گردشگری شهری عنوانی آشنا، مفهومی غریب

27 دی 1395 - 14:00 dsfr.ir/xn6jj

گردشگری شهری عنوانی آشنا، مفهومی غریب
میثم رودکی - دنیای سفر
نمایی از بوستان آب و آتش

برنامه ریزی در #گردشگری شهری باید براساس جذب #گردشگر از مکان های دیگر و مهم تر از آن جذب گردشگر ورودی باشد.

گردشگری به عنوان یکی از روش های گذران اوقات فراغت در کشور ما به درستی تعریف نشده است. تصور بسیاری از افراد بر این است که برای سفر حتما باید رهسپار مقصدی دیگر و صرف هزینه های سنگین شوند؛ غافل از اینکه گشت و گذار در شهر محل سکونت شان نیز با هدف شناخت ظرفیت های موجود، شکلی از گردشگری است که «گردشگری شهری» نام دارد.

مبنای شکل گیری این شاخه از گردشگری جاذبه های فرهنگی، تاریخی، مذهبی و طبیعی است که براساس آن امکان حضور گردشگر در شهرها معنا پیدا می کند؛ چراکه مراکز شهری مهم ترین مقاصدی هستند که بر روند گردشگری جهان در دهه های اخیر تاثیر گذاشته اند و رشد سفرهای کوتاه مدت این مقاصد را به یکی از اصلی ترین مراکز گردشگری تبدیل کرده است. از این رو شهروندان علاقه مند به هریک از این جاذبه  ها بر حسب علائق خود می توانند ضمن گردش مسوولانه، بخشی از اوقات فراغت خود را نیز در این اماکن سپری کنند.

به طور کلی مبنای اصلی توسعه گردشگری در شهرها، بر محوری ترین امکان در یک شهر استوار است. در شهرهای مذهبی مذهب، در شهرهای تاریخی تاریخ و در شهرهای ساحلی تکیه بر توسعه امکانات ساحلی منطبق با فرهنگ، محور اصلی توسعه است، اما آنچه شهرها را از یکدیگر متمایز می کند، وجود همین شاخصه ها است که اگر توسعه پایدار نیز با آنها همراه شود، می توان شهرهای منحصر به فردی را با محوریت گردشگری شهری ایجاد کرد یا شهرهای موجود را توسعه داد.

بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا از همین شاخصه ها برای نمایش تفاوت هایشان بهره می گیرند و گردشگران آن سوی دنیا را به خود جذب می کنند. علاوه بر این در بسیاری از کشورها که جاذبه تاریخی و فرهنگی قابل توجهی وجود ندارد، گردشگری بر مبنای توسعه گردشگری شهری با تکیه بر خلق جاذبه شکل می گیرد و با ایجاد جاذبه های تفریحی و گردشگری، به جذب گردشگر دست می زنند؛ چراکه یکی از عوامل توسعه گردشگری شهری، تاکید بر جاذبه های دست ساز نوین است؛ جاذبه هایی که براساس نیازهای مخاطبان و گردشگران شکل می گیرند و در همین راستا برنامه ریزی و خلق می شوند.

اما در کشور ما گردشگری شهری بر حسب تصادف صورت می گیرد و تقریبا توسعه شهری براساس حضور گردشگر طراحی و برنامه ریزی نشده است و اگر چنین چیزی وجود دارد، چنان نیست که از شهری در کشور شاخصه ای خاص خلق شده باشد. همه شهرهای شمالی کشور کم و بیش شبیه هم هستند و هیچ یک بر دیگری در خلق و ظهور جاذبه های متفاوت شهری برتری ندارد. شهرهای جنوبی کشور نیز تقریبا همه یک حال و هوا را دارند و البته شهرهای تاریخی در مرکز کشور نیز همین طور.

در بیشتر این شهرها نوع اقلیم و بازمانده های تاریخی، شکل گردشگری را تعریف می کند. طبیعت گردی نیز خودجوش و بدون برنامه ریزی است که بیشتر در حاشیه شهرها شکل می گیرد و عامل هدایت کننده ای برای شکل گیری نوع خاصی از گردشگری و ترغیب مخاطب وجود ندارد. این در حالی است که در گردشگری شهری برنامه ریزی ها باید براساس جذب گردشگر از مکان های دیگر و مهم تر از آن جذب گردشگر ورودی باشد نه صرفا گذران اوقات فراغت شهروندان آن شهر. شکل گیری گردشگری شهری و برنامه ریزی در این حوزه نیازمند پارامترهایی همچون اماکن و بافت های تاریخی، ظرفیت های طبیعی و فضاهای سبز، مراکز فرهنگی، تفریحی، ورزشی، اماکن اقامتی، واحدهای پذیرایی و مراکز خرید متناسب با سطح نیاز شهروندان و گردشگران است.

توسعه فعالیت های عمرانی شهری با رویکرد گردشگری نیز در کنار ارائه تسهیلات مناسب به گردشگران در بخش هایی همچون حمل ونقل، اقامت و پذیرایی، تبلیغات داخلی و خارجی، تربیت نیروی متخصص و تعریف مسیرهای گردشگری شهری به توسعه پایدار در این شاخه از گردشگری ختم خواهد شد.

حاصل سخن آنکه گردشگری شهری از ارکان اساسی گردشگری به شمار می رود که در کشور ما نیازمند بازبینی و بازآفرینی است. می توان گفت اهمیت دادن به گردشگری شهری زیربنای توسعه شهری است، چراکه جاذبه می آفریند، امکانات را اصولی و درست شکل می دهد، فرهنگ را حفظ می کند و می تواند در کشاکش خلق جاذبه و ایجاد امکانات برای گردشگر، بسیاری از فرآیندهای شهری از جمله امکان کنترل ترافیک، کنترل آلودگی هوا، فضای سبز شهری، بهداشت شهری و شهروندان، حمل ونقل مناسب و بسیاری از فرآیندهای شهری دیگر را تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت به توسعه پایدار شهری منجر شود.

جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 7 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1