ناگفته‌ هایی از پروژه‌ گردنبندگذاری پلنگ شمال ‌شرقی ایران در پارک ملی تندوره

29 فروردین 1395 - 14:10 dsfr.ir/qq7ag

ناگفته‌ هایی از پروژه‌ گردنبندگذاری پلنگ شمال ‌شرقی ایران در پارک ملی تندوره
علی سیف الدین
پلنگ پارک ملی تندوره

بدون داشتن اطلاعات علمی از یک گونه‌ در معرض خطر به هیچ وجه نمی توان از آن حفاظت کرد.

متخصصان حیات وحش برای ردیابی الگو های جا به جایی و بررسی ویژگی های رفتاری حیوانات وحشی در طولانی مدت از سیستمی موسوم به تله متری استفاده می کنند. برای این منظور، نخست لازم است حیوان وحشی گرفته شود و سپس ردیاب مناسبِ آن گونه خاص با مهارت روی جزئی از بدن جانور نصب یا اصطلاحا سوار شود. بدیهی است که ردیاب های حیوانات وحشی بسته به ویژگی های خاص بدنی، رفتاری و به خصوص محیطی که حیوان در آن زندگی می کند با یکدیگر تفاوت های عمده ای دارند. مثلا ردیاب کوسه، که ماهی غضروفی و ساکن آب است، با ردیاب پلنگ، که پستاندار گوشتخوار است و ساکن خشکی و علاقه مند به زندگی انفرادی، تفاوت زیادی دارد.

بنا بر تحقیقات گسترده علمی، برای نخستی سانان، سگ سانان، خرس ها و گربه سانان بزرگ، مثل پلنگ، معمولا از گردنبندهایی خاص استفاده می شود. نصب گردنبند هم به این صورت است که حیوان را از طریق بیهوشی زنده گیری می کنند و گردنبند را به گردن آن می بندند. با تزریق داروی آنتی دوت مجددا حیوان را به هوش می آورند و در طبیعت ر هاسازی می کنند. برای پستانداران دریایی بزرگ، مانند نهنگ ها، ردیاب با پرتاب یک پیکان تیز فلزی به وزن تقریبی چهل گرم به باله پشتی الصاق می شود.

ردیاب ها بر مبنای این پیش فرض استفاده می شوند که فقط طی یک دوره خاص وضعیت زیستی را نشان دهند. بنابراین همه ردیاب های مدرن و امروزی بعد از مدتی مشخص به صورت خودکار از بدن جانور باز و در محیط رها می شوند. البته، بسته به نوع ردیاب، یا مجددا احیا یا کلا از رده خارج می شوند. برای مثال ردیاب نهنگ ها معمولا حدود دو تا چهار ماه و ردیاب پلنگ ها حدود یک سال همراه حیوان است.

شکل گرفتن ردیابی با هدف حفاظت از حیات وحش

مهم ترین رکن حفاظت از حیات وحش اطلاعات کافی و صحیح از ویژگی های رفتاری و وضعیت زیستی جانوران وحشی است. فقدان این اطلاعات سرانجام محققان را بر آن داشت که چاره ای متفاوت بیندیشند. زیست شناسان و پژوهشگران متخصص در رشته های مختلف و بالاخص دست اندرکاران امر حفاظت از دهه 60 م تا به امروز شاخه ای از علم را به نام «ردیابی حیات وحش» به چنان تکاملی رساندند که امروز نه تنها کشورهای پیشرفته، بلکه کشورهای درحال توسعه هم از فواید آن به شکلی گسترده بهره می برند.

سامانه ی موقعیت یاب جهانی (GPS)، سنسورهای زیست محیطی انتخابی مختلف، فناوری های بازیابی خودکار اطلاعات نظیر سیستم های ارتباطی ماهواره ای آرگوس، فناوری داده های موبایل یا جی پی آر اس (سرویس بسته ی امواج رادیویی) و البته طیف وسیعی از نرم افزارهای پردازشی همگی از جمله شناخته شده ترین ابزار ها و فناوری های مدرن مرتبط هستند و به واسطه طیف وسیع کاربری، انقلابی در عرصه مدیریت و حفاظت از حیات وحش به وجود آورده اند. این تکنیک ها به محققان اجازه می دهد بدون حضور در قلمروی جانور وحشی، همچون روحی نامرئی، لحظه به لحظه حرکات و رفتار های آن را رصد کنند.

کشوری مثل هندوستان اکنون بیش از سه دهه (از 1983) است که وارد این عرصه شده و تاکنون قریب 47 گونه از حیوانات این کشور به ردیاب های متفاوت مجهز شده اند. این در حالی است که دکتر محمد صادق فرهادی نیا، مدیر پروژه تحقیقاتی «بوم شناسی پلنگ ایرانی در شمال شرقی ایران»، گفت: ما ایرانی ها خیلی دیر وارد این وادی شدیم، درحالی که پروژه های ردیابی سال هاست که در دنیا امتحان خود را پس داده اند. این نخستین بار در ایران است که زندگیِ ساعت به ساعت گونه گوشتخواری همچون پلنگ رصد می شود و تاکنون اطلاعات در مورد زندگی پلنگ ها بیشتر متکی بر حدس و گمان بوده است.

