بذرهای دستکاری شده ژنتیکی یکی از موانع اصلی در راه توسعه کشاورزی پایدار

27 دی 1394 - 14:40 dsfr.ir/286bd

بذرهای دستکاری شده ژنتیکی یکی از موانع اصلی در راه توسعه کشاورزی پایدار
tooptarinha.com
زنان محلی در حال برداشت برنج

دانش بومی به خوبی تامین کننده سطح مطلوبی از تولیدات کشاورزی و همچنین جوابگوی نیاز های کشاورزان است.

لزوم حمایت دولت از کشاورزان خرده پای محلی، ارقام بومی و تولید محصولات کشاورزی سالم کشاورزان نقش عمده ای در تامین امنیت غذایی کشور ها ایفا می کنند و این در حالی است که محصولات دستکاری شده ژنتیکی تهدیدی برای تنوع زیستی معیشت کشاورزان، سلامت، استقلال و امنیت غذایی و یکی از چالش های اساسی محیط زیست در قرن 21 به حساب می آیند. لذا اگاهی رسانی در مورد این محصولات با توجه به اثرات سوء ناشی از آن ها و شرایط واردات این محصولات که بدون برچسب و با قیمت، پایین عرضه می گردند بسیار ضروری است، چرا که با توجه به تورم و به ویژه گرانی محصولات غذایی، واردات این محصولات برای دولت مقرون به صرفه بوده و از آن پشتیبانی می کند.

علی رغم تمام این مسائل تولید داخلی محصولات دستکاری شده ژنتیکی، به جای حمایت از بخش کشاورزی و تولید محصولات سالم و بومی، زنگ خطری است برای همه کسانی که به نوعی با این محصولات در ارتباط هستند. در این راستا، دولت باید از را ه اندازی روش های بومی و محلی تولید غذا، در کنار ارتقای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی صنعتی، حمایت و پشتیبانی کند. ضمن اینکه دولت با حمایت و پشتیبانی خود باید بخش کشاورزی را ترغیب کند تا کشاورزان از روش های پایدار استفاده کنندکه این به نوبه خود مستلزم ایجاد انگیزه و تدوین و اجرای ساز و کار های مناسب خود است. به علاوه، اقدامات ذینفعان این بخش نیازمند حمایت های سیاستی و مدیریتی است تا از تحقق امنیت دسترسی به غذا، تعیین قیمت های منصفانه و دستمزد مناسب، اطمینان پیدا کنند.

محصولات دستکاری شده ژنتیکی تهدیدی برای محیط زیست، تنوع زیستی و معیشت کشاورزان

طرفداران محصولات دستکاری شده ژنتیکی مدعی اند که کشت این محصولات به شکل های گوناگون به محیط زیست کمک می کند؛ ادعایی که باید به دقت مورد بحث و بررسی قرار گیرد. تولید محصولاتی که در برابر اثرات کشنده علفکش ها مقاوم اند، موجب تشویق کشاورزان به استفاده بیشتر از علفکش ها می شود و همین نکته به محیط زیست آسیب میرساند. به علاوه، انتقال ژن از گیاهان دستکاری شده ژنتیکی به خویشاوندان وحشی یا اهلی شان در مزارع مجاور، موجب اثرات زیست محیطی میشود که این مسئله با توجه به اینکه در فضای مزارع، باد و حشرات می توانند دانه و گرده را از گیاهان دستکاری شده به دیگر مناطق جابه جا کنند باید مورد توجه قرار گیرد.

مشکل زیست محیطی دیگر گیاهان دستکاری شده ژنتیکی نقش آنها در کاهش تنوع زیستی و به عبارت دیگر فرسایش ژنتیکی است. از آنجا که گیاهان زراعی با محیط برهم کنش دارند، تنوع به بقای آن ها کمک می کند. در حقیقت پرورش تعداد معدودی محصول زراعی خطرناک است زیرا اگر یک بیماری به تنها گونه گیاهی کشت شده در منطقه هجوم ببرد، همه محصول را از بین خواهد برد. با این وجود، متاسفانه، در اثر سیاست های انحصاری نظام کشاورزی تجاری و تک محصولی تنوع ژنتیکی نژادهای دامی و محصولات، زراعی به شدت در معرض خطر فرسایش قرار دارند. به علاوه نکته مهم دیگری را که نباید فراموش کرد این حقیقت است که از دست رفتن ارقام مختلف محصولات کشاورزی، قدرت مقابله ما را در برابر تغییرات اقلیمی کاهش می دهد. «در گاو صندوق تنوع ژنتیکی مان را بگشاییم و از آن در مقابله با شوری، خشکسالی، تغییرات آب و هوایی و... بهره مند شویم».

