پنجمین دوره کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه، برگزار شد

1 دی 1394 - 17:00 dsfr.ir/8m2d2

پنجمین دوره کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه، برگزار شد
وب سایت موزه ملی ملک
پنجمین دوره کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه

پنجمین دوره کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه، در کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی کتابخانه و موزه ملی ملک؛ پنجمین دوره کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه، با برگزاری کارگاه های متنوع در حوزه استانداردها و شاخص های راهنمایی گردشگری، در روزهای شنبه و یک شنبه، 28 و 29 آذر 1394 خورشیدی در کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار شد. حدود 120 نفر از راهنمایان گردشگری و موزه ها و دانشجویان و دانش آموختگان رشته های موزه داری و مدیریت جهانگردی در این دوره از کارگاه و مسابقه حضور یافتند.

جمع شان جمع است؛ «راهنمایان موزه» برای پنجمین سال پیاپی در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک دور هم جمع شده اند تا در کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه شرکت کنند. مدرسان این کارگاه های یک روزه، گروهی حرفه ای از راهنمایان گردشگری اند که در دوره های بین المللی بیرون از ایران شرکت کرده اند. اکنون که قرار است ایران در سال 2017 میزبان جشن راهنمایان گردشگری جهان باشد، برگزاری این کارگاه ها می تواند زمینه را برای آشنایی هرچه بیش تر راهنماهای گردشگری ایران با اصول و استانداردهای بین المللی فراهم کند.

در دو روز برگزاری این کارگاه ها در بزرگ ترین موزه وقفی خصوصی ایران، این مجموعه پر می شود از حضور و هیاهوی راهنمایان موزه و راهنماهای تورهای گردشگری. پیر و جوان و زن و مرد هم ندارد؛ هر کس که به این آموزش  علاقه مند است، تلاش کرده تا فرصت شرکت در این کارگاه ها را نصیب خود کند. کارگاه آموزشی و مسابقه راهنمایان موزه، امسال برای پنجمین بار در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار می شود؛ مجموعه ای که در محوطه میدان مشق، خیابان امام خمینی (ره) و خیابان ملل متحد جای گرفته است.

جای خالی تدریس دانشگاهی

چهار کارگاه، با حضور چهار مربی در کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار می شود. شرکت کنندگان در این کارگاه ها، مهمانانی از شهرها و استان های مختلف اند؛ از موزه ها و تورهای گردشگری تهران گرفته تا اصفهان و شیراز و استان های دیگر. شرکت در این کارگاه ها، مرزی برای سن و سال هم قائل نشده است.

«رضا دبیری نژاد» معاون فرهنگی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک می گوید: «ما فراخوان خود را به دانشجویان و دانش آموختگان مرتبط با راهنمای تور و موزه داری و همچنین فعالان در این زمینه ارایه داده ایم. حدود 130 نفر برای شرکت در این کارگاه ها اعلام آمادگی کردند و از میان آن ها 95 نفر در گزینش اولیه پذیرفته شدند و توانستند مجوز حضور در کارگاه ها را به دست آورند».

اکنون این 95 نفر در روز شنبه 28 آذر 1394 خورشیدی از یک صبح تا غروب، در 4 کارگاه آموزشی شرکت می کنند تا با استانداردها و اصول بین المللی راهنمای گردشگری آشنا شوند. مربیانی که این چهار کارگاه را اداره می کنند، خود راهنمایان گردشگری اند که در دوره های بین المللی راهنمایان گردشگری شرکت کرده و از سوی فدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری، مجوز و مدرک مربی گری و آموزش گرفته اند.

