شهرگردی هنری؛ بستری برای حیات پویای متکثر شهری

28 دی 1394 - 08:00 dsfr.ir/5n3l2

شهرگردی هنری؛ بستری برای حیات پویای متکثر شهری
mustlovefestivals.com
شب هنر هلسینکی

در صورتی که عرصه عمومی شهر، آیینه تکثر سلایق لایه های اجتماعی باشد، آنگاه می توان پذیرفت که محیط شهر بستر مناسبی برای تعاملات اجتماعی اقشار گوناگون است. در این بستر، شهرگردی هنری به مثابه یک رسانه می تواند شهروندان را گرد هم آورد و عرصه عمومی شهر را به ظرفی وحدت آفرین بدل کند که مظروف آن حیات پویای متکثر شهری است.

احسان احمدی، استادیار دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران در همایش شهرگردی هنری و ارتباطات، جوامع پایدار را مکان هایی می داند که مردم به کار و زندگی در آنها چه در حال و چه در آینده علاقه مند باشند و می گوید: شهر و حیات شهری روایتی است که شهروندان، در آن به ایفای نقش می پردازند. هر چه صحنه آرایی و ایفای نقش شهروندان بیشتر باشد، نمایش قوی تر و به یادماندنی تر خواهد بود و هرچه این نمایش واقعی تر شود، حیات شهری معنادارتری جریان می یابد و درست اینجاست که پایداری اجتماعی در شهر محقق می شود. پایداری اجتماعی در هیچ شهری حاصل نخواهد شد مگر آن که اعضای اجتماع محلی همگی خود را بازیگر فعال عرصه عمومی شهر بدانند. از این رهگذر است که می توان فضای شهری را به مکانی با معنا برای حضور مردم تبدیل کرد و در نتیجه آن مکان را در فضای ذهنی شهروندان ثبت نمود.

اما مفهوم فضا و مکان از یکدیگر متفاوت است.

احسان احمدی بیان می کند: فضا مفهومی ذهنی است در حوزه عالم خیال، حال آنکه مکان مفهومی عینی و در حوزه عالم حس است. به تعداد مخاطبان یک مکان، فضا خلق می شود و آنچه این فضاهای متکثر ذهنی را به هم پیوند می زند و نزدیک می کند، تجربیات و خاطرات مشترکی است که مخاطبان از آن مکان شهری داشته اند. هویت مکانی حاصل جمع فضای فیزیکی و فعالیت جاری در آن است که منجر به ثبت تصویری ذهنی در خاطره شهروندان می شود. هر چه این تصاویر ثبت شده همپوشانی بیشتری داشته باشند، آن مکان از هویت غنی تری برخوردار است و به سبب همین خاطرات جمعی، شهروندان حس تعلق عمیق تری به آن مکان خواهند داشت.

وی می گوید: در صورتی که میزان نقش آفرینی شهروندان به عنوان بازیگران صحنه نمایش شهر، در فرآیند مکان سازی همه شمول تر باشد، تصاویر ذهنی متکثر به خاطره ای جمعی مبدل خواهند شد که لایه های متکثر اجتماعی – فرهنگی شهر را به یکدیگر پیوند می زند. این هم پیوندی بافت اجتماعی شهر به نوبه خود چرخه باز تولید رویدادهای هویت بخش شهری را تقویت خواهد نمود. در این بستر است که عرصه عمومی شهر و فضای شهری به مثابه یک رسانه اجتماعی و فرهنگی ظاهر خواهد شد و شبکه ای از مکان – رویدادهای شهری به غنای خاطره جمعی شهروندان و در نتیجه افزایش حس تعلق مکانی آنان خواهد انجامید و اینجاست که سرنوشت شهر برای هر شهروند مهم و ایجاد هر تغییری در طبیعت، تاریخچه و کاربری فضایی شهرش حائز اهمیت می شود.

اما چگونه می توان به چنین نقطه ای رسید؟

احسان احمدی خاطر نشان می کند که هنر خیابانی و شهرگردی هنری، می تواند بستری برای تعاملات اجتماعی فراهم سازد و این بستر ما را به مقصد می رساند. پرسه زن قرن 19 بازیگر روایت شهر است که با گردش از روی فراغت در شهر و مشاهده روابط و مناسبات اجتماعی فرهنگی شهروندان و محیط شهر سعی در درک و شهودی عمیق تر از روایت جاری شهر دارد. در قرن بیستم این مفهوم رفته رفته به روشی فلسفی برای زندگی و اندیشیدن بدل شد و پیوندی عمیق با ادبیات و هنر بر قرار کرد. کافه گردی، کافه نشینی و هنر کافه ای و استفاده از فضای کافه ها برای نمایش هنر و طرح مباحث هنری، ادبی و فرهنگی برخاسته از همین پایه بود. با رواج این سبک زندگی، هنر خیابانی جایگاهی ویژه یافت و رویکرد صرفا معیشتی به آن تغییر کرد و ارزشی بیش از پیش گرفت. تا جایی که در شهر امروزی دنیای توسعه یافته، جایگاه هنر خیابانی و شهرگردی هنری به عنوان یکی از معیارهای ایجاد و سنجش میزان پایداری اجتماعی توسعه شهری تلقی می شود. در صورتی که عرصه عمومی شهر آیینه تکثر سلایق لایه های اجتماعی باشد آنگاه می توان پذیرفت که محیط شهر بستر مناسبی برای تعاملات اجتماعی اقشار گوناگون است. در این بستر است که هنر خیابانی و شهرگردی هنری به مثابه یک رسانه می تواند شهروندان را گرد هم آورد و عرصه عمومی شهر را به ظرفی وحدت آفرین بدل کند که مظروف آن حیات پویای متکثر شهری است.

