تاملی بر بازار هدف مناسب گردشگری کشور

آیا گردشگری ایران می تواند جای ترکیه را بگیرد؟

28 تیر 1395 - 13:00 dsfr.ir/jw02d

آیا گردشگری ایران می تواند جای ترکیه را بگیرد؟
escapio.com
هتل مردان پالاس آنتالیا

بعد از تحولات سیاسی ترکیه که بر گردشگری این کشور نیز تاثیرات چشم گیری داشته است، این سوال مطرح می شود که آیا گردشگری ایران می تواند جای ترکیه را بگیرد؟

برخی معتقدند ایران هرگز نمی تواند به اندازه ترکیه برای گردشگران اروپایی جذابیت داشته باشد و دلایل این مدعا را در چند بخش بر می شمرد. همچنین دیدگاه های مختلفی درباره تغییر بازارهای هدف گردشگری ایران وجود دارد. در این نوشتار سعی داریم با نگاهی انتقادی برخی از این ادعاها را مورد واکاوی قرار دهیم.

- یکی از این ادعاها این است که بخش قابل توجهی از گردشگران اروپایی با حضور در اماکن گردشگری ترکیه، احساسات نوستالژیک شان را نسبت به تاریخ اجدادی خود بازخوانی می کنند اما آثار تاریخی بی شمار ایران نه می تواند تا این اندازه برای گردشگران اروپایی آشنا و ملموس باشد و نه می تواند این حس تعلق و نوستالژی را در بین آنان برانگیزاند. این ادعا در حالی بیان می شود که با نگاهی به عمده ترین دلایل سفر کشورهای اروپایی هدف گردشگری ترکیه، یعنی کشورهای آلمان، بریتانیا، بلغارستان، هلند و فرانسه می توان به این نکته پی برد که تعداد بسیار زیادی از این گردشگران بیشتر به دنبال لذت بردن از آفتاب دلچسب و سواحل زیبای ترکیه هستند تا بازدید از بناهای تاریخی و میراث ملموسِ آشنای فرهنگی. به طور دقیق تر جذاب ترین مقاصد برای گردشگران آلمانی سواحل کشورهایی هستند که از آفتاب دلچسب برخوردارند و برای گردشگران فرانسوی نیز در وهله اول سواحل داخلی این کشور و سپس سفر به کشورهایی که از آفتاب و ساحل مطلوبی برخوردارند، در اولویت قرارد دارد. این موضوع برای گردشگران بریتانیایی و بلغارستانی نیز به همین منوال است. اگرچه بدیهی است بخشی از این گردشگران در وهله بعد، از برخی آثار تاریخی به جای مانده از تمدن بیزانس (روم شرقی) ترکیه نیز بازدید کنند.

- از طرف دیگر، نمی توان به سادگی از کنار این موضوع گذشت که آنچه بر پویایی صنعت گردشگری و جذابیت آن افزوده، تنها مناسبات و اشتراکات فرهنگی نیست، بلکه افتراقات فرهنگی و تنوع در خصوصیات کمی و کیفی مقصدهاست که باعث شده هم بزرگ ترین تحرک اجتماعی و هم گسترده ترین تحرک جغرافیایی را در قرن بیست و یکم موجب شود. بر همین اساس، ایران جذابیت خاص و مستقل خود را برای هر گردشگری دارد؛ همان طور که هر مقصدی هویت مستقل دارد که در همان بافت خود قابل تفسیر است.