دبیری نژاد می گوید: «رشته راهنمای موزه اکنون در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود، در حالی که تا چند سال پیش این موضوع، رشته درسی مجزایی در دانشگاه ها بود و افرادی که وارد این کار می شدند، دانش آموخته این رشته بودند. داشتن دانش و علم در کنار تخصص، موجب می شد راهنمایان موزه به کار خود تسلط خیلی خوبی داشته باشند. ما تصمیم گرفتیم اکنون که چنین آموزش هایی در دانشگاه ها ارایه نمی شود، از استادان و مدرسان باتجربه و آموزش دیده بخواهیم برای افراد مشتاق و علاقه مند، این دوره ها را برگزار کنند».

آمادگی برای میزبانی جهانی

«یکی از راه های ارایه جذاب اطلاعات، استفاده از شیوه روایت است و نقل قصه های جزیی در مورد مکان و فضایی که در آن قرار داریم». شرکت کنندگان در کارگاه، بیش تر راهنمایان تور و موزه ها هستند که فرصت حضور در این کارگاه ها را برای خود غنیمتی می دانند و پرسش هایی را که در ذهن دارند مطرح می کنند. اکنون که کارگاه به لحظه های پایانی خود نزدیک می شود، مربی کارگاه از یکی از شرکت کنندگان دعوت می کند با توجه به آنچه در کارگاه مطرح شده، یک تور فرضی موزه گردی را برای بازدید از سالن سراچه تن راهنمایی کند. مجموعه حرکت های دست، اشاره ها و قصه هایی نقل شده، چاشنی توضیحات کلی و اولیه راهنما می شود.

به نظر می رسد مربی از نتیجه کار راضی است. «مریم حصارکی» می گوید «متاسفانه خیلی از راهنمایان گردشگری و راهنمایان موزه های ما، با استانداردهای جهانی برای این کار آشنایی ندارند و بیش تر به صورت تجربی با مخاطبان تور و موزه روبه رو می شوند. برگزاری این کارگاه ها می تواند نقطه روشنی در این زمینه باشد. قرار است در سال 2017، جشن راهنمایان گردشگری به میزبانی ایران برگزار شود و تشکیل این کارگاه ها و آموزش به راهنمایان گردشگری زمینه ها را برای این میزبانی فراهم می کند».

چند سالی می شود که مساله راهنمایان تور و گردشگری استاندارد در ایران مطرح شده و جای خالی آموزش این رشته در دانشگاه ها را مجموعه های دیگری مثل موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک یا فدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری پر می کند.

در گردشگری هیچ پرسشی بی پاسخ نمی ماند

«اشکان بروج» کارگاه «چگونگی پاسخگویی به پرسش های مخاطبان و سوالات سخت» را اداره می کند و به شرکت کنندگان در کارگاه، درباره پرسش هایی آموزش می دهد که ممکن است اطلاعی درباره آن ها نداشته باشند و چالش هایی که ممکن است در زمان برگزاری تور با آن رویاروی شوند. او می گوید «در برگزاری تور یا راهنمایی موزه، ما با مخاطبانی در ارتباط ایم که ممکن است در هر باره ای بپرسند که حتی ارتباطی هم با سوژه نداشته باشد. یک راهنما باید بداند در چنین مواردی چگونه جو را مدیریت کند و در پی پاسخ مناسب باشد».

او از انگیزه های یادگیری در شرکت کنندگان در کارگاه ها می گوید «من در این گروه های شرکت کننده، انگیزه خوبی برای یادگیری اصول و تکنیک های پاسخ گویی به مخاطبان می بینم. در همین تهران، راهنمایان گردشگری و راهنمایان بسیار زیاد موزه وجود دارد که متاسفانه بیش تر آن ها با این تکنیک ها ناآشنایند، برای همین هم نمی توانند نظر مخاطبان را تامین کنند». شرکت کنندگان در این کارگاه یاد می گیرند هیچ پرسشی را بدون پاسخ نگذارند و البته می آموزند برای یافتن این پاسخ ها در کم ترین زمان ممکن، به چه راه کارهایی روی آورند.

