با مرگ استاد رجب سپهری پور نی جفتی بوشهر داغدار شد

28 دی 1394 - 17:40 dsfr.ir/wj9ho

با مرگ استاد رجب سپهری پور نی جفتی بوشهر داغدار شد
بوشهری ها
نی جفتی بوشهر

در آخرین روزهای هفته پیش موسیقی ایران یک استاد بزرگ دیگر را از دست داد.

نوازنده بزرگ نی جفتی بوشهر، استاد «رجب سپهری پور» معروف به «بدریمون» توان مبارزه با ضعف و بیماری را از دست داد و برای همیشه چشم بر دنیا و موسیقی بست. این استاد پیشکسوت نی جفتی که مدتی درگیر بیماری سرطان بود عصر روز چهارشنبه هفته گذشته، برای همیشه با موسیقی وداع گفت.

«رجب بدریمون»، متولد سال 1324 و بهترین شاگرد و جانشین بر حق استاد مسلم نی جفتی محمد ثوابت، نوازنده بزرگ و برجسته نی جفتی بود. او چند سالی بود که نام خانوادگی سپهری پور انتخاب کرده و شهرت فامیلی خود را تغییر داده بود. این استاد برجسته در خردادماه امسال در دومین فستیوال آینه دار که مربوط به سه استان حاشیه خلیج فارس بود، آخرین اجرای صحنه ای موسیقی خود را به یادگار گذاشت.

روزی که به منظور دعوت از استاد سپهری پور که در میان دوستان به نام «عمو رجب» معروف بود به منزلش رفتم، مصادف بود با روز پدر و من در آن زمان مطلقا از این مناسبت مهم غافل بودم. آن روز مجید پاکدل و خدرعزیززاده هم با من همراه بودند.

در آن دیدار توانستم او را راضی کنم که بار دیگر ساز خود را کوک کند و در مقابل دیدگان مشتاقان و عاشقان موسیقی نواحی ایران «خیامی» و «شکی» بنوازد. آن روز او را راضی کردم تا همراه «خدر شیخ ابولی»، «مجید پاکدل» و «غلامرضا زارعی» به تهران بیاید تا چند روزی میهمان فستیوال آینه دار باشد. شنیده بودم او چند سالی است با خود عهد بسته تا بار دیگر ساز برندارد و در هیچ مراسمی حضور پیدا نکند. عمو رجب چند سالی بود که به علت بدعهدی روزگار، پیوندش با موسیقی را بریده بود و با رانندگی کامیون، خود و خانواده اش را اداره می کرد. استادی که توان تکنیکی و تسلطش بر رپرتوار خیامی در بوشهر زبانزد خاص و عام بود، پس از چنین تصمیمی و با تغییر نام خانوادگی سال های آخر عمر را در انزوای هنری و صرفا در همراهی با خانواده سپری کرده بود.

آن روز پس از آنکه رضایت او را به شرکت در فستیوال آینه دار جلب کردم، بی توجه به مناسبت روز پدر، آماده رفتن بودیم که فرزندان عمورجب، گل و کیک به دست وارد اتاق کوچک خانه او شدند و مانع رفتن ما نیز شدند و بی ریا و صمیمانه ما را در جمع خصوصی خانوادگی خود همراه کردند. آن شب خواهش کردم حال که همه گرد هم هستند برایمان خیامی بزند و خدر عزیززاده هم که همراهمان بود، خیامی بخواند. عمو رجب اجابت کرد و نواخت و خدر خواند و پسران عمو رجب هم با کف های بسیار اصولی و محکم این اجرای فراموش نشدنی را همراهی کردند. سپس از مجید پاکدل خواستم، بنوازد و او نیز در محضر استادش نواخت و مثل همیشه چه خوش نواخت. آن شب یعنی روز پدر در بوشهر برای همه ما خاطره ای زیبا رقم خورد و عمو رجب هر چند با بی میلی ولی قبول کرد به تهران بیاید.

در خردادماه امسال بود که فستیوال آینه دار برگزار شد و استاد رجب سپهری پور یکی از آینه دارانی بود که در دومین فستیوال آینه دار، تندیس خود را در دست گرفت و برای آخرین بار به عاشقان موسیقی نواحی و اقوام ایران تعظیم کرد و همراه دوستان خود عازم بوشهر شد.

روز بعد از فستیوال تماس گرفت تا از برگزارکنندگان فستیوال تشکر کند و با ابراز لطف بسیار و ادب مخصوصی که داشت، گفت: کار شما به من ثابت کرد که بهتر است تا وقتی موسیقی برای همیشه از بین نرفته هر کداممان هر کاری که از دستمان بر بیاید برای حفظ آن انجام دهیم. راست گفتی که اگر ما کنار برویم موسیقی هم دگرگون می شود. گفت که من امروز باور کردم وقتی ما کنار می کشیم موسیقی هم به دست نااهلان می افتد. آن روز عمورجب از فرط خوشحالی گریه کرد و ادامه داد: من هم تصمیم گرفتم به اندازه توانم کاری کنم و می خواهم شاگرد بگیرم و آنچه را که می دانم بدون آنکه بخواهم پولی بگیرم، به جوانان منتقل کنم و هیچ چشمداشتی هم ندارم. چندباری هم با هم تماس داشتیم تا خبر رسید اجل مهلتش نداد و عمورجب را با تمام معلوماتش همچون بسیاری دیگر از استادان و آینه داران بزرگ موسیقی ایران به زیر خاک کشید تا باز دریغمان بیش از پیش شود و بر حسرتمان بیفزاید که چرا زود نجنبیدیم. استاد بدریمون مخزن اطلاعات موسیقی خیامی بوشهر هم در حالی از دنیا رفت که نه از مال دنیا چیزی داشت و نه از موسیقی نصیبی برد و نه کسی قدر هنرش به جا آورد. اگر ما هم کاری کردیم نوش داروی دیگری شد که بیش از همه دل خودمان را می سوزاند، چراکه باز ثابت می کند که چقدر زود دیر می کنیم. افسوس و درد بر این همه غفلت.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
19 + 1 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1