دانشیار پردیس ابوریحان دانشگاه تهران برگزار شد و با توجه به اهمیت احیای دریاچه ارومیه و اخباری که این روزها امید بازگشت این دریاچه را در دل مردم زنده کرده است، یکی از سرفصل های این نشست علمی به دریاچه ارومیه اختصاص یافت که در بخش نخست گزارش این نشست به آن می پردازیم.

  • از آنجایی که موضوع دریاچه ارومیه در روزهای اخیر خبرساز شده است و این بار بارقه های امیدی درباره آن شنیده می شود، سوال مهم این است که دلیل حال این روزهای دریاچه ارومیه چیست؟ آیا به نظر شما نتیجه اقدامات صورت گرفته از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه است که سبب شده تراز آب این دریاچه افزایش یابد و یا نزولات آسمانی و تغییرات جوی است که در مقطعی باعث افزایش میزان آب دریاچه ارومیه شده است؟

کاوه مدنی، دانشیار دانشگاه امپریال کالج لندن: فکر نمی کنم به این راحتی بتوان جواب این سوال را داد. مگر اینکه بخواهیم مدل سازی کنیم تا بتوانیم دقیقا بگوییم اتفاقاتی که افتاده نتیجه حرکات ستاد احیای دریاچه ارومیه بوده یا خیر. برای مثال هامون که ستاد احیا نداشته است اما شاهد آبگیری هامون نیز هستیم. به نظر من اصل داستان، نزولات جوی بوده و انرژی را برای دریاچه ارومیه تامین کرده است. از این موضوع هم نمی توان گذشت که اگر وضعیت جوی بدتر شود، وضع دریاچه نیز بدتر خواهد شد.

با این وجود مسئله این است که آیا در نبود ستاد احیا نیز آب وارد دریاچه می شد یا خیر؟ این سوال، سوال سختی است و ممکن است گفته شود که در اثر هوشیاری عمومی و رفتارهای منطقه ای ممکن بود این اتفاق بیافتد و به ستاد هم نیازی نباشد. بنابراین خیلی نمی توان قطعی نظر داد. اما برعکس این ادعا صدق می کند یعنی اگر نزولات جوی نبود، امکان نداشت این اتفاق بیافتد.

  • یعنی اقدامات ستاد احیای دریاچه را نادیده می گیرید؟

یک چیز را نیز باید در نظر گرفت و آن اینکه اگر ستاد احیا نبود دریاچه وضعش خرابتر می شد. این حداقل کاری است که در ستاد احیا انجام شده است. متاسفانه به نظر نمی رسد که ستاد خیلی هم به بهره گیری از دانش و تخصص ایرانیان خارج از کشور که در حوزه آب کار می کنند و تعدادشان هر روز بیشتر می شود علاقه داشته باشد. در کل اگر بخواهم از نظر تئوری اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه را بررسی کنم حداقل بعضی از اقداماتش با عقل، علم و منطق من و آموخته های من از موارد مشابه بین المللی جور در نمی آید.

* فرهاد یزدان دوست، دانشیار مهندسی آب دانشگاه خواجه نصیر در ادامه اظهارات مدنی گفت: البته باید توجه به این موضوعات از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه را به فال نیک گرفت.

* مدنی: دقیقا، برای مثال آن نظریه ای که می گوید هیچ امیدی نیست و باید دریاچه را به موزه و پارک تبدیل کرد خیلی خطرناک است. اینکه برای حفظ دریاچه تلاش شود، پدیده خوبی است. متاسفانه بهای سنگینی را با از بین بردن دریاچه ارومیه پرداخت کردیم تا به این دانش رسیدیم که باید در مورد حفظ محیط زیست کوشا باشیم. امیدوارم این دست تلاش و نگرانی ها اشاعه پیدا کند و همین قدر که برای ارومیه نگرانیم، برای آبهای زیرزمینی مان هم نگران باشیم. در مورد هامون و مسائل خوزستان و امثالهم هم نگران باشیم.