- از سوی دیگر برخی بر این باورند که جذب آن دسته از گردشگران «ثروتمند و متمول» افغانستانی باید در دستور کار بخش خصوصی و دولتی قرار گیرد؛ قشری که تاکنون تلاشی برای جذب آنها نشده است. گرچه برای کشوری جنگ زده و درگیر بحران داخلی چون افغانستان سفر خارجی در زمره کالای لوکس قرار می گیرد و تنها برای قشر «نسبتا معدودی» امکان سفرخارجی وجود دارد، مطالعات در مورد همین تعداد بسیار کم گردشگران افغان نیز نشان می دهد انگیزه بسیاری از آنها که به اروپا، کانادا و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس سفر می کنند، جستجوی کار و دیدار از دوستان یا بستگان در خارج از کشور است تا تفریح و سرگرمی. به عنوان مثال طبق آمارهای وزارت مهاجرت کانادا سالانه دوهزار نفر افغان به کانادا مهاجرت می کنند. از این گذشته، به نظر نمی رسد ایران جذابیت چندانی برای این دسته از گردشگران متمول افغانستانی برای گذران تعطیلات داشته باشد؛ همانطور که برای ایرانیان ثروتمند نیز سفر به ترکیه یا مالزی هرگز نمی تواند به اندازه سفر به اروپا و قاره آمریکا برای گذران تعطیلات جذابیت داشته باشد.

- از سوی دیگر همین افراد، اصلی ترین گونه گردشگر افغانستانی را گردشگر درمانی می دانند و تاکید بر جذب آنها دارد. این نکته بسیار درستی است و برهمین اساس چندسالی می شود که این بخش از گردشگران از طرف دولت ایران به عنوان بازار گردشگری درمانی شناخته شده اند. با این حال اگر بپذیریم که گردشگری درمانی اصلی ترین تقاضای بازار افغانستان برای حضور در ایران می تواند باشد. پس می توان نتیجه گرفت برای سایر محصولات گردشگری کشور مانند اکوتوریسم، گردشگری تاریخی و فرهنگی و ... نمی شود روی گردشگران افغانستانی حساب باز کرد و باید روی بازار دیگری تمرکز کرد که اشتیاق زیادی نیز نشان می دهند. علاوه براین با تغییر بازار هدف به سمت همسایگان شرقی نظیر افغانستان و پاکستان، پرسش هایی مطرح می شود؛ میزان هزینه کرد این گردشگران آیا قابل قیاس با گردشگران اروپایی خواهد بود؟ به چه میزان استراتژی جذب گردشگران افغانستانی و پاکستانی بر تجربیات و تعاملات فرهنگی بین المللی ما خواهد افزود؟ آیا این بازار قادر است فشار و تغییری در کیفیت سطح خدمات دهی، مهمان نوازی و مهمان پذیری ما ایجاد و ما را به سمت بهتر شدن هدایت کند؟ از همه مهم تر آنها در دیپلماسی گردشگری چگونه می توانند بر وجهه استنباط شده از ایران و همچنین بهبود تصویر کشورمان نزد جهانیان کمک کنند؟

- در کنار افغانستان و پاکستان، از نظر برخی کارشناسان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مثل شیعیان عراق، شهروندان امارات، بحرین، کویت و عربستان، بهترین بازار گردشگری به ایران به شمار می آیند و تا پیش از تنش های ایران با عربستان (که موضع گیری دیگر کشورهای عربی را نیز در پی داشت) بازار گردشگری ایران را در اختیار داشتند. متاسفانه از آنجا که تنش با عربستان در اکثر مواقع به دلیل نفوذ مالی این کشور به صورت دومینویی با پاسخ سایر کشورهای عرب همراه بوده، همین امر همیشه بازار کشورهای عرب را یک بازار غیروفادار، نامطمئن و غیرمنسجم برای ایران تبدیل می کند. بنابراین به نظر می رسد در بحث جذب گردشگران عرب، باید به آن دسته از کشورهایی بیشتر توجه نشان داد که مناسبات سیاسی شان با ایران، خارج از قواعد دومینویی باشد؛ کشورهایی مانند عراق، عمان، لبنان و تا حدودی قطر و امارات.

نویسندگان:
ابوالفضل صیامیان گرجی/ دانش آموخته گردشگری
سیامک سیفی/ دانشجوی دکتری گردشگری دانشگاه پانتئون سوربن فرانسه

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1 + 0 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1