ایرانگردی با پای پیاده

19 آبان 1395 - 13:00 dsfr.ir/pg2so

ایرانگردی با پای پیاده
دنیای سفر
دانیال رمیزی پور، جهانگرد پیاده

گاهی دقیقا همانجایی می روم که در سفرنامه ها به آن اشاره شده و خودم را در آن دوران تصور می کنم؛ حس خوبی دارد.

در زمانه ای که بشر برای سرعت بیشتر به آب و آتش می زند و در رویای رسیدن به سرعت نور است، هستند کسانی که آهسته می روند؛ آهسته تر از ریتم زندگی اغلب ما. مسافرانی که گام به گام صدای پای خود را می شنوند و پیاده عازم سفر می شوند. آنها چه رویایی در سر دارند؟ حوصله شان از این همه آهستگی سر نمی رود؟ بهتر است با این جور سوالات کلنجار نرویم و از زبان خود آنان بشنویم.

مخاطب من می خواهد دو سال در ایران پیاده سفر کند و تجربیاتش را در قالب سفرنامه بنویسد. 7 ماه است که سفرش را شروع کرده و تجربه هایی بی نظیر داشته است. خودش را این طور معرفی می کند: دانیال رمیزی پور، جهانگرد پیاده هستم. آنقدر روی کلمه پیاده حساس شده ام که همان ابتدا می پرسم. واقعا پیاده؟ همه مسیرها را پیاده میروی؟

- بله ترکیبی از پیاده و هیچهایک... با وجود اینکه مدت 7 ماه است که در راهم هیچ وقت از تاکسی، اتوبوس یا هر وسیله نقلیه عمومی دیگری استفاده نکرده ام.

- پیاده روی حتما خستگی دارد. چطور برنامه ریزی می کنی؟

- قبل از شروع سفر راجع به استان های مختلف مطالعاتی انجام دادم. بعد شروع کردم روی نقشه مسیری که قرار بود بروم را مشخص کردم. پس از ورود به هر استان اول به مرکز آن استان میروم و بعد از گشت و گذار در مرکز، نوبت سر زدن به شهرهای دیگر آن استان می رسد. در هر شهری که میروم به بررسی آداب و رسوم و پتانسیل های گردشگری و تاریخی و حتی گویش ها و لهجه های آن منطقه می پردازم. قصد دارم که سفرنامه ام مرجعی کامل برای ایرانگردی باشد. در طول سفر از تمام مواردی که در بالا ذکر شد، نت برداری میکنم تا در پایان سفر بتوانم با گرداوری این مطالب به تکمیل سفرنامه ام بپردازم.

- و انرژی ات رو چطور نگه می داری؟

- حفظ انرژی و سلامت مهم است. اگر سالم و پرانرژی باشم، بیننده و شنونده خوبی خواهم بود و دور و برم را بهتر می بینم. آب، غذا، خواب کافی، گرما، سرما و ... همه و همه در سفر مهم می شوند. حجم و وزن کوله ام کنترل شده است و خوردنی های زیاد با خود حمل نمی کنم. اصول بقا در طبیعت را خوب می دانم هر چند که کم پیش آمده نیازمند این اصول شوم. خوراکم ساده و متناسب با جایی است که در آن هستم.

- من هنوز با کلمه پیاده، درگیری ذهنی دارم. چه چیزی باعث میشود که سختی 7 ماه سفر آن هم سفر پیاده را تحمل کنی؟

- خنده به لب می گوید: چیزی که شما به آن می گویید سختی، برای من بسیار شیرین و دلپذیر است. انگیزه ای که باعث شده این سفر را شروع کنم، عشقم به وطنم ایران است. خیلی دوست دارم که تمام ایران را بشناسم تا بعدها که به کشورهای دیگر سفر می کنم، برای آنها از ایران و آداب و رسومش بگویم. می خواهم ایران را طوری معرفی کنم، که خودم دیدم نه آن چیزی که شنیدم و خواندم. همچنین دیدن مناطقی از ایران که ندیده ام و نامی از آن نشنیده ام نوعی انرژی مضاعف به من می دهد، که مرا به ادامه سفر ترغیب میکند.

دانیال خوش صحبت است. گاه ژست هایی می گیرد و به گونه ای سخن می گوید که به یاد سفرنامه نویسان تاریخ گذشته ایران می افتم. سفرنامه هم می خونی؟

- چندتایی خوانده ام. گاهی دقیقا همانجایی می روم که در سفرنامه ها به آن اشاره شده و خودم را در آن دوران تصور می کنم. حس خوبی دارد هر چند که همه چیز تغییر کرده است.

