کیارستمی و بی قراری یک تفکر

19 تیر 1395 - 15:40 dsfr.ir/e91gl

کیارستمی و بی قراری یک تفکر
ایلنا
عباس کیارستمی چهره شاخص و بین المللی سینمای ایران

کلمه «مرحوم» هم بالاخره پیش از اسم عباس کیارستمی نشست و این باید است چه ما بخواهیم و چه ما نخواهیم.

کیارستمی روح ناآرامی بود که در سال 1319 در تهران حلول کرد و عباس نامش نهادند. از این روح ناآرام که خودش گفته بود: «کار اصلی من فیلمسازی است اما خودم را محدود به فیلمسازی نمی کنم. هر دو سه سال یک بار شانس ساختن فیلمی را دارم. اما این فرصت عملا جوابگوی آن بی قراری ای نیست که هر روز صبح آدم را از خواب بیدار می کند. هر بار به شکل های مختلف، گاهی عکاسی، گاهی اینستالیشن، گاهی شعر و گاهی حتی نجاری بروز می کند و قصد بر این نیست که من کارهای متعدد دیگری در دیگر عرصه های هنری از خود نشان دهم. اینها حاصل بی قراری های مداوم من در دوران بیکاری من در طول سال است.»

در سی سالگی کار فیلم سازی خود را با نان و کوچه آغاز کرد که خود سرآغازی بود بر افتخارآفرینی وی با فیلم لباسی برای عروسی در دهه 1970 میلادی یا دهه 50 خودمان.

در ادبیات این نگاه معمول و معقول است که کار برای کودک و نوجوان به مراتب سخت تر از تولید اثر برای مخاطب بزرگسال است که اگر خوب نگاه کنیم می بینیم که عمده کار کیارستمی در سال های آغازین کار برای کودکان و نوجوانان است. با این توصیف می توان این گونه بیان کرد که این روح بیقرار کار خود را از سخت ترین شکل ماهوی خود آغاز کرده و در عین حال لطافتی را که مختص کار این قشر از اجتماع است در جای جای آثارش لحاظ نموده که می توان به قاطعیت نظر داد که جمع کردن این دو ویژگی در کنار هم بسیار سخت و حوصله بر است که کیارستمی در «خانه دوست کجاست؟» با مهارت از عهده آن برآمد و باعث حیرت همگان شده است.

در عین حال از نکات بسیار مهم دیگری که در زمره خصوصیات آثار او جای دارد - البته با نگاه داستانی و برآیند ویژگی شخصیتی وی - نوعی نگاه سوژه محور به طرح و یا پیرنگ اصلی کارهای سینمایی اش است. به این معنی که کیارستمی در روند شخصیت پردازی هایش بر اساس آنچه در ذهن خود طرح کرده بود، در پی بازگو کردن مسائل بزرگ انسانی از جمله وظیفه شناسی، نوع دوستی و ... بوده که فقط مختص یک جامعه نبود بلکه نگاه او به انسان نگاهی لامکانی و لازمانی بوده و یکی از دلایل اصلی انتخاب و توجه مخاطبین خارج از ایران به آثارش را می توان همین نگاه عنوان کرد.

به عنوان مثال همانطور که آثار چخوف در ژانر خود، یا آثار مارکز دارای عناصر مختص یک جغرافیای خاص بوده اند اما موضوع مطرح شده در دل آثار ادبی که خلق کرده اند موضوع تمام انسان های دیگر نقاط جهان می توانسته باشند و از این آثار مرزهای وطن اصلی تولید کنندگانشان را درنوردیده و این طور مورد استقبال قرا می گیرند.

از دیگر نکات مهم آثار این کارگردان فقید می توان نگاه مینی مالیستی وی در درون آثارش را مثال زد. اکثر آثار کیارستمی در بازه زمانی کوتاه اتفاق می افتند که این خود ناشی از هوش این هنرمند در شناسایی ذائقه مخاطب معاصر آثارش است.

و نکته آخر اینکه به هر روی عباس کیارستمی به واسطه خلق آثاری که برخی ویژگی هایش به اختصار گفته شد، اسم اصلی پلاکارد سینمای ایران در خارج از مرزهای کشور خود بود. همین.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 9 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1