روزگاری «مسجد، گالری هنرهای اسلامی» بود

16 خرداد 1395 - 16:30 dsfr.ir/gy15s

روزگاری «مسجد، گالری هنرهای اسلامی» بود
میثم رودکی - دنیای سفر
نمایی از مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله در میدان نقش جهان

کمتر کشوری پیدا می شود که به اندازه ایران، مساجد تاریخی اش را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده باشد اما امروزه وضع مسجدسازی در ایران چندان مطلوب نیست.

حدیثِ ارادتِ ایرانیان به نماز و نیایش را از زبان «مسجد» باید شنید. در مساجد ایرانی، شاهد تبلور خلاقیت ایرانیان در مهندسی، معماری و هنر هستیم. مسجد، مکان معراج مؤمن است؛ ازاین رو ایرانیان نفیس ترین هنرها و صنایع را در مساجد به کار برده اند. مساجد ایرانی را به حق، باید گالری و دایره المعارفِ هنرها و صنایع و فنون و علوم دانست.

تاکنون نزدیک به 31 هزار و 500 اثر تاریخی-فرهنگی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. این آثار شامل خانه ها، حمام ها، کاخ ها، پل ها، تکایا، حسینیه ها و مساجد و انواع دیگری است. مساجد، نفیس ترین و درعین حال بیشترین آثاری است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

در همه ادوار تاریخ ایران پس از اسلام، مساجد بیشترین سهم از آثار برجای مانده را دارند. اگر بخواهیم به گواه میراث فرهنگی بخشی از خدمات ایرانیان به اسلام را بررسی کنیم، کافی است به تاریخ مسجدسازی در ایران و تحولات آن رجوع کنیم. مسجدسازی در ایران از شبستان های خشتی بی پیرایه مانند مسجد فهرج یزد آغاز و به مساجدی چون مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف الله در اصفهان و مسجد آقابزرگ در کاشان رسیده است.

مساجد پیش گفته بر تارک تاریخ معماری و شهرسازی ایران و جهان جای گرفته اند. فهرست میراث جهانی یونسکو به نام تعدادی از مساجد ایرانی آراسته شده است. این مساجد عبارت اند از:

- مسجدجامع اصفهان، به عنوان موزه و دایره المعارف هنر و معماری ایران در دوره اسلامی؛
- مسجد کبود تبریز که به فیروزه اسلام شهرت دارد؛
- مسجد امام اصفهان که اوج مسجدسازی در ایران است؛
- مسجد شیخ لطف الله که به تعبیر بسیاری از هنرپژوهان جهان، جواهر هنر ایران است؛
- مسجدجامع کبیر یزد که در راه ثبت جهانی است.

از موارد یادشده که بگذریم، مسجد آقابزرگ کاشان، مسجدجامع ورامین، مسجد سید در اصفهان، مسجدجامع اردستان، مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان، مسجد نصیرالملک شیراز و مساجد فراوان دیگری در ایران هست که هر یک به تنهایی می توانند زینت بخش فهرست میراث جهانی باشند. به گواه آنچه باقی مانده است، شاهکار معماران ایرانی، مساجد بوده است. مسجد گوهرشاد مشهد به معماری استاد قوام الدین شیرازی، مسجدجامع عباسی کار مولانا علی اکبر اصفهانی و مسجد شیخ لطف الله اثر محمدرضا اصفهانی، نمونه های اعلای معماری ایرانی است.

تجربه ایرانیان در مسجدسازی می تواند امروزه راهنمای هنرمندان، مهندسان، محاسبان و بانیان و حامیان مساجد باشد. از ظواهر امر چنین برمی آید که ما از گنجینه غنی مساجد کمتر بهره برده و از این میراث عظیم مُجدانه غفلت کرده ایم. امروزه کمتر معمار معروف و برجسته ای می شناسیم که مسجدی ساخته یا طرح مسجدی در کارنامه حرفه ای او باشد. امروزه جایی از ایران نیست که مساجدی با گنبدها و گلدسته های پیش ساخته حلبی و استیل در آن ساخته نشده باشد. مسئولیت شیوع این گونه مساجد، البته متوجه صنعت گرانی نیست که در کارگاه های خود در مازندران و گرگان نشسته و به طور انبوه فقط یک جور گنبد و گلدسته می سازند. بی آنکه بدانند این گنبدها کجا می روند؛ گیلان، کردستان، آذربایجان، بوشهر، جزیره قشم یا یزد و اصفهان. اینجا نهادهای سیاست گذاری و نظارتی ذی ربط اند که باید مانع رواج بدون نظارت این گونه مساجد شوند.