این بار من کمی به فکر فرو می روم. ایرانیان این دوران هم فرق کرده اند. مثلا همین تلگرام بازی ما آن زمان که نبود. بلافاصله می پرسم لابد موقع پیاده روی همه اش سرت لای تلگرام است. اصولا تکنولوژی چقدر در طول سفر و برنامه ریزی به تو کمک می کند؟

- از تکنولوژی قطعا نمی توان چشم پوشی کرد. با استفاده از GPS و خدمات مسیریابی گوگل بهتر می توانم مسیرم را پیدا و مناطق مورد نظرم را شناسایی کنم. شبکه های اجتماعی هم برای معرفی مناطق مختلف توسط محلی ها به من نقش بسیار پر رنگی داشته اند. خصوصا در ایجاد ارتباط با مردم و اشتراک گذاری تجربیاتم و استفاده از راهنمایی های آنان. با این حال کمتر با گوشی ام کار دارم. پیام های نخوانده زیادی دارم که خوانندگان کانال و دوستان فرستاده اند. هر چند باید اشاره کنم که اینترنت اپراتورهای موبایل مناسب نیست و در اغلب مناطق مشکل دارم.

چه مردم محلی و چه من مسافر باید یاد بگیریم چطور با بکدیگر ارتباط بگیریم که حس کنجکاوی هر دو گروه ارضاء شود.

- رفتار مردم خصوصا آنها که می فهمند تو کلا پیاده ای (!)، چطور است؟

- مردم ایران در مهربانی و میهمان نوازی شهره جهانند و من هم از این نعمت بی بهره نبوده ام. در جای جای ایران بارها شاهد این رفتار انسانی بوده ام. در کل اغلب مردم من را با آغوش باز پذیرفتند و خاطره های خوشی از آنها دارم ولی گاهی تلخی هایی هم پیش آمد که در مقابل شیرینی لطف دیگر هموطنان، به چشم نمی آید.

- چه تلخی هایی؟

- تلخی هایی از جنس تقابل سنت و مدرنیته. در مسیرها و نقاط دور دست گاه احساس ناامنی می کنم آن هم درست در میان مردمی که مهربان اند و مهمان نواز. در جایی مثل تهران آمدن و رفتن غریبه ها اصلا به چشم نمی آید اما در جاهایی بسیار دورتر از جاده ها، حتی یک غریبه هم دیده می شود. چه مردم محلی و چه من مسافر باید یاد بگیریم چطور با بکدیگر ارتباط بگیریم که حس کنجکاوی هر دو گروه ارضاء شود.

وانمود می کنم که دوهزاری ام افتاده. دانیال مثال هایی می آورد و می خواهد درباره شان ننویسم.

- بالاخره هر آغازی، پایانی دارد، پایان مورد انتظارت چیست؟

- از خودم انتظار دارم که آنقدر بتوانم ایران یا هر کشور دیگری را بگردم و یافته هایم را افزایش دهم و از تمام مناطقی که رفتم مرجعی کامل و بی نقص بسازم، تا بتوانم با معرفی این مناطق به دیگر گردشگران و شناساندن پتانسیل های گردشگری و تاریخی ایران به جهانیان نقشی داشته باشم.

تا این جا به اندازه کافی با دانیال صحبت کرده ام و وقتش رسیده که سر شوخی را وا کنم و سوالات خصوصی تر بپرسم.

- بچه مایه داری؟

- نه.

- خرج سفرت از کجا تامین میشه؟

- بر خلاف باور عموم مردم، هزینه این گونه سفرها زیاد نیست. شاید باور نکنید زمانی که اولین قدم های سفرم را برداشتم تنها هفتاد هزار تومان در عابر بانک، داشتم. انرژی روزانه ام را با غذاهای ساده ای که در هر جا می شود تهیه کرد، تامین می کنم و همین.

- اما تجهیزات و وسایل سفر باید گران باشد؟

- در این مورد با شما موافقم. عینک، کوله پشتی، کفش، لباس، کیسه خواب، چادر، کلاه و وسایل دیگر چون باید سبک و مقاوم باشند، گران هستند که با چندماه کار بیشتر و پس انداز، قبل از سفر آنها را خریدم.

- اسپانسر هم داری؟

- در شروع سفر نداشتم اما به واسطه کانالم و ارتباطاتی که بعدها شکل گرفت، از من حمایت هایی می شود.

- ما در دنیای سفر مشکلی با نام بردن از حامیان شما نداریم.

- چه خوب. به دلیل پیاده روی زیاد، هر 30 تا 40 روز کفشم را باید تعویض کنم، شرکت بنادک تولید کننده کفش Rebuar در ایران، کفش هایم را تامین می کند. همچنین شرکت سرمایه گذاری ایرانگردی و جهانگردی، در همه شهرهایی که هتل دارد پذیرایی و اقامت بنده را تقبل کرده است. از هر دو شرکت تشکر می کنم.

- این جور که پیگیری می کنم، حسابی مشهور شدی؟

- بله شما درست می فرمایید، رسانه های مختلفی به من لطف دارند و کارهایی به زودی انجام خواهم داد. هدف من این نبود البته اما خوشحالم که دیده می شوم.

در ادامه زدیم به کانال خصوصی و از کارهایی که دانیال در جریان دارد صحبت کردیم. و دست آخر هم سلفی انداختیم و دانیالی را بدرقه کردیم که در تمام مدت گفتگو تنها یک مغز بادام شور خورده بود.

اگر می خواهید بدانید دانیال همین الان کجاست، عضو کانال سفر با دانیال شوید.

جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 13 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1