در کنار مباحث فوق، جنبه اقتصادی استفاده از بذر های تراریخته (دستکاری شده ژنتیکی) به ویژه در ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. برخلاف وعده های حامیان بذر های تراریخته مبنی بر تولید محصول بیشتر، استفاده کمتر از نهاده های کشاورزی و سود بیشتر برای کشاورزان، تاثیرات سوء این بذر ها حداقل بر کشاورزان خرده پا بسیار مشهود است. از سوی دیگر، کشاورزان خرده پایی که توان خرید و استفاده از نهاده های کشاورزی مخصوص این محصولات را ندارند و معیشت شان متکی بر استفاده از بذر های خودمصرفی است، نمی توانند با محصولات دستکاری شده ژنتیکی که قیمت تمام شده پایین تری دارند رقابت کنند که در نتیجه بازار محصولات خود را از دست می دهند. این امر جدا از اینکه تهدید جدی برای حق بر معیشت و کار این کشاورزان به شمار می آید، حقوق دیگر آنان از جمله حق بر غذا را نیز نقض می نماید.

تبعات اقتصادی استفاده و رها سازی این محصولات برای کشور مساله ای است که نیاز به کالبد شکافی و تشریح دارد. در ابتدا باید توجه داشت که بذرهای دستکاری شده ژنتیکی به اسم شرکت های چندملیتی نظیر مونسانتو ثبت شده است، شرکت هایی که همیشه منافع اقتصادی خود را به سلامتی جامعه و معیشت کشاورزان به خصوص کشاورزان خرده پا ترجیح می دهند. دوم اینکه تکنولوژی این محصولات در اختیار کشور های صادر کننده غربی است، در نتیجه واردات این محصولات موجب وابستگی در صنایع مرتبط داخلی می شود. به عنوان مثال اگر واردات بذر های هیبریدی به کشور قطع شود منجر به بیکار شدن تعداد زیادی از شاغلین در این زمینه و خسارت دیدن صنایع مرتبط خواهد شد.

«در ایران فقط یک گونه برنج به نام طارم مولایی دستکاری ژنتیکی شده است که به این برنج هم تاکنون مجوز کشت داده نشده است. این در حالی است که مشکل قابل تامل در رابطه با این محصول، تضمین جلوگیری از خروج آن به صورت غیرقانونی از مرکز تحقیقات و کشت آن در مزارع کشاورزان است که در آن صورت با مشکل بزرگی مواجه خواهیم بود.»

در نهایت اینکه، نباید به تبلیغات و بزرگ نمایی های پیرامون محصولات دستکاری شده ژنتیکی اعتماد کرد. این مساله یادآور تبلیغات گسترده کودها و ضد آفات طی 5-4 دهه گذشته است که تبعات استفاده از آن را در محصولات از جمله مقاوم شدن آفات و متنوع شدن امراض شاهد بودیم که همین امر نشانگر غیر قابل اتکا بودن تبلیغات برنامه ریزی شده است.

حاکمیت غذا

اصطلاح حاکمیت غذا، در سال 1996 در راستای ایجاد سیاست های حمایتی از کشاورزان، دهقانان، عشایر، ماهیگیران، جوامع بومی، زنان، جوانان روستایی و سازمان های محیط زیستی به وجود آمد، تا از حق دسترسی به غذا و شیوه های تولید کشاورزی، دامداری و ماهیگیری در مقیاس کوچک این جوامع در مقابل بازار های تجاری بین المللی دفاع کند. طرفداران دیدگاه حاکمیت غذا اعتقاد دارند تمام کشور ها باید از نظر حق تولید و تامین غذا مستقل بوده و از طریق کشاورزی ارگانیک و حفظ منابع طبیعی، موضوع پایداری تولید غذا را دنبال نمایند. «حاکمیت غذا» به این معناست که زمین و منابع طبیعی در سطح محلی اداره شوند، نه اینکه سیاست های مربوطه، از طرف نظام تجارت جهانی و صنایع کشاورزی و غذا تحمیل شوند. بدون تحقق «حاکمیت غذا» کشاورزان نمی توانند اقدامات موثری در برابر تغییرات اقلیمی صورت دهند.

از دیدگاه حاکمیت غذایی مشکل گرسنگی در جهان، مشکل تولید غذا و کمبود آن در بازار نیست، بلکه حاصل بی عدالتی و پایمال شدن حق و حقوق کسانی است که در گرسنگی به سر می برند.