البته مسئله فقط مساجد کوچک و کم هزینه نیست که خارج از قاعده معماری ایرانی و ملاحظات اقلیمی بنا می شوند. مساجد بزرگی و پرتکلفی نیز با هزینه های گزاف در سال های اخیر ساخته شده که چندان خوب از کار درنیامده اند؛ ایرانی و اسلامی بودن این مساجد که کم تعداد هم نیستند در حد جزئیات غیرضرور، مانند احداث گنبد، گلدسته، قوس، و کاشی کاری های بی محل است.

در مسجدسازی امروز قواعد تاریخی، فرهنگی و بومی مسجدسازی به کار گرفته نمی شود. پرواضح است که ایران در جهت شمال شرقی کعبه قرار دارد؛ ازاین رو مقصوره و شبستان و محراب اصلی همه (با تأکید) مساجد ایران در ضلع جنوب غربی منظور شده است که امروزه مساجد بی شماری بنا شده که شبستان در نقطه مقابل در نظر گرفته شده است. شاید به سبب آفتاب گیربودن این جبهه از مساجد باشد!

مسئله دیگر نام گذاری مساجد است. در میان مساجد تاریخی ایران فقط چند مسجد هست که آن را به نام امامان معصوم علیهماالسلام نامیده اند. تعداد این مساجد از انگشتان یک دست بیشتر نیست؛ مانند مسجد امام حسن (ع) در اردستان یا تاریخانه دامغان که به مسجد امام حسن (ع) نیز شهره است. وجه تسمیه این مساجد این بوده که روایت است آن امام معصوم در این مسجد نماز گزارده و به عبارتی سبب این نام گذاری یک رویداد تاریخی بوده است. قاعدتا مساجد تاریخی را به نام بانی، معمار، محله، امام جماعت یا بر حسب رویدادی مرتبط نام گذاری می کرده اند. به نظر می رسد اینکه امروزه مساجد را به نام پیامبران و ائمه می خوانیم، پیروی از فرهنگ مسیحیان باشد که اماکن مقدس خود را به نام قدیسان مسیحی می نامند.

کلام پایانی: کمتر کشوری در جهان اسلام پیدا می شود که به اندازه ایران، مساجد تاریخی اش را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده باشد و با اینکه مساجد جزء زیباترین و نفیس ترین بناهای تاریخی ایران به شمار می روند، اما امروزه وضع مسجدسازی در ایران چندان مطلوب نیست. امروزه مساجدی ساخته می شوند که مطلقا از حیث نفاست با مساجد تاریخی ایران مقایسه کردنی نیست. این مساجد که با طرح یک شکل ساخته می شوند، نه با اقلیم تناسب دارند و نه مبتنی بر فرهنگ ایران اند.

به وفور دیده می شود چهاردیواری یا سوله ای را به مدد یک جفت گلدسته فلزی به مسجد تبدیل کرده اند. این عمل و اقدامات مشابه، ناشی از بی توجهی به میراث عظیم مسجدسازی در ایران است. اگر این روند تداوم یابد در آینده نه چندان دور، در سراسر ایران اسلامی شاهد مساجد یک دست و بی تفاوتی خواهیم بود که نمی توان میان آنها و میراث کهن و مستمرِ مسجد در ایران کمترین ارتباطی برقرار کرد. با ابراز تأسف، هیچ نشانه ای دایر بر توقف این اقدامات ملاحظه نمی شود. آیا وقت آن نرسیده است که مسجدسازی در ایران سروسامان بگیرد؟

پی نوشت: عنوان این یادداشت به عنوان مقاله ای از زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب اشاره دارد.

« دنیای سفر » این نوشته را از « روزنامه شرق » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 1 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1