آموزشی که اعتماد به نفس مان را بالاتر می برد

وقت استراحت است، بچه ها بیرون از کارگاه، در گروه های چند نفره دور هم گرد آمده اند و درباره کارگاه ها صحبت می کنند. صحبت از گره هایی است که در طول تجربه های کاری در ذهن شان پدید آمده و مرجعی برای حل آن ها سراغ نداشته اند. شرکت در این کلاس ها، فرصتی بود برای پاسخ دادن به پرسش هایی که در طول برگزاری تورها در ذهن آن ها جرقه می زده است «با شرکت در این کارگاه ها و افزایش دانش مان درباره راهنمایی تور، اعتماد به نفس ما هم برای صحبت و ارایه اطلاعات بیش تر شده است. با بازخوانی آموزش هایی که در این کارگاه ها فراگرفته ایم قدرت مانور بیشتری در تورها خواهیم داشت». بیش تر شرکت کنندگان در کارگاه های راهنمای موزه، به این نکته اشاره می کنند.

«شیرین دولتخواه» که کارگاه «چگونگی تعامل و ارتباط با مخاطبان موزه» را اداره می کند، می گوید «یک راهنمای خوب، می تواند به صورت مستقیم و غیر مستقیم به توسعه گردشگری کمک کند. اگر کسی که در یک تور خاص، با توضیحات راهنما ارتباط خوبی برقرار کند و از آن راضی باشد، برای شرکت دوباره در آن تور یا بازدید از تورهای دیگر علاقه مندتر می شود و تمایل بیشتری به گردشگری حرفه ای پیدا می کند. شاهد این موضوع، راهنمایان موفق تورهای گردشگری اند که مخاطبان ثابتی دارد. برای این مخاطبان خیلی فرقی نمی کند که مقصد گردشگری کجا باشد، اما برایشان مهم است که حتما فلان راهنما، تور را راهنمایی کند».

روز دوم؛ چالش رقابت

کارگاه ها برگزار شده و اکنون در روز دوم، یک شنبه 29 آذر 1394 خورشیدی، شرکت کنندگانی که به رقابت علاقه مندند، خود را در ترازوی آزمایش جای می دهند. قرار است هر شرکت کننده زمان کوتاهی درباره یکی از آثار از پیش معرفی شده، توضیحاتی به عنوان راهنمای گردشگری بدهد. «سکه لاری، سکه ولایت عهدی امام رضا (ع)، سکه شاه فیدن، سرچسب دان قدنماسازی، سنگ نوشته اواخر عصر تیموریان، لوح رسم معماری، نگاره قاضی عبدالمطلب، نگاره ناصرالدین شاه و رجال، دو بیت از نسخه خطی گلستان سعدی، خط نوشته ای از اشعار ابن یمین، قرآن ممتاز خطی، جلد لاکی کلیله و دمنه، نقاشی از کمال الملک و تعویذ نقره و چرم» آثاری اند که در گنجینه موزه ملی ملک برگزیده شده اند تا شرکت کنندگان در رقابتی جذاب، درباره آن ها توضیح دهند.

هر کس در انتظار رسیدن نوبت، یادداشت هایی را که از پیش نوشته بازمی خواند و نیمی از حواس اش، به شرکت کننده ای است که در سالن آمفی تئاتر، مشغول توضیح است. هیات داوران همچون بازدیدکنندگانی کنجکاو و پرسش گر که ممکن است در هر تور و هر موزه ای به چشم بخورند، پس از هر توضیحی از سوی راهنما، می پرسند؛ پرسش هایی که شیوه پاسخ گویی به آن ها، در کارگاه ها آموزش داده شده است و مهارت راهنمای تور را به رخ می کشند. «دبیری نژاد» معاون فرهنگی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک می گوید «شرکت کنندگان در آیین گرامی داشت میلاد پیامبر که یکی از آیین های وقف نامه ای موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک است تقدیر می شوند. این آیین در روز دوشنبه 7 دی 1394 خورشیدی برگزار خواهد شد. همچنین کسانی که در این کارگاه ها شرکت کرده اند، گواهی شرکت در وره و مسابقه دریافت می دارند».

