«نمایش‌های سنتی» و «لاله‌زار»ی که دیگر نیست

29 اردیبهشت 1395 - 16:00 dsfr.ir/xt5bf

«نمایش‌های سنتی» و «لاله‌زار»ی که دیگر نیست
خبرگزاری میراث فرهنگی
لاله زار

زمانی که امثال من و سایر پژوهشگران خود را وقف آن کردند تا بتوانند تئاترهای لاله‌زار را فعال کنند تلاشی از سوی سازمان‌ های متولی برای تحقق و نگهداشتن این تلاش‌ ها نشد.»

درحالی که نمایش‌ های سنتی دارای غنای فرهنگی و آیینی است و می‌ توانست در مکانی که به این نام شناخته شده‌است احیا شود اما لاله‌ زار تخریب شده دیگر فروغی برای این احیا ندارد.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی زمانی که از میراث یاد می‌ شود بناهای تاریخی، خانه‌ های قدیمی، موزه‌ ها و سایت‌ های باستانشناسی در ذهن تداعی می‌ شود اما میراث تنها آن چیزی نیست که به صورت ملموس می‌ بینیم و لمسش می‌ کنیم بلکه آنچه از گذشتگان به ما رسیده چه ملموس و چه غیر ملموس میراث محسوب می‌ شود.
 اگر نگاه مان را به بخش میراث وسیع‌ تر کنیم می‌ بینیم که از گذشتگان مان نمایش‌ ها و آیین‌ هایی به ارث رسیده‌ است که می‌ توان از آن به عنوان میراث نمایشی یاد کرد. آیین‌ هایی چون سوگ سیاوش، مغ‌ کشی، میر نوروزی، نقالی، حضور پیک‌ های بهاری و حتا نمایش‌ های عروسکی مانند سایه‌ بازی، پهلوان کچل (پنج)، حاجی مبارک، خیمه شب‌ بازی، شاه سلیم بازی، خم‌ بازی، جی‌ جی‌ وی‌ جی و همچنین نمایش‌ های تقلیدی مانند تخت‌ حوضی... از گونه‌ های نمایش سنتی در ایران است که این روزها به فراموشی سپرده شده‌ اند.
 
نمایش‌ های سنتی، بی مکان و بی هویت
این درحالی است که سایر کشورها مانند چین و ژاپن همچنان بر رسوم و آیین‌های نمایشی گذشته خود پابرجا هستند و بر تداوم اجرای آن اصرار دارند. حتا سالن‌ های ویژه‌ ای به این امر اختصاص داده‌ اند و در مراسم‌ های خاص در هر کوچه و خیابان به تماشای اجرای نمایش‌ های آیینی‌ شان می‌ نشینند.
 
اما ایران با وجود پیشینه‌ ای که در حوزه نمایش‌ های سنتی دارد هنوز نتوانسته جایگاه خود را در این حوزه در میان سایر کشورهای مطرح پیدا کند. هرچند روزگاری شاهد برگزاری جشنواره‌ ای بین‌ المللی در حوزه هنرهای نمایشی به میزبانی ایران بودیم و از کشورهایی مانند ژاپن، چین، هند و حتا آمریکای جنوبی و آمریکای لاتین و آفریقا گروه‌ هایی برای اجرای نمایش‌ های بومی و آیینی خود در این جشنواره شرکت می‌ کردند و بعد از جشنواره تئاتر فجر معتبرترین جشنواره این حوزه محسوب می‌ شد، اما امروزه دیگر فروغی از آن روزهای طلایی باقی نمانده و نمایش‌های سنتی نه تنها روبه فراموشی هستند بلکه بی مکان و بی هویت شده‌ اند.
 
«روزبه حسینی» نویسنده و کارگردان تئاتر با بیان این صحبتها گفت: «از یک سو کشوری مانند ارمنستان سعی دارد با تنها هنرمند خود « سرگئی پاراجانوف» گردشگر فرهنگی و هنری جذب کند و خانه او را تبدیل به موزه می‌ کند تا گردشگران به این واسطه به ارمنستان سفر کنند و از دیگر سو در کشور ما با تمام غنای فرهنگی و هنرمندان مشهوری که داریم هنوز نتوانسته‌ ایم در این حوزه موفق عمل کنیم.»
 
لاله زار، مامنی فراموش شده
او مهمترین ایراد را متوجه سازمان میراث فرهنگی دانست و اذعان داشت: «زمانی که امثال من و سایر پژوهشگران در سالهای 80 تا 83 خود را وقف آن کردند تا بتوانند تئاترهای لاله‌زار که می‌ توانست مامنی برای بازماندگان این جریان و نمایش سنتی باشد، را فعال کنند و از آن فضای ابتذالی که دچارش شده‌ بود رها کنند و به جای فضای الکتریکی که آنجا را احاطه کرده‌ بود، دوباره لاله‌ زار را به عنوان خیابان هنر و فرهنگ و تئاتر معرفی کنند، تلاشی از سوی سازمان‌ های متولی برای تحقق و نگهداشتن این تلاش‌ ها نشد.»
  لاله‌زار در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی نماد نوگرایی و هنر ایران بود و«شانزه‌ لیزه تهران» لقب گرفته بود. بسیاری از تئاترها، رستوران‌ ها، تجارتخانه‌ ها، سینماها و فروشگاه‌های معروف ایران در این خیابان قرار داشتند. زمانی در لاله‌ زار بیش از 20 سینما و سالن تئاتر و تماشاخانه فعالیت داشتند ولی امروزه با وجود تلاش‌ هایی که برای رونق لاله‌زار شد اما تنها 10 سینما فعال و نیمه فعال در این خیابان باقی مانده‌است و بیشتر آنها از رونق افتاده‌ اند.
 