در پارک ملی تندوره چه می گذرد؟

مدیر پروژه ردیابی پلنگ ها در پارک ملی تندوره تصریح کرد: پلنگ ها در بیش از 100 منطقه در سرتاسر ایران مشاهده و ثبت شده اند. در نتیجه، مطالعه روی آن ها در حقیقت مطالعه روی یک گونه ی پرچم است. حضور پلنگ موید حضور تعدادی از اعضای جامعه گوشتخواران مغلوب تر نیز هست و لذا حفاظت پلنگ به نوعی تضمین کننده حفاظت سایر گوشتخواران همگون است.

فرهادی نیا در ادامه افزود: پلنگ هایی که تاکنون در این پروژه مجهز به گردنبند ماهواره ای شده اند، چهار نر و یک ماده بوده اند که از نظر سنی با یکدیگر تفاوت دارند. برای سهولت شناخت، پلنگ هایی که تاکنون گرفته شده اند هرکدام نام خودشان را دارند: برنا، بردیا، برزو، کاوه و ایران. از میان این پنج فرد، سه پلنگ آخر کماکان قلاده هایشان را دارند. گردنبند برزو که از سایران مسن تر است، در بهمن ماه و بعد از آن گردنبند های کاوه و ایران به ترتیب در شهریور و آذر سال جاری خواهد افتاد. پیش از این، برنا و بردیا در شهریورماه سال گذشته مجهز به ردیاب شدند و گردنبند هر دو دقیقا بعد از یک سال به صورت خودکار از گردن هایشان باز شد.

ردیاب ها از راز های پلنگ های ایرانی می گویند

فرضیات در مورد پلنگ ایرانی کم نیست. پلنگ ها با جثه بزرگ و بدن عضلانی و انعطاف پذیرشان قطعا یکی از مهم ترین شکارچیان راس هرم غذایی در طبیعت ایران اند. دانشمندان سال هاست به این نتیجه رسیده اند که فقدان شکارچیان رأس هرم غذایی در یک زیستگاه می تواند عواقبی همچون بروز بیماری های ناشناخته، خصوصا در میان دام های اهلی و حتی انسان، و حضور گونه های مهاجم و غیربومی و افزایش تعداد علفخواران و بالطبع تخریب گسترده ی زیستگاه، از جمله مراتع، را به دنبال داشته باشد. گفتنی است که افزایش علف خواران و نابودی پوشش گیاهی هر منطقه ضریب آسیب پذیری آن ناحیه را در مواجهه با بلایای طبیعی، از جمله سیلاب، افزایش خواهد داد.

مجموع این عوامل حفاظت از پلنگ ها را در اولویت قرار می دهد. اما سؤال این جاست که آیا می توان بدون اطلاعات درست و علمی از حیوانی مثل پلنگ حفاظت کرد؟ بدیهی است که خیر.

فرهادی نیا در پاسخ به این سؤال که ردیاب ها چه اطلاعات تاز های برای درک بهتر از زندگی پلنگ ایرانی در اختیار ما قرار داده اند، گفت: از آن جایی که پلنگ ها همیشه به عنوان شاخص حیات وحش ایران مطرح بوده اند، انتظار داشتیم خیلی از دانسته های پیشین درباره آن ها درست باشد. اما از زمانی که گردنبندها روی گردن پلنگ های تندوره نصب شده و ثانیه به ثانیه زندگی آن ها را رصد می کنیم، به این جمع بندی رسیده ایمکه به خیلی از صحبت ها در مورد پلنگ، که تاکنون در ایران مطرح بوده، باید به دیده شک نگاه کرد.

وی برای نمونه به حضور دو پلنگ مجهز به ردیاب در نزدیکی روستا های منطقه اشاره و اظهار کرد: یکی از پلنگ های مجهز به ردیاب پروژه، به نام کاوه، خیلی عادت دارد که از منطقه حفاظت شده خارج شود و اطراف روستا ها را سرکشی کند. ما از قدیم فکر می کردیم که پلنگ های جوان تر به این دلیل که در منطقه برایشان قلمروی خالی وجود ندارد، یعنی احتمالا پلنگ های بالغ تر قلمرو ها را اشغال کرده اند، سراغ دام های اهلی می روند و آن ها را شکار می کنند. اما در اواخر دی ماه سال گذشته که تیم پروژه در محل حضور داشت، متوجه شدیم که این پلنگ دقیقا در چندصدمتری یک روستا کمین کرده بود. حدس اول ما، بنا به همان باور قدیمی، این بود که قصد حیوان شکار دام اهلی است؛ اما با کمال تعجب دیدیم که یک گراز را شکار کرد. یا حتی سال 93 برنا، که پلنگ نسبتا جوانی است، به روستایی نزدیک شد و برخلاف تصور ما به جای یک دام اهلی یک تشی را شکار کرد. این ها نشان می دهد که هر عبور پلنگ از کنار روستا لزوما به معنای شکار دام اهلی نیست. به این ترتیب به این جمع بندی رسیده ایم که حضور پلنگ در نزدیکی روستا می تواند به دلیل حضور گونه هایی خاص مثل گرازها یا تشی ها باشد. یعنی پلنگ گرازی را که می تواند حاصل زحمات یک کشاورز را خیلی راحت نابود کند شکار می کند و، درست برخلاف باور عمومی، نه تنها به خاطر جوان بودن و قلمرو نداشتن از منطقه ی حفاظت شده خارج نمی شود، بلکه کمک رسان دامداران است. این، در واقع، طعمه است که باعث تغییر مسیر جا به جایی پلنگ می شود.

