شواهدی بر ناکارآمدی سیستم های حفاظت از محیط زیست کشور

7 اسفند 1395 - 12:00 dsfr.ir/65184

شواهدی بر ناکارآمدی سیستم های حفاظت از محیط زیست کشور
مهدی رودکی، دنیای سفر
درختان ارس در هزارمسجد این گونه جان می دهند

ناکارآمد بودن سیستم مدیریتی و در نظر نگرفتن دیدگاه های #کارشناسی، زنگ خطری برای آینده محیط زیست #ایران به شمار می رود.

در حالی که بیشتر کارشناسان و متخصصان علوم طبیعی، پوشش جنگلی حداقل 25 درصدی را ضامن پایداری حیات اقتصادی جوامع و کشورها تلقی می کنند، این رقم در ایران کمتر از 7 درصد بوده که در طول چند دهه اخیر نیز رفته رفته از میزان آن کاسته شده است.

در گذشته، بهره برداری از جنگل های ایران بیشتر از طریق روستاییان و دامداران و برای مصارف خانه سازی و تامین علوفه دام ها صورت می گرفت که البته، تولید زغال چوب و صدور آن به خارج از کشور در دوره قاجار، بر شدت این بهره برداری ها افزود. پس از قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع در دهه چهل، بهره برداری از جنگل ها شکل دیگری به خود گرفت. با اینکه از این تاریخ به بعد میزان استفاده از چوب برای خانه سازی و سایر مصارف دامداری محدود و در سال های اخیر به صفر رسیده اما معضل تخریب جنگل ها همچنان به قوت خود باقی است. در این میان، طرح هایی مانند تجمیع آبادی ها، خروج دام از جنگل، واگذاری زمین به دامداران عمده در حاشیه روستاها و سایر اقدامات ضربتی نه تنها مشکلی را حل نکرده، بلکه عملا موجبات تخریب بیشتر محیط طبیعی را فراهم آورده است. همچنین در دو دهه اخیر، بهره برداری از جنگل ها روندی غیرعادی به خود گرفته که در کنار اعمال مدیریت های غیرعلمی و ناکارآمد و عدم نظارت سالم بر بهره برداری ها، شدت تخریب جنگل های ایران بیشتر هم شده است.

از آنجا که وظیفه ذاتی وزارت جهاد کشاورزی و نهاد زیرمجموعه آن یعنی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری، حفاظت از عرصه های منابع طبیعی در مناطق مختلف کشور اعم از خشک و مرطوب است، اما تجربه خلاف واقع را نشان می دهد. کاهش سطح جنگل ها، دست اندازی حساب شده به منابع طبیعی، واگذاری زمین های حاشیه روستاها و حتی نقاط جنگلی یا دست کاشت به افراد به بهانه های گوناگون، عدم موفقیت طرح خروج دام از جنگل، افزایش سطح قرق شده، ارائه زمین با سندهای رسمی به افراد با نفوذ در داخل عرصه های قرق شده، تشدید پدیده بیابان زایی در مناطق خشک و بیابانی و برآیند آن یعنی وقوع توفان های غیرعادی و پراکنش طولانی مدت پدیده گرد و غبار در سطح کشور، بیانگر عدم تحقق بسیاری از طرح های مورد نظر سازمان مذکور، بوده است.

این موضوع ضمن تایید ناکارآمد بودن سیستم مدیریتی و در نظر نگرفتن دیدگاه های کارشناسی، زنگ خطری برای آینده محیط زیست کشور به شمار می رود. نکته اسفبار دیگر اما این است که وجود این دستگاه پیچیده با بخش های مختلف ستادی، استانی و شهرستانی، نه تنها نتوانسته جلوی تخریب بیشتر منابع طبیعی را بگیرد، بلکه آهنگ تخریب سرزمین در کشور و پیدایش انواع آلودگی های مربوط به آب، خاک، هوا و ... را به شدت افزایش داده است.

با اینکه تخریب محیط های طبیعی در گذشته جای نگرانی نداشته و همواره طبیعت نسبت به بازسازی خود اقدام کرده است، اما اکنون به دلیل سرعت بالای این تخریب ها، این روند خودترمیمی نیز نمی تواند فرسایش به وجود آمده را جبران کند و به همین خاطر، حیات انسانی نیز با خطر جدی مواجه شده است. از این رو، انتظار می رود مسوولان مرتبط با منابع طبیعی و محیط زیست کشور، با خردورزی و احترام به خرد جمعی، نسبت به این گونه مسائل حساسیت نشان داده، تا حداقل در کوتاه مدت، از تخریب بیشتر محیط های جغرافیایی و عرصه های طبیعی جلوگیری شود؛ تخریبی که در بلندمدت آثار جبران ناپذیری بر اقتصاد کشور نیز خواهد گذاشت.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
3 + 2 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1