هفت گام تحلیل توسعه گردشگری اجتماع محور

1 اسفند 1395 - 14:00 dsfr.ir/f77ih

هفت گام تحلیل توسعه گردشگری اجتماع محور
علی ناطق
اقامتگاه بویین میاندشت

تحلیل وضعیت نخستین گام حیاتی #توسعه #گردشگری اجتماع محور است.

توسعه بوم گردی و گردشگری اجتماع محور هم اینک در دستور کار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گرفته است، چراکه این شکل از گردشگری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به کمک اقتصاد این کشورها آمده است. با این همه به رغم آنکه این سازمان توسعه کمی و دستوری این نوع از گردشگری را در پیش گرفته، در دنیا چنین رویه ای وجود ندارد و برای گسترش این قسم از گردشگری، گام های متعددی طی می شود.

طبق پژوهشی که در میان نمونه های خارجی استخراج شده از سوی وزارت کار صورت گرفته و در کتابی با عنوان «گردشگری اجتماع محور» منتشر شده، تحلیل وضعیت نخستین گام حیاتی توسعه گردشگری اجتماع محور است. وضعیت جاری مقصد به نحو جامع موردارزیابی قرار می گیرد و این کار با مردم محلی به عنوان فایده برندگان اصلی توسعه برند مقصد گردشگری اجتماع محور شروع می شود. تحلیل وضعیت در مورد هر مقصد متفاوت است اما شامل هفت گام تحلیل جامعه محلی، تحلیل شبکه اجتماعی، تحلیل شبکه تامین، تحلیل سرمایه مقصد، تحلیل SWOT مقصد، تحلیل چارچوب سیاست گذاری و مفهوم برند مقصد گردشگری اجتماع محور می شود.

تحلیل جامعه محلی

براساس همین پژوهش، از آنجا که جامعه محلی هم یک بخش از محصول و هم بهره مند نهایی توسعه گردشگری اجتماع محور است، شناخت و درک آن بسیار حیاتی است. نیازها، انتظارات و نگرانی های جامعه محلی درباره توسعه گردشگری باید شناسایی شود. در بین نیازها و انتظارات جامعه محلی از گردشگری، اهداف مالی معمولا متداول ترین محرک ها هستند. اهداف مالی به شکل کلی یا به شکل افزایش درآمد سالانه خانوار تعریف می شود. برای مثال، در موردکاوی اوگاندا بحث ها با گروه هدف آشکار کرد که خانوارها نیازمند درآمد اضافی خاص برای تامین شهریه مدرسه و درمان بیماری ها هستند.

به باور کارشناسان، افزون بر این، شرایط اجتماعی-اقتصادی افراد محلی یعنی شرایط اقتصادی، آموزشی، اشتغال، چرخه عمر خانواده، استاندارد و عوامل کیفیت زندگی، همچنین نقاط قوت و ضعف، حسادت ها، قالب های ذهنی درباره سایر گروه های مردم، تصاویر و ادراکات منفی درباره گردشگری یا گردشگران در میان افراد محلی نیازمند شناسایی است. از سوی دیگر، عوامل روان گرافی شامل سبک زندگی، چشم انداز زندگی، دین و ارزش های فرهنگی نیز نیازمند شناسایی است و در تعریف انتظاراتی که از گردشگری وجود دارد، مطرح می شود. از این رو، کارشناسان پیشنهاد می کنند مطالعه گسترده ای از هر دو روش کیفی (مصاحبه های عمیق، گروه های کانونی، مشاهدات) و کمی (پیمایش های فردی و خانوار) برای دریافت ماهیت واقعی نظرات و احساسات آنها برای درک افراد محلی صورت گیرد.

تحلیل شبکه اجتماعی

از سوی دیگر این کارشناسان، شبکه های اجتماعی موجود درون جامعه محلی را نیز نیازمند شناسایی می دانند چراکه تصمیم گیری جمعی، مشارکت و مدیریت مشارکتی فعالیت های گردشگری را تسهیل می کنند. برای مثال در بالی، یک سنت قدیمی که بحث اجتماعی و تصمیم گیری جمعی را راه می انداخت، اجازه اقتباس طبیعی جنبه های مشارکتی گردشگری اجتماع محور را داد، از این رو می توان گفت جوامع محلی شاید آمادگی مبادرت به تصمیم گیری جمعی از طریق نهادها یا فعالیت های گوناگون از قبیل بنیادهای محلی، سازماندهی فستیوال های محلی، گردهمایی های مذهبی و غیره را داشته باشند. هر اندازه سنت تصمیم گیری جمعی قوی تر باشد، اصول گردشگری اجتماع محور بهتر اقتباس می شود.