شهر هلسینکی نمونه ای ممتاز از این بستر سازی هاست.

این استاد دانشگاه می گوید: هلسینکی شهری با 700 هزار نفر جمعیت است و از کم تراکم ترین پایتخت های اروپا به شما می رود. در عرض 60 درجه شمالی قرار دارد و به سبب موقعیت جغرافیایی خاص خود از طبیعت ویژه ای برخوردار است. این طبیعت بر ذهنیت هنرمندان آن تاثیر بسیار گذاشته است. به عنوان مثال آلبار آلتو از معماران جهانی این کشور خطوط و امضای هنری خود را از طبیعت کشور خود الهام گرفته است. ویژگی های فضایی و اقلیمی این شهر منجر به صدور مفاهیم هنری از این شهر به کل دنیا شده است. در مرکز شهر محله ای به اسم محله طراحی است. طراحان به تعامل با شهروندان ترغیب می شوند و حرکت جمعی اتفاقات هنری بدین گونه در آن شکل می گیرد. حتی در صحن کلیسای مرکزی شهر، فضاهای پویایی چون بازار هفتگی با همکاری مردم برپا می شود.

احسان احمدی؛ همایش شهرگردی هنری و ارتباطات

در «شب هنر» به عنوان بزرگترین جشنواره هنر فنلاند، هنرمندان و مردم در فعالیت های خیابانی مختلفی شرکت می کنند.

احسان احمدی؛ همایش شهرگردی هنری و ارتباطات

حتی هنرمندان در جریان های مختلف اجتماعی پا پیش می گذارند و با مردم همراه می شوند. در دفاع و برای جلوگیری از تخریب یک ساختمان قدیمی، مردم با کمک هنرمندان، ماکتی از ساختمان جدید را می سازند و تخریب می کنند تا اعتراض خود را به تغییر مکان و فضای شهری خود نشان دهند.

همه این کارها باعث شده است تا به نوعی حساسیت مردم نسبت به ارزش های محیطی و معماری شهر افزایش یابد.

مدل هلسینکی چیست؟

«اداره فرهنگی» فنلاند در حال پایه گذاری و گسترش مدلی برای امور فرهنگی مشارکتی محلی است. هدف تکثر بخشی و خلق تعادلی میان هنر و فعالیت های فرهنگی ارائه شده در بخش های مختلف شهر است. خواست اداره فرهنگی بر این است تا اطمینان حاصل کند که همه شهروندان هلسینکی به فرهنگ و تولیدات فرهنگی دسترسی دارند.

بر اساس مدل هلسینکی سازمان های هنری و گروه های هنرمندان حرفه ای متقاعد می شوند تا پا به عرصه شهر بگذارند و با ساکنین و اجتماعات محلی در مناطق مختلف در زمینه فعالیت های فرهنگی و هنری همکاری کنند. از طرف دیگر شهروندان و اجتماعات محلی نیز ترغیب می شوند تا به جای تماشاگر صرف بودن، نقش فعال تری در فرهنگ و هنر ایفا کنند.

مدل هلسینکی در پی آن است تا روح و جان اجتماع محلی و وجهه مثبت مناطق شهر را تقویت کند، در حالی که بر شمول فرهنگی شهروندان در این فرآیند تاکید دارد. علاوه بر این، دسترسی سازمان های هنری را به مخاطبان جدید ممکن می سازد.  

احسان احمدی؛ همایش شهرگردی هنری و ارتباطات

نتایج برنامه ها و مدل هلسینکی چه بوده است؟

با ورود هنر و طراحی در برنامه ریزی شهری، در مجموع 2800 رویداد در طول یک سال سازمان دهی شد که از آن میان 90 درصد به روی عموم باز و 80 درصد آنها رایگان بودند.

تقریبا یک سوم از این رویدادها (580) توسط بخش دولتی انجام پذیرفته اند. هزاران شهروند از طریق کارگاه های طراحی محصول و خدمات، رویدادهای کارآموزی و مصاحبه ها در پروژه ها مشارکت کردند.

کاربرد و استفاده از طراحی در همین مدت در فنلاند گسترش و درک شهروندان فنلاندی از طراحی و معماری افزایش یافت. شهروندان هلسینکی دید عمیق تری نسبت به اهمیت طراحی و تاثیر آن بر زندگی روزمره خود یافتند. بر دیدگاه کاربران درطراحی تاکید شد و گردشگری با رشد 2.5 درصدی در سال 2012 گسترش یافت و بستری برای الهامات، مکان ها و همکاری های جدید فراهم ساخت.

شهر هلسینکی شاید بتواند نمونه ای موفق از ایجاد مشارکت مردمی در فعالیت های فرهنگی و هنری یک شهر باشد. شهری که توانست حساسیت شهروندان خود را به آنچه در طراحی، طبیعت و معماری و تاریخچه شهر رخ می دهد، جلب کند. همان نیازی که امروز تهران و سایر شهرهای ایران بیش از پیش به آن محتاج هستند.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
6 + 9 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1