شیرهای سنگی پل خواجو نگهبانان زاینده رود هستند

6 بهمن 1395 - 13:00 dsfr.ir/v47h7

شیرهای سنگی پل خواجو نگهبانان زاینده رود هستند
کجارو
شیرهای پل خواجو

دو شیر، دو یل، دو یاور چندصد ساله، رمیده بر دو سوی رود. تنومند و استوار، آماده نبرد، تمام این سال های دور و دراز را پشت سر گذاشته اند و هنوز چشم از هم بر نداشته اند!

دو شیر، دو یل، دو یاور چندصد ساله، رمیده بر دو سوی رود. تنومند و استوار، آماده نبرد، تمام این سال های دور و دراز را پشت سر گذاشته اند و هنوز چشم از هم بر نداشته اند! این دو هیمنه، شیرهای سنگی اصفهان اند! شیرهای سنگی خواجو. هنوز درخشش چشمان شان کور سوی امیدی دارد و سکوت سنگی و سردشان سپیدی این تمدن روسیاه را فریاد می زند. هنوز گرچه تاراج زمانه و تکرار بی رحمانه مردمان این شهر از نشست و برخاست های بی سرانجام و بی دلیل، صیقل شان داده و کژی و خمودگی به آن ها تحمیل کرده؛ غرور نگاه داشته اند و اگرچه پیر، اما شیر مانده اند.

هرچه بر آن ها گذشته از درخشش چشمان شان بوده و گاه گداری از کوتاه خردی دوستداران شان. شاید اگر همان روز نخست چشمان شان را بر هم بسته بودند امروز قصه به اینجا ختم نمی شد و زندگی قدری برایشان ساده تر می گذشت. اما چه می توان گفت که در این زمانه هرچه پایدارتر، تلاش به شکستنت و بی توجهی به بودنت بی اندازه تر.

شیرهای سنگی پل خواجو نگهبانان این عقاب آجری نشسته بر تن خشک زاینده رود هستند. نگهبان این شاه نشین چهارصد ساله. اما امروز چون دایه ای پیر، شاید وقت آن رسیده باشد تا دوران بازنشستگی را آغاز کنند و زین پس گوشه ای بنشینند تا فقط نظاره گر عظمت و جلال خواجوی کهنسال شان باشند.

می گویند اگر بر روی یکی از این "صخره های سلاطین" بنشینی و از روبه رو در چشمان شیر دیگر نگاه کنی، درخششی بی مثال خواهی دید؛ درخششی در ورای عمق چشمان شیرهای سنگی خواجو. اما شیر زخم خورده و نیمه جان را چه به درخشش بی مثال.

از دور هنوز تمثیل و هیبت شیر را در خود دارند. اما نزدیک تر که بیایی دو شیر خسته و بی رمق گویا به سختی هنوز ایستاده مانده اند. گرچه سنگی اند اما روئین تن نیستند و جای زخم های کهنه و التیام نیافته شان را به سادگی می توان دید. جای تیز چاقو و دشنه به قیمت یک یادگاری.

حتی چشم یکی از این دو ژیان را گویی به قصد دشمنی خراشیده و در آورده اند. شبیه آنچه روزگاران کهن با پهلوانان می کرده اند. دو مرد مانده در دهان این دو شیر خود رازی ژرف و عجیب است. علائم و نشانگان بزرگمردی و جوانمردی را نیز بر پیکره این دو ستمدیده می توان دید. علائمی که آدمی را بی اختیار یاد ورزشکاران کهن بوم ایران زمین می اندازد.

"استیون شپرد"، جهانگرد جوان 34 ساله اهل ملبورن آلمان دورادور با نگاهی متعجب به شیر جنوبی، از زوایای مختلف تصاویر این پهلوان را ثبت می کند. او درباره این تجربه می گوید: درباره شیرهای سنگی ایرانی مطالب بسیاری خوانده ام. می دانم که در گذشته این شیرها را بر روی آرامگاه بزرگان و مردان نیک سرشت قرار می داده اند و نوعی فرهنگ چند هزار ساله پشت این شیرهای سنگی وجود دارد.

وی ادامه می دهد: در سفرم به ایران همواره دیدن این شیرهای سنگی که در جزئیات با هم متفاوت هستند توجه ام را جلب می کرد. شیرهای سنگی ایرانی نماد شجاعت و دلاوری و پیروزی هستند. خانواده ای در ایران وجود دارند که بختیاری نامیده می شوند و در واقع این نماد از فرهنگ بختیاری سرچشمه گرفته است. در نگاره های سالن پارسی موزه لوور پاریس تصاویر این شیرهای سنگی را دیده بودم.

این ایرانگرد ادامه می دهد: شب گذشته که برای بار اول این دو شیر را دیدم برای عکاسی فلش دوربینم را خاموش کردم. زیرا نور شدید فلش ممکن است برای این اثر تاریخی مشکلاتی ایجاد کند. در ابتدا تعجب کردم که شیرهای سنگی به این زیبایی چرا محافظت نمی شوند و سایبان ندارند. اما از آنجایی که نیمه شب بود فکر کردم شاید در طول روز محافظ و سایبانی بر روی آن قرار می دهند.

شپرد می گوید: امروز که دوباره آمدم تا در نور روز از این شاهکارها تصویربرداری کنم با چشمانم دیدم که بعضی از مردم کودکان شان را بر روی این دو اثر می نشانند تا از آن ها عکس بگیرند. چنین رفتاری را با یک شاهکار سنگ تراشی در هیچ جای آلمان نمی بینید. شاید به همین خاطر است که روی این شیرهای سنگی تا این حد صاف و صیقلی شده است. امیدوارم اتفاق بدی برای این اشیاء هویتمند ایرانی پیش نیاید.

"ساموئل اف واتموند"، جهانگرد بریتانیایی درباره این شیرها می گوید: بسیار شگفت انگیز و زیبا هستند اما متاسفانه رفتاری که با آن ها می شود اصلا قابل قبول نیست. در انگلیس ساختمان های 70 ساله بسیار با دقت نگهداری می شوند. با این که شاید ساخت دوباره آن ها چندان سخت نباشد.

وی ادامه می دهد: دیدن آن ها برایم بسیار جالب بود. اطلاعاتی درباره آن ها ندارم اما وجود دو سر انسان درون دهان شیرهای سنگی ایرانی حتما معانی جالب توجه و قابل ستایشی دارد. ماکت یکی از این شیرها را از پرسپولیس شیراز خریده ام و با خودم به انگلیس می برم.

چیزی که در نهایت مبرهن و مشخص است، عدم توجه کافی و قدرشناسی از این دو شیر خواجو و حتی تمامی شیرهای سنگی ایران زمین است. شیرهایی که فرهنگ غنی و زیبای بختیاری را یدک می کشند و یک جهان رمز و راز را به همراه دارند.

نگهبانان خواجو، خود نگهبانی می طلبند تا شاید از گزند تابش آفتاب و باد و باران، از شر آدمیان بی خرد و کوتاه نظرانی که در چشمان این دو شیر درخششی کوتاه را جست و جو می کنند در امان بمانند. یادمان باشد، درخشش چشمان شیر رو به رو دروغ است و درخشش واقعی افراشتگی این شیران بختیاری بر دو سوی "عقاب آجری" خواجو است.

شیرهای خواجو را مرهمی باشیم ...

جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1 + 3 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1