سیداحمد محیط طباطبایی / نماینده کمیته ملی موزه های ایران (ایکوم ایران) و داور مسابقه

موزه، مکان یادآوری و تذکر است و هر جا که این یادآوری در آن روی می دهد، یک موزه است؛ چون به یاد ما می آورد که این ها چه اند و از کجا آمده اند و از این روی ارزش مندند. حتی یک بقعه یا گورستان یا هر جایی که در آن یادآوری رخ می دهد، آن جا یک موزه است. نفس این که ما در این موزه گرد هم آمده ایم، به خودی خود حرکتی باارزش است و مسابقه کاملا یک مساله فرعی و بهانه است. هدف ما در این برنامه، توجه و تکیه بر توانایی های فردی با عنوان راهنمای موزه بود. راهنمای گردشگری، صفات، رفتار و برخورد و هم چنین شیوه هایش به گونه ای دیگر است. راهنما، نام اش را با خود دارد.

راهنما، راه نما است؛ او استاد شناسایی و تحلیل یک شی یا مجموعه نیست. راهنما باید آن یک «آن» و نقطه طلایی از شی را به مخاطب عرضه کند و مثلث راهنما، شی و بازدیدکننده باید سریع بسته شود. چند نکته را پس از مشاهده اجراها باید اشاره کنم. نکته نخست این که هرگز کسی از راهنما انتظار ندارد اطلاعات کامل بدهد، اما راهنمای موزه هم حق ندارد اطلاعات غلط بدهد. گاهی دیده می شود برخی دوستان ما چیزهایی را به مخاطبان خود ارایه می دهند که درست نیست؛ این گناهی نابخشودنی برای یک راهنما است. نیاز نیست برای معرفی یک اثر بیش از دو خط مطلب بگویید، اما باید آن را درست بگویید. شاید لازم باشد آن دو خط را در قالب 20 جمله انتقال دهید؛ این هنر شما است که چه بگویید و چگونه دو خط را به بیست جمله تبدیل کنید، در حالی که همه آن ها درست باشد. شما حق ندارید اطلاعات نادرست بدهید.

دوم، وقتی می توانیم بگوییم یک راهنما موفق بوده است که آن روز و آن دیدار برای بازدیدکننده مجموعه، در زمره خاطره های خوب اش قرار گیرد. این خاطره موجب می شود بازدید کننده یا خودش به موزه بازگردد و به آن سر بزند یا دیگری را به دیدار آنجا تشویق کند. موفقیت یک موزه، نمایشگاه یا روی دادهای نظیر آن، به اتفاق ها و جریانی که پس از برگزاری آن شکل می گیرد بستگی دارد. اگر فردی بر این که نتوانسته در رویدادی شرکت کند افسوس بخورد یا فرد دیگری برای بودن در یک جا، یک برنامه یا همراهی با یک راهنمای مشخص موفق در آینده برنامه ریزی کند، این ها نشانه نتیجه دادن یک چنین فعالیت هایی است.

نکته دیگر این که، مطلب را باید به شیوه ای عرضه کنیم که مخاطب متوجه نشود ما در آن موضوع چیزی نمی دانیم. دست کم باید به علاقه مندان کمک کنیم بتوانند اطلاعات صحیح را به دست آورند. امروز هم مخاطب ما آگاه تر است هم شما به عنوان راهنما آسان تر می توانید این کار را انجام دهید.

به هر حال نباید فراموش کنیم تفاوت اساسی در کار یک راهنمای گردشگری با راهنمای مستقر در موزه این است که راهنمای موزه با دسته مشخصی از اشیا سر و کار دارد و به طور طبیعی باید مرجع ها و اطلاعات پایه ای آن اشیا را بداند و بشناسد. او باید درباره این آثار پژوهش کند و آگاهی کافی داشته باشد اما قرار نیست همه آن ها را در اختیار همه گروه های مخاطب به یک شکل و محتوا قرار دهد؛  بازدیدکننده کودک یک گونه اطلاعات نیاز دارد، مخاطب تحصیل کرده اما غیر متخصص در مسایل فرهنگی نوع دیگری از اطلاعات را می خواهد، بازدیدکننده عمومی فقط آگاهی های مشخصی را طلب می کند و یک فرد یا گروه پژوهشگر یا هر گروهی دیگر نکته های ویژه متناسب با نیاز خود را می طلبند. این راهنما است که باید کشش و علاقه را در هر مخاطبی با شیوه بیان و انتقال پیام خود به وجود آورد.