مساله بحران آب در ایران که چند دهه است شکل گرفته با یک راهکار یک شبه و یکساله حل نمی شود. احساس من این است که راهکارهای ستاد احیا هر چقدر هم خوب باشد، هنوز از زمان اجرای آنها مدت زیادی نگذشته که بتوانند اثرشان را خوب نشان دهند؛ اگر شما امروز اقدامی را درباره منابع آبی انجام دهید، نمی توانید فردا جوابش را بگیرید و اثر گذاری آن حداقل چندین و چند سال طول می کشد. در مورد موضوع اخیر هم احتمالا تاثیرگذاری بارندگی از تاثیرگذاری ستاد به مراتب بیشتر است. اما باز تأکید می کنم معنی اش این نیست که کارهای ستاد احیا بی نتیجه بوده است.

  • آقای یزدان دوست نظر شما چیست؟ آیا شما در این زمینه با آقای مدنی موافقید؟

* یزدان دوست: فکر می کنم که مسائل خیلی وسیع تر از آن است که تا به حال برنامه ریزی شده است. دو سال پیش از تمرکز جدی که در ستاد احیای دریاچه ارومیه شکل گرفت یک طومار 26 آیتمی بیرون آمد و ما نیز در آن ستاد حضور داشتیم. اما پس از آن از این ستاد جدا شدیم چرا که معتقد بودیم این موضوعات به صورت مورد به مورد، خیلی نمی تواند نتیجه بخش باشد. ما معتقدیم که یک تصمیم کلی و همه جانبه نگر نیاز است و نباید برای این معضل، اقدامات موردی انجام داد. البته روی صبحت من با ستاد احیا نیست. چرا که ممکن است این ستاد، برای حل معضل نیت خیر داشته باشد اما اینکه زرینه رود و سیمینه رود را به هم وصل کنیم و آب را در یک قسمت متمرکز کنیم نمی تواند به صورت موردی پاسخگوی این موضوع باشد.

در احیای دریاچه ارومیه گرفتار بازی با اعداد شده ایم

به نظر من نتیجه مواردی در این سطح، تبدیل به اظهارنظر مثلا یک مدیر مسئول بخش آمار کشور می شود که صراحتا می گوید که 23 سانت به آب دریاچه و 250 میلیون متر مکعب به حجم آب دریاچه ارومیه اضافه شد. سوال اینجاست که این 23 سانت در کدام قسمت از زندگی مردم تاثیر دارد؟ جز اینکه فکر کنند 23 سانت از صفر بهتر است! این مدل گزارش دادنها اشتباه است و اصل مساله را خدشه دار می کند. اصلا چه لزومی دارد که با اعداد و ارقام بخواهیم وضعیت را مقایسه کنیم. متاسفانه فرهنگ بازی با اعداد که در کشور ما وجود دارد، فرهنگ اشتباهی است. مقایسه سانت به سانت برای دریاچه ارومیه معنا بخش نیست.

همه می دانیم که دریاچه ارومیه به عنوان یک تالاب بین المللی، زمانی 8 متر ارتقاع آب داشته و هم اکنون در آن سطح و ارتفاع و حجم آب ندارد. همچنین خطراتی از جمله خشکی برای آن متصور شده اند. حالا اینکه لایه باریکی از آب به آن اضافه شده است چه مشکلی را حل می کند؟ این سوال پیش می آید که آیا اگر فردا دوباره دریاچه با گرما و تبخیر روبه رو شود، آیا باز هم می آیند به مردم آمار دهند؟ اگر این را نمی گویند و استدلالشان این است که چرا ذهن مردم را برای 3 سانت درگیر کنیم، آنوقت باید پرسید چرا در اعلام 23 سانت، این استدلال را بکار نگرفته ایم. من تاکید دارم که در این زمینه سیاست یک بام و دو هوا را نمی شود به کار گرفت. ایراد کار نیز همین است. حالا می خواهد این موضوع به اسم ستاد احیا باشد و یا نهاد دیگر.

در مقطعی عنوان کردند نتیجه بخشی یک داستان، در ذهن مردم بی اعتمادی ایجاد می کند و این اشتباه است. باید پذیرفت که این مشکل در کوتاه مدت جواب نمی دهد. ای کاش به بدنه علمی کشور اعتماد می کردیم و 4 سال وقت می دادیم که زمان و حد معقول جواب گرفتن است، آن وقت از آنها می خواستیم گزارش کار بدهند که آنها هم مجبور نشوند به دلیل قرار گرفتن در تنگنا، اینگونه آمار و ارقام بدهند.