اصول اساسی حاکمیت غذا عبارتند از: حق دسترسی انسان ها به غذای مناسب و مغذی، حفاظت از منابع طبیعی، زمین، ساماندهی مجدد تجارت غذا، کاهش میزان گرسنگی در جهان، صلح و امنیت اجتماعی و تدوین سیاست های مناسب کشاورزی برای حمایت از تولید کنندگان خرد. در چارچوب حاکمیت غذا در این خصوص بحث می شود که غذا از چه طریقی و به چه بهایی تهیه می شود و آیا روند تولید آن به بهای افزایش وابستگی، از بین رفتن بذر بومی، دانش بومی و ذخایر طبیعی خواهد بود؟ در حاکمیت غذا ما به دنبال راه حلی برای فاجعه غم انگیز گرسنگی یک میلیارد انسان در جهان امروز هستیم. تحقق حاکمیت غذا نیازمند ایجاد دگرگونی و تغییر سیستم تولید غذا به شیوه فعلی است. تغییری که به تولید کنندگان غذا اطمینان دسترسی و کنترل بر زمین، آب، بذر، منابع ماهیگیری و تنوع زیستی کشاورزی را بدهد. همه مردم این حق و مسئولیت را دارند که در سیاست گذاری های مربوط به تولید و توزیع غذا مشارکت داشته باشند. دولت ها نیز باید به این حق احترام گذاشته و برای خودکفایی مردم کشورشان و دسترسی آن ها به غذای سالم و متناسب با فرهنگ خود تلاش کنند.

خطرات و عوارض محصولات دستکاری شده ژنتیکی بر سلامت انسان

در سال های اخیر، آزمایش های فراوانی در مورد خطرات احتمالی محصولات دستکاری شده ژنتیکی در حوزه سلامت صورت گرفته و به نظر می رسد، کفه منتقدین این محصولات، وزن بیشتری نسبت به کفه طرفداران دارد. به علاوه، در اغلب موارد، پاسخ طرفداران تولید محصولات به نتایج به دست آمده تنها سکوت بوده است. نتایج آزمایش ها نشان می دهد محصولات دستکاری شده نه تنها بر انسان که بر دام و محیطی که در آن رشد می کنند نیز تاثیر منفی می گذارد. از جمله می توان به مواردی همچون حساسیت های جدید به مواد غذایی، مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها، تغییر در الگوی مصرف علف کش ها و از بین بردن ژن های حساس در حشرات و آفات اشاره کرد. بنابراین یکی از موارد قابل توجه در زمینه توسعه محصولات دستکاری شده ژنتیکی لزوم انجام ارزیابی خطر و ارزیابی ایمنی در مورد هر یک از این محصولات است. ارزیابی خطر محدودی که امروزه انجام می شود برای تضمین سلامت محصولات دستکاری شده ژنتیکی در بلند مدت کافی نیست .لذا، ایمنی محصولات دستکاری شده ژنتیکی به طور قطعی مشخص نیست و اثرات غیر قابل پیش بینی این محصولات است که موجب تردید در مصرف آن ها می شود.

کشاورزی مشارکتی بر پایه دانش بومی، جایگزینی مناسب برای محصولات دستکاری شده ژنتیکی

دانش بومی یا دانش محلی، دانشی است که با فرهنگ هر منطقه قرین بوده و طی سالیان بی شمار و به شکلی طبیعی به وجود آمده و د هان به د هان از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است ضمن آنکه این دانش بومی همواره با دنیای خارج از حوزه جغرافیایی خود تعامل و تبادل داشته و به شکلی پویا خود را با تحولات و دگرگونی های بیرونی و درونی محیط سازگار کرده است. مردم جوامع محلی توانسته اند کلیه نیاز های خود را طی قرون متمادی از این نظام دانش تامین کنند و ضمن وارد کردن کمترین خدشه به طبیعت و محیط زیست و در تعادلی وصف ناپذیر، گذران عمر کنند.

با مرور تاریخچه و نظام تولیدات کشاورزی که طی هزاران سال پایداری خود را با تکیه بر دانش و مهارت های بومی حفظ نموده اند در می یابیم که دانش بومی به خوبی تامین کننده سطح مطلوبی از تولیدات کشاورزی و همچنین جوابگوی نیاز های کشاورزان است.

بنابراین یکی از بزرگترین چالش های ما برای دستیابی به کشاورزی پایدار، شناخت و تحلیل دانش بومی کشاورزی به صورت علمی و نظام مند است. اگر دانش بومی با معرفت و شناخت کامل از آن و تطبیق و تلفیق مناسب با دانش و فناوری های نوین و سازگار به کار گرفته شود مسلما بر تولید نیز اثرگذار خواهد بود ضمن اینکه محصول تولید شده مضر نبوده و مواد حیاتی موجود در خاک نیز از بین نخواهد رفت.

« دنیای سفر » این نوشته را از « موسسه توسعه پایدار و محیط زیست » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 2 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1