پلنگ ها گاهی هفته ها شکار نمی کنند، آیا آن ها گرسنه نمی شوند؟

یکی از سؤالاتی که طی پروژه ردیابی پلنگ ها در پارک ملی تندوره برای متخصصان این پروژه شکل گرفت این بود که چرا پلنگ ها چندین هفته پیاپی شکار نمی کنند. فر هادی نیا در این زمینه گفت: منظور از این که پلنگ چند هفته پیاپی چیزی شکار نمی کند این نیست که در این مدت حیوانات کوچک جثه، مثل موش یا خرگوش، را هم شکار نمی کند. واقعیت این است که موش و حتی خرگوش وعده های غذایی چندان مهمی برای پلنگ محسوب نمی شوند. یک پلنگ در طول روز به سه تا چهار کیلوگرم گوشت نیاز دارد. بنابراین خرگوش یک کیلوگرمی کوچک وعده غذایی چندان مهمی نیست. البته این مسئله جدا از خرگوش هایی است که در ایران وزنشان گاهی به شش کیلوگرم هم می رسد. هنوز به درستی علت این مسئله را نمی دانیم، اما نتایج این مطالعه نشان می دهد که ظاهرا پلنگ ها برای بقا به تعداد طعمه کمتری از آنچه که پیش تر تصور می شد، نیاز دارند.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا این خبر خوبی است یا بد، اظهار کرد: بدیهی است که خبر خوبی است. چرا که می توانیم برای جمعیت های طعمه حاضر، تعداد پلنگ بیشتری تصور کنیم. اما یک بعد دیگر قضیه این است که در مناطقی که روستاها به قلمرو پلنگ ها نزدیک هستند، پلنگ اغلب مجبور است سریع غذای خود را بخورد؛ چرا که حضور انسان ها بالطبع استرس زا است. پیامد این مسئله شکار مجدد است. یعنی اگر حیوان به دلیل حضور انسان از سر طعمه رانده شود، مجبور به شکار مجدد می شود. با این فرض اگر در یک ماه سه تا چهار طعمه برای یک پلنگ کافی باشد، در منطقه ی استرس زا تعداد طعمه ها می تواند تا پنج تا هم باشد و همین افزایش نیاز غذایی باعث می شود جمعیت طعمه ها تحت فشار بیشتری قرار بگیرد.

ضریب تحمل پلنگ ها بالا است

یکی از ویژگی هایی که همیشه به پلنگ ها نسبت داده شده قلمروطلبی آن هاست. یکی از رخداد های جالب و کم نظیری که در خلال پروژه ردیابی پلنگ ها در تندوره اتفاق افتاد، حضور مسالمت آمیز تقریبا 48 ساعته دو پلنگ نر در قلمرو های فوق العاده نزدیک به یکدیگر بود. این مسئله شاید از اتفاقات نادری باشد که بسیاری حتی انتظار آن را هم نداشتند. فرهادی نیا در این مورد خاطرنشان کرد: باور ما همیشه خلاف این مسئله بود؛ یعنی انتظار داشتیم این همجواری به برخورد فیزیکی و یا حتی مرگ یکی از دو طرف منجر شود. اما آن چه رویت شد، چیزی فراتر از باور خیلی ها، از جمله خود ما بود. این که دو پلنگ نر در ساعت هایی حتی از یک لاشه تغذیه کنند، بدون تردید گواه این است که ضریب تحمل پلنگ ها علی رغم قلمروطلبی شان در شرایطی خاص بالا است.

 وی در خاتمه افزود: مسئله ی مهم این است که بدون داشتن اطلاعات علمی از یک گونه در معرض خطر به هیچ وجه نمی توان از آن حفاظت کرد. آیا اساسا با حدسیات و فرضیات می توان در مورد یک گونه نظر داد؟ آیا این حدسیات در دنیای علم حیات وحش امروز پذیرفتنی است؟ بدیهی است که تا زمانی که ندانیم طعمه پلنگ در سال چه تعداد است، قطعا نمی توانیم در مورد مدیریت اصولی مناطق حفاظت شده هم بحث کنیم. بنابراین محققان باید حتما سراغ فناوری های نوین بروند.

این گفت و گو توسط فرناز حیدری در یوزنامه (خبرنامه داخلی انجمن یوزپلنگ ایرانی) شماره 22 منتشر شده است. جهت دسترسی به سایر اطلاعات این خبرنامه می توانید به آدرس www.wildlife.ir مراجعه کنید.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 2 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1