حسینی ادامه داد: «در آن زمان سعی شد تا نمایش‌ های جدی و حتا کمدی‌ های سطح بالا در سالن‌ های لاله‌ زار اجرا شود. تا جایی پیش رفتیم که توجه نمایندگان مجلس و حتا کمیسیون فرهنگی مجلس را جلب کردیم و شورای شهر و شهردار را به لاله‌ زار کشاندیم. آمدند و سالن‌ ها و مشکلات را دیدند اما در نهایت چه شد؟ حاصل این شد که درحال حاضر تنها بنای تئاتری برای هر خشت آن می‌ جنگند تئاتر شهر با کمتر از نیم قرن فعالیت است این درحالی است که تئاتر نصر با سابقه صد ساله خود تخریب شده‌ است و کسی سراغی از آن نمی‌ گیرد.»
مجموعه تئاتر شهر در سال 1346 توسط مهندس علی سردار افخمی طراحی شد و ساخت آن پنج سال به طول انجامید. این مجموعه در روز هفتم بهمن 1351 با روی صحنه رفتن نمایش باغ آلبالو نوشته آنتون چخوف، به عنوان مدرن‌ ترین سالن تئاتر تهران افتتاح شد. از دیگر سو تئاتر نصر مربوط به اواخر دوره قاجار است و در تهران، خیابان لاله زار، روبروی کوچه بوشهری واقع شده و این اثر در تاریخ 7 مهر 1381 با شمارهٔ ثبت 6529 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
این کارگردان تئاتر معتقد است: «اگر سازمان میراث فرهنگی، زودتر به این صرافت می‌ افتاد که ساختمان‌ های فرهنگی و میراثی لاله‌ زار را از صاحبان غیر فرهنگی‌ اش بگیرد و بازسازی کند؛ قطعا لاله‌ زار تنها جایی بود که می‌ توانست وارث میراث نمایش سنتی باشد و می‌ توانست بهترین جا برای استقرار گروه‌ های سیاه بازی باشد تا شاهد آن نباشیم که بهترین و آخرین بازمانده سیاه بازان و شاگرد سعدی افشار (فرزین سمیعی) که خانه نشین شده‌ است و در بستر بیماری است، یک دهه بی کار بماند درحالی که فقط 60 سال دارد و کاملا در اجرا و انتقال آموزه‌ های خود به دیگر شاگردان تواناست.»
سیاه بازان فراموش شده
حسینی با تاکید برآنکه درچنین شرایطی است که هنرمند هنرهای سنتی و سیاه بازی و تعزیه خوان تا دم مرگ پیش می‌ رود بی آنکه به او کمکی شود و مسئولان دم آخر سر می‌ رسند تا چند صباح آخر عمر دلش خوش باشد ادامه داد: «تمام این اتفاقات باعث شد تا از یک سو نگاه تئاتر سنتی ما دچار مشکل شود و از دیگر سو سازمان میراث فرهنگی مکان‌ هایی که برای این کار مناسب بود، از دست داد در غیر اینصورت ساخت ساختمانی مدرن که این روزها در خیابان شریعتی داعیه مامنی برای اجرای نمایش‌ های سنتی دارد درحالی که هیچ نشانی از سنت و نمایش سنتی در سازه مدرن و عجیب آن وجود ندارد چه لزومی داشت؟»
او تاکید کرد: «درچنین شرایطی یا باید قضیه را از دست رفته بدانیم یا از سازمان میراث فرهنگی بخواهیم تا دیرتر نشده به سراغ این مکان‌ ها برود و آنرا در دست بگیرد و با مدیریت و تعاملش با جامعه صنفی کارگردانان ،خانه تئاتر یا حتا اگر دولتی هم عمل کند با مرکز هنرهای نمایشی، این امکان را ایجاد کند تا شاهد اتفاقی موثر در این حوزه باشیم.»
 
 با وجود آنکه گفته می‌ شود تئاتر سنتی به واسطه ازبین رفتن سالن‌ های تئاتری کم رمق شده‌است اما نمی‌ توان از فعالیت تئاتر سنگلج در حوزه احیای نمایش‌ های ایرانی چشم پوشی کرد. هرچند این سالن روزگاری به اجرای نمایش‌ های سیاه بازی اختصاص داشت اما درحال حاضر نیز با اجرای نمایش‌ های ایرانی مدرن توانسته گوشه کوچکی از تاریخ پرافتخار خود را نمایان سازد. با این وجود می‌ توان صراحتا گفت؛ نسل جوان علاقه خاصی به هنرهای نمایشی سنتی نشان نمی‌دهند و به قول حسینی حواسشان به چیزهای دیگری است که خیلی ربطی به میراث هنری و نمایش های سنتی ما ندارد. اما هنوزهم هستند هنرمندانی که دلشان برای میراث نمایشی این مرز و بوم پر می‌کشد و حاضر هستند نمایش‌ های سنتی را احیا کنند.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
15 + 4 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1