رضا دبیری نژاد / معاون فرهنگی کتابخانه و موزه ملی ملک و داور مسابقه

به عنوان شاهد برگزاری این برنامه در همه پنج دوره، امسال و امروز اتفاقی افتاد که کمی مرا نگران کرد؛ نکته نگران کننده این بود؛ ما باید به خاطر داشته باشیم با وجودی که تکنیک، مساله ای پایه ای در راهنمایی موزه است، اما نباید همه چیز را در این تکنیک محدود و وابسته کنیم.

اگر شما همه چیزها را در سطح تکنیک نگه دارید، شکست خورده اید. در هنر هم چنین بحثی وجود دارد، زیرا شما در عرصه هنر تکنیک را یاد می گیرید،  اما وقتی به معنای واقعی هنرمند خواهید بود که از تکنیک بگذرید. وقتی شما بتوانید روایت خود و قدرت خلاقیت و ابداع تان را به ظهور برسانید، موفق خواهید بود. تکنیک باید در دستان تان مانند موم نرم شده و ملکه ذهن باشد و دیگر نباید اصلا به آن فکر کنید. اگر تکنیک موجب شود که همه مان همسان و یک شکل بشویم، همگی زیان کرده ایم.

در سال های گذشته، من در خاطرم می ماند که فردی یک رفتار و کنش ویژه ای از خود بروز داده است یا نکته های جالبی در گفته های فرد مشخصی بود و پس از گذشت چند سال هنوز در یادم هست. به نظرم تنها اتفاق نگران کننده در دوره کنونی این بود که اجراهای بیش تر شرکت کنندگان مانند هم شده بود و تفاوت چندانی در بیش تر این اجراها دیده نمی شد.

راهنمایی در موزه را در سه دسته نقش ها می توان تقسیم کرد و توضیح داد؛ نخست، راهنمایی «واسطه بیانی» در موزه است، یعنی قرار بر این است که راهنما انتقال دهنده بخشی از اطلاعات باشد. وقتی وی واسطه بیانی می شود، شیوه هایی که به کار می برد مشابه بسیاری تکنیک ها و ابزار دیگر است، یعنی می تواند مشابه بروشور و کاتالوگ و هر چیز دیگر باشد. در این فضای اطلاعاتی مشابه، قرار نیست راهنما نقش پانویس یا ابزار اطلاع رسانی و محتوایی دیگر مانند تابلوها یا بروشورها را ایفا کند.

دسته دوم، نقشی است که «راهنما به عنوان مشاور» دارد. در قالب مشاور، وظایفی مانند یک کتابدار را برعهده می گیرد. وقتی شما سراغ یک کتابدار می روید و کتابی را می خواهید، شاید کتابدار آن کتاب را نخوانده باشد یا اصلا نداند آن کتاب دقیقا درباره چه چیزهایی اطلاعات می دهد، اما می داند چگونه کدها و لینک ها را بیرون بکشد و به ترتیب تازه و متناسبی به هم پیوند بدهد و شما را به سوی چیزی که می خواهید یا مشابه آن هدایت کند.