تحلیل شبکه عرضه

علاوه بر این، در یک مقصد کاملا توسعه یافته با ساختار عرضه گردشگری کاملا تثبیت شده، ذی نفعان صنعت گردشگری معمولا به شدت شکننده، پراکنده و ناهمگون هستند. این ذی نفعان شامل دولت های محلی، دفاتر گردشگری، دپارتمان ها، کمیسیون ها، دفاتر کنوانسیون و بازدیدکنندگان، شوراها یا کمیسیون های توسعه گردشگری، اتاق های بازرگانی، تامین کنندگان عمومی و خصوصی (نظیر تورگردان ها، آژانس های مسافرتی، جاذبه ها، حمل ونقل، اقامتگاه ها، رستوران ها) و انجمن ها و سازمان ها (ازجمله هتل، آژانس سفر، رستوران) می شوند و همه عناصر یادشده ویژگی ها، منافع، توانایی ها، نقش ها، دیدگاه ها، ارزش ها، دستور کارها، منابع، کنش ها و واکنش های متفاوتی در ارتباط با فرآیند برنامه ریزی و توسعه گردشگری دارند، بنابراین احتمال می رود جلوی حضور، تشریک مساعی و پشتیبانی ذی نفعان در همه فازهای تحقیق، برنامه ریزی، اجرا، ارزیابی و کنترل گرفته شود. طبق تجارب گذشته، مشکل زمانی بزرگ تر می شود که دست اندرکاران فاقد حس مالکیت نسبت به مقصد و نسبت به توسعه آن باشند و نبود زمان و منابع مالی و نیروی کار برای کمک به جهاد توسعه، مزید بر علت خواهد شد. به این دلیل برخی ذی نفعان شاید با سایرین قطع ارتباط کرده و آنها را نادیده بگیرند و نیز نگرش های تفرقه اندازانه، رقابت غیرضروری و حتی خصمانه داشته باشند.

به علاوه وقتی یک مقصد از پیش ساختار عرضه گردشگری دارد که کنترل جدی بر جریان گردشگری داشته باشد، ممکن است موانعی برای حضور جامعه محلی در برنامه ریزی، تصمیم گیری، مالکیت و مدیریت بنگاه های گردشگری اجتماع محور به وجود آید. در چنین مواردی، مقامات بالاتر، -معمولا دولت محلی- به عنوان حافظ یا حامی غیرعمومی بزرگ تر جامعه نیاز به گام پیش گذاشتن و رسیدن به تشریک مساعی با استفاده از رویکرد پایین به بالا از طریق توانمندسازی جوامع محلی دارند. به همین دلیل، فقدان چنین ساختارهای عرضه گردشگری کاملا تثبیت شده در مقاصد کمتر توسعه یافته، شاید در تضمین مشارکت کامل همه ذی نفعان یک مزیت تلقی شود؛ چرا که پیش از این، از شمار کمتر و مشارکت کمتر گروه های ذی نفع در صورت وجود ساختارهای عرضه گردشگری کاملا تثبیت شده نتایج بهتری گرفته شده است.

تحلیل سرمایه مقصد

برای ارزیابی صحیح نقاط ضعف و قدرت محصول، باید زیرساخت ها، محصولات و خدمات جاری تجزیه و تحلیل شود. موقعیت مکانی، پیش شرط های سیاسی، حقوقی، دینی، اخلاقی، زیرساخت ها، مراکز اقامتی، اماکن صرف غذا و نوشیدنی، حمل ونقل، خدمات درمانی، بانکی، بیمه ای، آموزشی، منابع طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، جاذبه ها، و فعالیت ها از عناصر اصلی سرمایه مقصد به شمار می آیند. برخی عناصر سرمایه مقصد، عوامل حیاتی در آغاز موفقیت توسعه گردشگری اجتماع محور هستند. موقعیت مقصد یکی از مهم ترین عوامل است؛ زیرا دسترسی و نزدیکی به سایر بازارهای اصلی، مقاصد و قطب های حمل ونقل را مشخص می کند. از این رو لازم است ارزیابی این عناصر به شکل جامع صورت گیرد تا محصولات گردشگری جاری و بالقوه، همچنین محصولات تکمیلی و پشتیبان آنها شناسایی شود.

