جنگ و گردشگری آن، یکی تمام و دیگری ناتمام

13 تیر 1394 - 08:30 dsfr.ir/hs3bi

جنگ و گردشگری آن، یکی تمام و دیگری ناتمام
kwpa.info
بازدید کاروان راهیان نور از سد دز

زمانی که ورود تنها صد هزار گردشگر به یک منطقه می تواند اقتصاد آن را متحول کند، سفر سالیانه پنج میلیون نفر به مناطق عملیاتی، چه اثر محسوسی داشته است؟

سال 1378 گروهی از اعضای حوزه و دانشگاه با پشتیبانی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و تشکیل ستاد راهیان نور، برنامه های دیدار از مناطق جنگی را تدارک دیدند. بیشتر آن کاروان ها، نوروز را برای سفر به جنوب برمی گزیدند؛ اما با استقبال صورت گرفته جبهه های غرب نیز مورد توجه قرار گرفت و تابستان به برنامه های اردوی راهیان نور افزوده شد؛ به این ترتیب گردشگری جنگ در ایران بنا به گفته سردار علی فضلی توانست سالانه بیش از پنج میلیون نفر را به خود اختصاص دهد.

اما با در نظر گرفتن ابعاد ملی و منطقه ای جنگ هشت ساله و همین طور گستره مخاطبان داخلی و خارجی آن، گردشگری جنگ، در مقایسه با نمونه های جهانی آن موفق عمل نکرده است و هنوز راهی طولانی برای رسیدن به کشورهایی دارد که زمانی درگیر جنگ بوده اند و در حال حاضر از این نوع گردشگری برای رونق اقتصادی بهره می گیرند.

یکی از انتقادهایی که در سال های اخیر به راهیان نور وارد شده، مساله ایمنی است. به رغم آن که در پایگاه اطلاع رسانی اردوهای راهیان نور، نکاتی ایمنی نظیر داشتن معاینه فنی خودرو، بودن به ازای هر هشت ساعت طول راه، یک راننده و رعایت سرعت و ... ذکر شده است اما در طول نه سال منتهی به فرودین 1393، مرور خبرهای مرتبط با حوادث جاده ای راهیان نور نشان می دهد تصادفات به تنهایی 81 کشته و 122 زخمی در پی داشته است.

اما عامل مهمی که گردشگری جنگ در ایران را با سایر کشورها متمایز می کند، تفاوت دیدگاه به این شیوه از گردشگری است. مهدی مصطفوی فعال و مدرس مراکز آموزش عالی گردشگری به ایرنا گفته است: کشورهای پیشرو این صنعت، با تبلیغ این جاذبه ها تلاش می کنند، از سویی فرهنگ ملت خود را در مقاومت به دیگران معرفی کرده و از سویی دیگر ظلم هایی که به نظر آنان به کشورشان وارده شده است را نیز بازگویی کنند. به عنوان مثال فرانسوی ها توانسته اند با ساخت فیلم نجات سرباز رایان و تبلیغات گسترده، گردشگران را پس از شش دهه ترغیب به مشاهده بازمانده های جنگ و مرور آن کنند؛ ویتنامی ها سنگرهای بتونی زیر هتل هانوی و تونل های 200 کیلومتری زیر شهر هوشیمینه که در زمان جنگ برای مقابله با آمریکا استفاده می شد را به محلی برای عبور و مرور گردشگران و رونق صنعت توریسم تبدیل کرده اند؛ آلمانی ها نیز هر قطعه از دیوار برلین را به عنوان نمادی از جهان دو قطبی و جنگ سرد به بهایی گزاف به گردشگران می فروشند اما در ایران گردشگری جنگ نه به عنوان شیوه ای درآمدزا بلکه به عنوان امکانی برای معرفی خاطرات هشت سال دفاع مقدس نگریسته می شود. از این رو رونق اقتصادی جامعه محلی جنگ زده در دوران صلح  در فرع آن قرار می گیرد.

قیمت پایین اردوهای راهیان نور در کنار خدماتی که برای گردشگران در نظر می گیرند نشان می دهد، برگزارکنندگان این اردوها مخاطبانی خاص را هدف قرار داده اند. معدود گردشگران خارجی که از مناطق جنگی ایران بازدید می کنند به حضور طلاب خارجی و یا کاروان هایی معدودی از حزب الله لبنان بازمی گردد. همچنین موزه صلح تهران توانسته است با همراهی انجمن حمایت از قربانیان شیمیایی، گروه هایی را از کشورهای ژاپن، بلژیک، کانادا، ویتنام، سوئد و.. را برای بازدید از آن موزه و یادبود قربانیان حمله شیمیایی در سردشت جذب کند.

در حالی که هشت سال جنگ در غرب و جنوب ایران با ویرانی ها و فجایع بی شماری نظیر آنچه در حمله شیمیایی به سردشت اتفاق افتاد، مواجه بوده و بازدیدکنندگان از این مناطق ضمن همدردی با بازماندگان، می توانند به درکی کلی از آنچه در این جنگ روی داده است، دست یابند.

