چین، پشت کرده بر میراث مائو، جا مانده از جایگاه ابر اقتصاد جهانی

10 مهر 1395 - 13:00 dsfr.ir/w9873

چین، پشت کرده بر میراث مائو، جا مانده از جایگاه ابر اقتصاد جهانی
عصر نفت
اقتصاد چین

زخم های نشسته بر پیکر اقتصاد اژدهای زرد رفته رفته این غول مهیب را زمین گیر کرده است.

از سال ها قبل سیگنال های ضعیفی مبنی بر از شتاب افتادن رشد اقتصاد چین صادر می شد. ابتدا در سال 1990 بود که برای نخستین بار صنعت نفت این کشور دچار ضعف و فترت شد و در مسیر زیان دهی افتاد. این ماجرا موجب شد که 40 میلیارد یوان به اقتصاد چین آسیب وارد شود. اما هجوم سرمایه های خارجی در این خلال به اندازه ای بود که کشور اژدهای زرد را به بهشت سرمایه گذاران بی وطن خارجی تبدیل کرد؛ آنهایی که وطن مشخصی ندارند و ملیت آنها را تنها کشوری تعیین می کند که شرایط بهتری برای سرمایه گذاری پیشنهاد کند.

اما چین جدید که با پای گذاشتن بر میراث مائو تسه تونگ و پذیرفتن بخش خصوصی در قانون اساسی خود تلاش کرد تا از اقتصادی سوسیالیستی به مدل موفقی در اقتصاد دولتی تبدیل شود و توسعه مبتنی بر مدل های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را با سرعتی شتابان به اجرا بگذارد دو دهه بعد دریافت که این مسیر شتابان را باید با سرعت کمتری طی کند. کابوس چشم بادامی هایی که با خداحافظی با میراث کمونیست ها سودای هماوردی با اقتصاد غول پیکر آمریکا را داشتند در سال 2013 آغاز شد، سالی که در آن رشد اقتصادی شان به کمی بیش از 2 درصد رسید، یعنی تقریبا هیچ!

در این میان، بحران آب و خشکسالی چین جاه طلب را از خواب شیرین ابر اقتصادی بیدار کرد و به رهبرانش هشدار داد که مراقب جاه طلبی های خود باشند. سیل مهاجرانی که بر اثر خشکسالی به مناطق صنعتی می رفتند موجب شد میلیون ها هکتار از زمین های کشاورزی این کشور علاوه بر آب با کمبود کارگر مواجه شوند.

دولت چین برای مقابله با اختاپوس رکودی که خود را بر پای اقتصادشان پیچیده بود نقدینگی هنگفتی را در سال 2013 تزریق کرد؛ بیش از 570 میلیارد دلار! در این میان بانک ها هم شروع به ارائه تسهیلات کردند تا چرخ های مصرف در کشورشان با شتاب بیشتری به حرکت در آید و واحدهای تولیدی سرمایه در گردش لازم برای تولید بیشتر را بیابند.

جالب اینکه ارائه تسهیلات بی حساب و کتاب در مواقع زایش بحران راه رفته ای است که اغلب اقتصادهای بزرگ در مواقع بروز نشانه های بحران می روند و دست خالی نیز باز می گردند. ارائه تسهیلات اگرچه به صورت یک مسکن علائم بیماری را به طور موقت از بین می برد، اما تنها بروز این بیماری را به تاخیر می اندازد و اندکی بعد بیماری با شرایط بحرانی تری خود را به اقتصاد تحمیل می کند. اقتصاد آمریکا هم پیش از این با دریافت سیگنال های بحران شروع به ارائه تسهیلات بی حساب و کتاب در بخش مسکن کرد. شهروندان آمریکایی که گاه بیش از 90 درصد ارزش ملک خود را از طریق این تسهیلات تامین می کردند خوشحال و شادمان دیگر تمایلی به فروش مسکن خود به قیمت پیشین نداشتند و تورم انتظاری قیمت مسکن در آمریکا را به میزان الحراره خود نزدیک کرد. در این میان تعداد افرادی که نتوانستند نقدینگی لازم را برای بازپرداخت بدهی خود به بانک ها فراهم کند رو به افزایش نهاد و ناگهان انبوهی از بدهی ها بر جای ماند و خانه ها یکی پس از دیگری توسط بانک ها ضبط شدند.

چین هم مانند سلف خود زمان زیادی نیاز نداشت تا دریابد این تسهیلات تنها بر عمق گره کور اقتصادش افزوده و نمی تواند غریق نجاتش باشد. در سال 2014 این بحران با شدت بیشتری خود را نشان داد و این بار پای بازار سهام این کشور به وسط کشیده شد. سرمایه گذاران بازار سهام چین با ناامیدی شاخص های اقتصادی کشورشان را رصد کرده و دریافتند بخش مهمی از شرکت های بورسی این کشور قادر به پوشش پیش بینی های خود نیستند و حتی با زیان مواجه هستند. بنابراین شاخص های سهام چین رو به افول نهاد و اقتصاد این کشور عمق رکود را به شکل ملموس تری درک کرد.

اما چیزی که در سال 2015 دست و پای اقتصاد این کشور را بسته و رشد اقتصادی این کشور را در برابر پرتگاهی عمیق قرار داده است فرار سرمایه های بی وطنی است که با استشمام بوی خطر، پول شان را در چمدان نهاده و راهی کشورهای دیگر شدند. اسفبارتر اینکه خود سرمایه های چینی هم ترجیح می دهند به جای چین در دیگر کشورها سرمایه گذاری کنند. آمارهای منتشره نشان می دهد که شرکت لاستیک سازی ایتالیایی پیرلی، استودیوی فیلمسازی آمریکایی لجندری، غول دانه ای سوییسی سینجنتا و شرکت روباتیک آلمانی کوکا از جمله شرکت هایی بوده اند که توانسته اند سرمایه هایی با هویت شهروندان چینی را جذب کنند.

در این باره آمارها نشان می دهد که سرمایه گذاری مستقیم خارجی موسسات مالی چین در خارج از کشور با رشدی 26 درصدی به 24.4 میلیارد دلار رسیده است، بنابراین در حالی که به نظر می رسد آمریکا توانسته است بحران اقتصادی خود را مهار کند، پای چین در باتلاق بحران گیر کرده است و به نظر می رسد در سال های آینده صدای به زمین افتادن اقتصاد اژدهای زرد، گوش جهان را کر خواهد کرد.

« دنیای سفر » این نوشته را از « روزنامه فرصت امروز » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.
جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 0 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1