در واقع کارشناسان در این خصوص نیز تاکید می کنند به یک رویکرد کل نگر با مشورت افراد محلی نیاز است تا کسب درآمد روزانه محلی ها که معمولا ریشه در فعالیت های روستایی و کشاورزی و منابع مرتبط دارد، به سمت جاذبه های گردشگری سوق یابد. اما برخی اوقات، افراد محلی شاید وظایف و امور زندگی روزمره خود را با این نگاه که دارای ارزش گردشگری است ببینند و درصدد تغییر آن برآیند. برای مثال در موردکاوی روستای کلانگ خوانگ در تایلند، محلی ها بعضا تلاش می کنند لباس محلی خود را تغییر دهند تا با انتظارات گردشگر مطابقت یابد. بنابراین باید بینش و ژرف بینی لازم به افراد محلی داده شود که یک فرد غریبه خواهان کسب تجربه درباره فرهنگ محلی به عنوان یک دارایی گردشگری است نه تغییر پوشش مطابق با استانداردهای گردشگر.

تحلیل سوات (SWOT) مقصد

ارزیابی مقصد جاری (شامل محلی ها، شبکه ها و سرمایه مقصد) نیازمند ترکیب شدن با تحلیل سوات است که نقاط قوت و ضعف از خود مقصد بیرون می آید و فرصت ها و تهدیدها از عوامل بیرونی است. به باور کارشناسان، برخی جنبه های فرهنگی از منظر توسعه گردشگری جامعه محور می تواند هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف باشد. برای مثال، درحالی که خدمت به میهمانان، میهمان نوازی اصیل محلی ها بدون در نظر داشتن منافع تجاری یا سایر منافع، ممکن است ایجاد لحظات حقیقی در ارائه خدمت را تسهیل کند، اما شاید منشأ بی علاقگی تجاری و نگاه کاسب کارانه باشد و مانع تبدیل این نقطه قوت به یک دارایی پولساز شود. به علاوه در برخی فرهنگ ها، خدمت به دیگران برای کسب معیشت، امر ناپسندی تلقی می شود، حتی اگر آنها میهمان نوازی اصیل را به نمایش گذارند؛ درحالی که در زندگی عادی خود به میهمانان خدمت می کنند. بنابراین انجام پژوهش هم پیش از شناسایی این نقاط قوت و ضعف بالقوه و هم طی سایر مراحل پایش تغییرات، ضروری است.

تحلیل چارچوب سیاست گذاری

تجارب موجود نشان می دهد علاوه بر چارچوب های اداری، حقوقی و سیاست گذاری، ارزیابی از برنامه های موجود، استانداردها و گواهی ها مورد نیاز است تا راه توسعه گردشگری اجتماع محور به طور روشن جدا شود. موانع حقوقی و سیاسی می تواند مانع کاربردهای کارآمد گردشگری اجتماع محور شود. اگرچه در تصمیم گیری توسعه گردشگری اجتماع محور، مشارکت محلی موفقیت آمیز ضروری است، ساختارهای موجود دولتی شاید برای تحقق چنین حکمرانی دموکراتیک سازگار نباشند. در بیشتر کشورها، توسعه گردشگری از تخصیص زمین تا مجوزدهی به تاسیسات گردشگری، تحت کنترل شدید دولت های مرکزی یا محلی است. چنین ساختارهای حقوقی شاید مانع مشارکت رسمی یا واقعی جامعه محلی به طور مستقیم در فرآیندهای تصمیم گیری شود. در این موارد، به اصلاحات حقوقی و قوانین جدید نیاز است تا فعالیت های مورد نیاز برای توسعه کارآمد گردشگری اجتماع محور را عملی سازد؛ آنچه در ایران نیز لزومش احساس می شود.

مفهوم برند مقصد گردشگری اجتماع محور

مفهوم برند مقصد گردشگری اجتماع محور می تواند پس از تحلیل وضعیت مناسب با ارزیابی دیدگاه ها، ادراکات و نیازهای همه ذی نفعان، محصولات و خدمات جاری و بالقوه که به دنبال تحلیل سوات می آید، توسعه یابد. براساس بررسی ها، عناصر برند از جمله رنگ، لوگو، نماد و شعارها، لازم است با برند کلی مقصد یا کل کشور همراه و همراستا باشد. مثلا یک سایت گردشگری بومی در زلاندنو به شکل «پاکیزه ترین نقطه در زلاندنو» برندسازی شد تا با «زلاندنو 100 درصد پاکیزه» که برند کل کشور بود، همراستا شود.

« دنیای سفر » این نوشته را از « روزنامه دنیای اقتصاد » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.
جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
4 + 0 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1