همان طور که علیرضا نظری اسفنگره کارشناس و مدرس مراکز آموزش عالی گردشگری استان تهران نیز در گفت و گو با ایرنا، گفته است: توسعه گردشگری جنگ نه تنها می تواند معرف برگی از تاریخ باشد، بلکه در توسعه اقتصاد و اشتغال زایی در مناطق جنگ زده نیز تاثیر بسزایی دارد.

چه باید کرد؟

گردشگری جنگ در ایران زمانی می تواند توسعه اقتصادی را به مناطق و مردم آسیب دیده از جنگ، مژده دهد که در چهارچوب استانداردهای موجود برای خدمات گردشگری  قرار گیرد و تحت لوای سازمان متولی گردشگری کشور تعریف گردد، به گونه ای که برگزارکنندگان مختلف تور در رقابت با یکدیگر بتوانند ضمن در نظر گرفتن کیفیت و امنیت تور، متناسب با سطح فرهنگی مخاطبان خود برنامه ریزی کنند.

به این ترتیب می توان انتظار داشت اردوهای دانش آموزی و دانشجویی، مشابه آنچه در سایر نواحی اتفاق می افتد با خدمات حداقلی برنامه ریزی  گردد و از سوی دیگر تورهایی با موضوع بازدید از مناطق جنگی و جاذبه های جنگ برای مخاطبان با سطح درآمدی بالاتر در نظر گرفت. در این صورت برنامه سفر و شکل اجرای تورها نیز متناسب با سلیقه فرهنگی مسافران تغییر خواهد کرد و بازدید از سایر جاذبه های تاریخی و طبیعی می تواند در برنامه سفر تورها قرار گیرد و تورهایی چند بعدی برگزار گردد.

در آن صورت فارغ از اینکه چه مسافری و چگونه به بازدید از جاذبه های جنگ می رود، انتفاع مردم بومی ساکن در مناطق جنگ زده، در نظر گرفته خواهد شد. ساکنانی که هشت سال اگر بمب و خمپاره امان شان را برید، حال می توانند در کنار فروش صنایع دستی، راهنمایی و اسکان گردشگران، از آنچه بر سرشان رفته است و فرصت هایی که از دست داده اند بگویند تا مرهمی بررخم کهنه شان باشد و اقتصاد و معیشت شان اندکی بهبود یابد. مردمی که از جنگی تمام عیار زیان دیده اند، حق دارند از فرصت های پس از جنگ نیز به تمام عیار بهره برند؛ که گردشگری جنگ یکی از این فرصت هاست.

"راهیان نور" در سال های اخیر به "راهیان نور و گردشگری" تغییر نام یافته است؛ تغییری که می تواند نشانی از تغییر دیدگاه در نزد برگزار کنندگان تورهای بازدید از مناطق جنگی باشد. در همین راستا چندی قبل ستار احمدوند، مسئول سازمان اردویی، راهیان نور و گردشگری سپاه استان قم گفته است: "اردوهای راهیان نور نقش مهمی در رونق بازار شهرها و استان های میزبان در حوزه های خدمات، حمل و نقل و زیر ساخت دارد". او همچنین گفته است " جهت روایت گری در اردوی راهیان نور نزدیک به 400 نفر در مجموعه حفظ آثار آموزش دیدند". هم او از بهینه سازی اردوگاه های راهیان نور استانی در جنوب و غرب کشور خبر داده است.

اگر سپاه هر استان برای تورهای راهیان نور خود، اردوگاه های استانی مجزا در جنوب و غرب داشته باشد، چگونه ساکنان محلی شانس کسب درآمد از اقامت گردشگران خواهند یافت؟ از دیگر سو، تربیت و اعزام روایت گر همراه تورها، همچنان از دیدگاه سنتی به جنگ که مرور خاطرات آن است، حکایت دارد و نپذیرفتن اصول و مفاهیم گردشگری. که اگر این گونه بود، روایت گر، راهنمای تور خوانده می شد و به جای اعزام آنان از نیروهای بومی استان های میزبان، کمک گرفته می شد.

به نظر می رسد راهیان نور، علیرغم خواسته متولیان امر، هنوز نتوانسته است در رونق بازار شهرها و استان های میزبان نقشی پررنگی داشته باشد. زمانی که ورود تنها صد هزار گردشگر به یک منطقه می تواند اقتصاد آن را متحول کند، سفر سالیانه پنج میلیون نفر به مناطق عملیاتی، اثر محسوسی نداشته است.

شاید زمان آن فرا رسیده باشد که انحصار برگزاری اردوهای راهیان نور برداشته و به بخش خصوصی اجازه برگزاری تور داده شود. در آن صورت شاید سر و کله گردشگرانی که بازدید از مناطق جنگی را به سبک و سیاقی دیگر می خواهند، پیدا شود و مفهوم گردشگری جنگ آن گونه که در همه جا رواج دارد، تجربه تلخ جنگ را به مردم دنیا بشناساند.

دیدگاه ها

  • معنوی 26 تیر 1394 - 19:36

    راهیان نور عملا محدود شده به خانواده های سنتی و مذهبی. هنوز هم باید پابرهنه شد؟

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
8 + 1 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1