بغض خوزستان در گلوی ماست

2 اسفند 1395 - 10:30 dsfr.ir/yk6oj

بغض خوزستان در گلوی ماست
محمدرضا خبازان
گرد و غبار در آسمان شهر اهواز

لادن طباطبایی: آیا واقعا وقت آن نرسیده که یک بار برای همیشه فکری به حال وضعیت آب و هوای #خوزستان بکنیم؟

چند روزی است که از طریق اخبار و شبکه های مجازی در جریان وضعیت اضطراری هوا در استان خوزستان و شهرهای اهواز، آبادان، خرمشهر و ... قرار گرفته ام.

از آن طرف سیل برخی از استان های جنوبی کشورمان را فرا گرفته و در شهرستان جهرم شاهد قطعی برق، آب و گاز هستیم، آیا واقعا زمان آن فرا نرسیده که برای این آشفتگی و این مشکلات فکری بکنیم؟ اخباری که به دست ما می رسد وحشتناک است.

مگر می شود که یک شهر در یک روز آب، گاز، تلفن، برق و اینترنت نداشته باشد؟ هوا که مدت هاست در آنجا پیدا نمی شود. برای حل این مشکل باید چه کنیم؟ دست روی دست بگذاریم تا مردم جان خود را از دست بدهند؟ فکر می کنم بد نباشد اگر هر کدام از ما چند روز به آن منطقه سفر کرده و آنجا زندگی کنیم تا بفهمیم مردم شریف خوزستان که هشت سال جانانه در برابر دشمن ایستادند، در چه شرایطی زندگی می کنند. سال هاست که جنگ تحمیلی به پایان رسیده اما انگار شرایط اضطراری در خوزستان قرار نیست به پایان برسد.

تنها هر سال در هفته دفاع مقدس از این مردم قدردانی می کنیم؛ در حالی که بنده به عنوان یک ایرانی که مسئولیتی نیز ندارم، با دیدن این عکس ها نفسم بالا نمی آید، بغض می کنم و خجالت می کشم. زمانی که عکس کودکی را می بینم که ماسک به صورت دارد و در میان گرد و غبار نفس می کشد، گریه امانم را می برد.

آیا واقعا وقت آن نرسیده که یک بار برای همیشه فکری به حال وضعیت آب و هوای خوزستان بکنیم؟ در این شرایط وظیفه هر ایرانی و هر مسئولی است که تمام توجه و توان کشور را صرف استان های سیل زده، گرفتار در برف و بهمن و شهرهایی که گرفتار ریزگردها هستند کند. مردم در این شهرها نیاز به کمک و حمایت دارند، نیاز به هوای پاک برای تنفس دارند و هر لحظه اتلاف وقت ممکن است به قیمت جان هموطنان مان تمام شود.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
4 + 1 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1