آیا شایعات فروش گونه های حیات وحش جانوری توسط مافیای محیط زیست صحت دارد؟

12 مهر 1395 - 09:30 dsfr.ir/l63in

آیا شایعات فروش گونه های حیات وحش جانوری توسط مافیای محیط زیست صحت دارد؟
mehriz.gov.ir
باغ آهو در روستای سریزد شهرستان مهریز

فروش گونه های حیات وحش جانوری امتداد همان ذهنیت سدسازان وزارت نیرو در سازمان حفاظت محیط زیست است.

یکی از اهم وظایف و رسالت سازمان حفاظت محیط زیست، حفاظت از گونه های حیات وحش و ذخایر ژنتیکی جانوری است که این وظیفه در قانون شکار و صید تبلور یافته است. برای تحقق هدف مورد انتظار سالیانه مبالغ ناچیزی از اعتبارات اندک و قطره چکانی سازمان هم به این مورد اختصاص داده شده و در سطح استان ها هم اعتبارات بسیار ضعیفی در قالب ردیف ها و سرفصل هایی همچون ساماندهی مناطق و احیای گونه های جانوری و گیاهی اختصاص داده می شود.

از نظر اجتماعی اما یکی از اهرم های بسیار قوی و نیرومند برای حفاظت از حیات وحش مباحث ارزشی است که متاسفانه بدلیل عدم توان مدیریت این پتانسیل، خسارت های بسیار سنگینی به زیستگاه ها وارد می شود.

به عبارت دیگر و برای تبیین موضوع می توان این گونه بیان کرد که مباحث ارزشی همچون چاقوی دولبه است که در صورت عدم توان مدیریت به جای انتفاع، خسارت به بار می آورد. یکی از این موارد صدور مجوزهای شکار حیات وحش است.

در حالی که آمار جمعیت های حیات وحش با شیب بسیار تندی در حال کاهش و نزول است و سالیانه علیرغم تلاش بسیار محیط بانان و حافظان بی ادعای محیط زیست همچون همیاران افتخاری و تشکل های مردم نهاد، صدور مجوزهای شکار حیات وحش تحت عنوان شکار تفریحی و تروفه و ... این ذهنیت را به اذهان و افکار عمومی جامعه متبادر می نماید که هدف عمده سازمان حفاظت محیط زیست از حفاظت حیات وحش، در نهایت صدور مجوز شکار به منظور درآمد زایی ریالی و ارزی است چرا که همانطور که در صدر به آن اشاره رفت جمعیت های حیات وحش موجود در مناطق آنقدر آسیب پذیر هستند که در حال حاضر هر گونه برداشت از آن به هیچ وجه قابل دفاع و توجیه نیست.

در این میان اما عملکرد و انجام اقدامات غیر کارشناسی می تواند شدت این آسیب زایی را فزونی بخشد. به عنوان مثال سایت های تکثیر حیات وحش در اسارت که به منظور احیای گونه های جانوری و معرفی مجدد به زیستگاه ها ایجاد شده است در حال حاضر از حیث نگهداری خود به یکی از مشکلات جدی سازمان حفاظت محیط زیست بدل گردیده است، چرا که تاکنون در هیچ کدام از این سایت ها، هدف مورد انتظار محقق نشده است.

یکی از این سایت ها، سایت پرورش و احیای گوزن زرد و آهو در منطقه حفاظت شده بیجار کردستان است که سه گونه گوزن، آهو و قوچ و میش ارمنی در آن نگهداری می شد اما به دلیل عدم موفقیت و زادآوری گوزن زرد، در حال حاضر فقط آهو و قوچ و میش در این سایت نگهداری و گونه قوچ و میش ارمنی، بومی شمال و شمال غرب کشور (خلوص ژنتیکی در شمال غرب بیشتر است) و نیز گونه شاخص منطقه حفاظت شده بیجار است.