  • آقای مساح شما به بهبود بیشتر دریاچه ارومیه امید دارید؟ یا فکر می کنید بهبود کنونی صرفا شانس طبیعی بوده که شامل حال دریاچه شده است؟

* علیرضا مساح، دانشیار پردیس ابوریحان دانشگاه تهران: البته من کاملا امیدوارم به دریاچه ارومیه. یک مطالعه ای درباره دریاچه ارومیه انجام دادیم و آن را مقایسه کردیم با دریاچه های وان ترکیه و سوان ارمنستان که در نزدیکی ارومیه قرار دارند. سوان در شوروی سابق حدود 50 میلیارد متر مکعب آب داشت و طرحی دادند که حجم آب به 5 میلیارد متر مکعب برسد و زمین های خشک اطراف دریاچه را درختکاری کنند. یعنی عمدا می خواستند دریاچه را بخشکانند. در نتیجه آب حول وحوش 20 متر افت پیدا کرد اما در دهه 1980 احساس کردند که اشکال زیست محیطی به وجود آمده و برای دریاچه سوان ستاد احیا ایجاد کردند. از آن زمان تا به حال حجم آب در زیر 20 متر ثابت نگه داشته شده است. این تجربه در 250 کیلومتری دریاچه ارومیه رخ داده است. من احساس می کنم شاید خطاهای زیادی از ستاد احیای دریاچه ارومیه سر بزند اما می تواند وضعیت را به یک حالت ایستا برساند.

*مدنی در واکنش به صحبت مساح اظهار داشت: اگر شما این مثال را می زنید من هم آرال را مثال می زنم. مگر آرال با وجود ستاد احیا واقعا زنده شد؟ کل دنیا برای آرال تلاش کردند. ستاد احیای دریاچه ارومیه با کدامیک از راه حلهایش توانسته یا اجازه یافته که برداشت آب را در منطقه به طور چشمگیری کم کند؟ چه راه حل بنیادی ارائه کرده است؟

  • آقای یزدان دوست شما چه چشم اندازی را پیش بینی می کنید؟

*یزدان دوست: هنوز متاسفانه رویکردها متفاوت است و هر سازمان و نهاد مرتبط با این موضوع یک بحثی را مطرح می کند. باید هر کس سهم خود را در این مشکل بپذیرد. از طرف دیگر نگرشها، نگرشهای سلب مقاومتی و صفر و یک نباید باشد. داریم با یک پدیده چندوجهی برخورد می کنیم. بنابراین در این پدیده، زمان یک پارامتر اصلی است و زود به نتیجه نخواهیم رسید. نوع اطلاع رسانی و مشارکت مردمی یک داستان است. مردم را به جای ترساندن باید وارد فضای فعال کرد که به حل این مشکل کمک کنند. مسئولان محلی خیلی تاثیر گذارند. شاید نتوان گفت که اولویت اول منابع آب فقط دریاچه ارومیه باشد اما به هر طریقی در زمانهای مختلف و با امکانات مدیریتی مختلف، می توان به گونه ای برنامه ریزی کرد که آرام آرام ارومیه برگردد. من هم خوشبینی دارم و اساسا اجازه ندارم بدبین باشم.

  • در نهایت در مورد اخیر نقش بارشها را موثرتر می دانید یا ستاد و دولت را؟

تلاش هایی که شده به نظر من در خیلی جاها کارگشا بوده و تغییری را ایجاد کرده، اما آمار و احتمالاتی که روزمره ارائه می شود من را به فکر فرو می برد. در نهایت بودن یک مجموعه مثل ستاد احیا را باید به فال نیک گرفت اما این وسط بی بارشی می توانست اینقدر زیاد باشد که فعالیت ستاد احیا زیر سوال برود و یا از این هم بیشتر شود و در نهایت به ستاد کمک بیشتری شود. در کل می توانم بگویم که این اتفاق محتمل و نزدیک به واقعیت است که اتفاقات طبیعی و بارش های اخیر به نوعی به روحیه ستاد کمک کرده است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 11 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1