عینیت حلقه مفقود گردشگری ادبی

12 بهمن 1394 - 13:00 dsfr.ir/nf6o1

عینیت حلقه مفقود گردشگری ادبی
inpersian.com
بخشی از شاهنامه فردوسی

حلقه های داستان ها و اسطوره های ایرانی باید با مظاهر عینی و جاذبه های منقول و غیر منقول مقصد گردشگری گره خورد.

بارها و بارها اسطوره فریدون و ضحاک را شنیده ایم یا خوانده ایم.

ضحاکی که با دو بوسه ی شیطان، دو مار سیاه بر شانه هایش می روید و به تجویز همان شیطان نیز هر روز باید مغز سر دو جوان را به آنها بخوراند.

کاوه ای که از این ظلم به ستوه می آید و با از دست دادن فرزندانش در این ستم اهریمنی، پیشبند چرمین آهنگری خود بر سر نیزه می زند و با قیام و یاری مردم ضحاک را شکست می دهد و فریدون را بر اورنگ پادشاهی می نشاند.

فریدونی که با یاری کاوه بر پادشاه ستمگر زمان پیروز می شود و جهان را از چنگال ظلم و ستم می رهاند.

فرانکی که به سبب خواب ضحاک برای نجات فرزندش به کوه و دشت می گریزد و فریدون را به دست شبانی می سپارد تا از آزار ضحاک در امان باشد.

اینان قهرمانان یکی از زیباترین اسطوره های ایران هستند. مانند تمام اسطوره های دیگر از نشانه ها سرشاند و با بسیاری از اسطوره های جهان اشتراکاتی دارند.

این ویژگی ذاتی داستان سرایی های اساطیری است؛ با اینکه بارها و بارها آنها را شنیده ایم یا خوانده ایم، هر بار که بخوانیم و بشنویم، باز هم مجذوب می شویم.

افسانه ها و اسطوره ها بخشی از جاذبه های گردشگری هستند. داستان دارند و با روح آدمی در ارتباطند و می توانند به بهانه ای برای آغاز سفر به ناشناخته ترین نقاط دنیا تبدیل گردند.

بسیاری از کشورهای در سراسر جهان توانسته اند از اسطوره ها و داستان های خود برای جذب گردشگر بهره برند. قدرت روایت گری و بیان این داستان ها برای مقاصد بسیار مهم است زیرا می توانند جذابیت مقصد گردشگری را دوچندان کنند. اما آنچه در طول این فرآیند مهم است، گره زدن حلقه های داستان با مظاهر عینی و جاذبه های منقول و غیر منقول مقصد گردشگری است. درست است که افسانه ها، اسطوره ها، داستان ها و حماسه ها به طور ذهنی از قابلیت های لازم برای ترغیب گردشگران به یک مقصد گردشگری برخوردارند اما تنها نمود ذهنی این میراث نامنقول کافی نیست. عینت است که به کمک خیال پردازی های گردشگران می آید. عینیتی که اگرچه جرقه آغازین حرکت را شکل نداده اما محقق کننده حرکت و تداوم حرکت است.

شاهنامه فردوسی سرشار از قصه ها و اسطوره ها است، اسطوره هایی تنیده شده در تاریخ و فرهنگ یک ملت. هنوز هم مکان بسیاری از این داستان سرایی ها و اسطوره ها در کشور وجود دارد. داستان هایی که سینه به سینه نقل می شوند و هویت آن مکان را در دل دارند و جز با سفر درک نمی شوند.

ادبیات در ایران از غنای اسرارآمیزی برخوردار است و می تواند به انگیزه اصلی سفر تبدیل شود و جان مایه ی سفر های خاطره انگیز و منحصر به فرد باشد. می تواند ما را از بیگانگیمان با فرهنگمان برهاند و دیگران را شیفته خود سازد.

به منظور بهره گیری از این پتانسیل غنی در گردشگری کشور به ویژه گردشگری ادبی باید مسیرهایی خلاقانه و جذاب را برای سفرهای ادبی تعریف کنیم تا خود مسیر، راوی داستان ها و اسطوره ها شود. بدون تعریف این مسیرها، روایت گری داستان نافرجام می ماند و گره زدن آنها با جاذبه ها و مکان های عینی ممکن به نظر نمی رسد. تشویق آژانس ها مسافرتی و تورگردانان به تعریف چنین مسیرهایی و یا حداقل بازاریابی آنها، می تواند در مسیر توسعه گردشگری ادبی و گردشگری خلاق کشور گام های استواری بردارد.

به امید روزی که از میراث کهن ادبی و اسطوره های سرزمین خود شایسته تر بهره گیریم.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
4 + 5 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1