احداث این سایت که از برکات دولت گذشته است؛ در زمان احداث با مخالفت کارشناسان روبرو شده ولی در نهایت اجرایی و در حال حاضر نیز مشکلات زیادی را برای اداره کل حفاظت محیط زیست کردستان ایجاد نموده و مبالغ زیادی صرف نگهداری آن می شود.

طی تصمیمات متخذه در سال گذشته در سطح سازمان، بنا بر فروش تعداد 17 راس قوچ و میش ارمنی و انتقال آن از کردستان به یزد (مجتمع فرهنگی گردشگری باغ آهو در روستای سر یزد شهر مهریز) بوده که در همان زمان به دلیل عدم تطابق شرایط زیستگاهی و نیز عدم توجیه علمی، این طرح با مخالفت صریح و جدی کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست کردستان و از جمله نگارنده روبرو شد.

حال پس از یک سال و با وجود این مخالفت، بار دیگر موضوع انتقال این تعداد قوچ و میش به متقاضی مطرح شده است. سوال اینجاست که موافقین این فروش و انتقال در پردیسان، بر اساس کدام موازین علمی و نظرات کارشناسی بر این اقدام اصرار می ورزند؟

در زمانی که هدف اصلی از تکثیر در اسارت که همان معرفی به زیستگاه می باشد در اغلب سایت ها محقق و برآورده نشده و صرفا به صرفه اقتصادی آن یعنی فروش و استفاده از گوشت و پوست این گونه ها بسنده می شود آیا اصرار بر ادامه این روند با اهداف شش گانه حفاظت از مناطق که در مرجع ها و رفرنسهای اکولوژی نوشته شده است منافات ندارد؟ وقتی که خود سایت داخل منطقه حفاظت شده قرار گرفته است چرا این تعداد قوچ و میش را در همان منطقه رهاسازی نمی کنند که به جمعیت های موجود در آن بپیوندد؟

وقتی که گونه قوچ و میش ارمنی 54 کروموزومی بوده ولی قوچ و میش یزد، که از گونه کرمان بوده، 55 کروموزومی است آیا این انتقال خطر تداخل ژنتیکی و تکرار موضوع انتقال قوچ لارستان به چیتگر را به همراه ندارد؟ به راستی چگونه میتوان جوامع بومی را به مشارکت در حفاظت از زیستگاه ها تشویق نمود در حالی که خود ما با این گونه اقدامات غلط و غیر کارشناسی، صرفا شکار و استفاده از گوشت و پوست گونه های حیات وحش (که فقط جنبه ایی از حفاظت را شامل می شود) را ترویج می دهیم.

آیا با انجام این گونه اقدامات بر روی شایعات وجود باندهای مافیایی در سازمان حفاظت محیط زیست و فروش گونه های حیات وحش مهر تأیید نمی زنیم؟ وقتی که چندین مجتمع، سایت تکثیر و باغ وحش در سطح استان یزد وجود دارد آیا احتمال توزیع این گونه در بین سایت های دیگر در آینده نیز در نظر گرفته شده است؟

امیدوارم که مسئولین در بخش های مربوطه سازمان، با زدودن ذهنیت تمرکزگرایی و نیز احترام به نظرات همکاران استانی، در تصمیمات خویش تجدید نظر نمایند چرا که این گونه تصمیم گیری ها ضمن اینکه تبعات و خسارت های اجتماعی بی شماری را موجب می شود، سبب ایجاد شکاف میان جامعه و سازمان حفاظت محیط زیست خواهد شد.

به باور من این قبیل اقدامات در واقع امتداد همان ذهنیت مدیریت سازه ایی منابع آبی از وزارت نیرو تا سازمان حفاظت محیط زیست است. همانگونه که مافیای سدسازی بدون توجه به تبعات اکولوژیکی بر روی اجرای طرح های سازه ایی خویش مصمم بوده و فقط جنبه ریالی را مورد محاسبه قرار می دهد ما هم با پذیرفتن این ذهنیت به فروش گوشت و پوست و تبدیل گونه ها به ریال و ارز پرداخته ایم.

« دنیای سفر » این نوشته را از « زیست بوم » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
3 + 10 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1