اما دسته بندی سوم، «وجه هنرمندی» و نقش «راهنما به مثابه راوی» است. در این وضعیت، راهنما روایت کننده است و روایت ها را می سازد. اینجا است که اگر من یک موزه را همراه دو نفر راهنمای متفاوت تماشا کنم، هرگز روایت یکسانی از آن ها نخواهم گرفت. در این موقعیت است که بازدیدکننده انتخاب می کند دوست دارد با کدام راهنما که می شناسد موزه ای را ببیند یا با او به سفر برود. این روایت و شیوه روایت گری آن راهنما است که سبب می شود موزه برای ما خاطره انگیز و به یاد ماندنی شود و معنا یابد. اشیا در موزه به خودی خود هیچ معنا و مفهومی ندارد و این روایت شما است که معنا را می سازد. در اینجا نقش راهنما در جایگاه راوی اهمیت می یابد و روایت با خلاقیت، قصه و جذاب سازی است که صورت می گیرد.

ما وقتی در چنین کارگاه ها و کلاس هایی شرکت می کنیم، فقط همان استانداردها و شیوه ها را فرا می گیریم، اما در مسابقه دیگر با کف استاندارد کاری نداریم، که، باید از استاندارها فراتر برویم. کف، همه را شبیه هم می کند و همه را در یک سطح می نشاند؛ آنچه اسباب مقایسه است و از جمله در مسابقه به دست می آید، عبور کردن از این کف و رسیدن به تفاوت ها است. چیزی که از سال ها پیش به شکل غیر مستقیم از آقای محیط طباطبایی شخصا آموخته ام این است که وقتی شما می خواهید درباره سوژه ای صحبت کنید، نیازی نیست مستقیم درباره آن حرف بزنید، که، سوژه را باید به حوزه ای که آن را می شناسید وصل کنید و بعد درباره آن زمینه مطالعه شده اطلاعات بدهید.

خلاصه سخن ام این است؛ امروزه در حرفه راهنمایی موزه کسانی موفق خواهند بود که راهنمای روایت گر باشند، نه راهنمای تکنیکال صِرف. باید به جایی برسیم که مخاطب بگوید اگر من می خواهم به این موزه بروم، برای آن فردی است که راهنمای من بوده است؛ حتی دیگر دیدن اشیای آن موزه انگیزه اصلی نیست. موزه با اشیا پویا نمی شود، بلکه به دلیل حضور راویان و راهنماها است که پویا می شود و اگر آن ها جذاب پویا باشند، موزه هم پویا می شود.

نکته پایانی، فکر و برنامه ریزی ما بر این است که به زودی برای دوره جدید کارگاه های راهنمایی موزه نام نویسی کنیم. تفاوت آن با برنامه های پیشین این است که این دوره در چندین جلسه برگزار می شود و تعداد شرکت کنندگان آن هم محدود خواهد بود. موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک با همکاری کمیته ملی موزه های ایران (ایکوم) برای دوره بعد در حال برنامه ریزی اند تا به صورت مشترک میان این دو مجموعه برگزار کنند. ما از راه برگزاری این کارگاه ها و دوره ها بیش تر در پی آن ایم که راهنمایی علمی موزه را در سطح جامعه مطرح کنیم.

مریم حصارکی / مدرس کارگاه و داور مسابقه

رعایت زمان بندی (Timing)، نکته مهمی است که اغلب رعایت نمی شود. روی چیزی که نمی دانید آن قدر تأکید نکنید که بازدیدکننده متوجه شود شما نمی دانید. راهنما باید پرستیژ راهنما بودن را داشته و حتی باید متوجه پوشش و آراستگی خود باشد که این مسئله هم کمتر دیده شد.

اشکان بروج / مدرس کارگاه و داور مسابقه

راهنما باید جسارت داشته باشد و کسی که وارد این حوزه می شود، اگر شجاعت و جسارت کافی نداشت، آن کاری را که باید نمی تواند به درستی انجام بدهد. اینکه شما این جسارت را داشتید و در این مسابقه شرکت کردید، گام بزرگی در جهت موفقیت برداشتید.

نکته مهمی که باید بیش تر به آن توجه داشته باشید و در اجراها به عنوان یک نقص جدی دیده شد، «تعامل» بود؛ تعامل با مخاطبان و تعامل با محیط اطراف و در راستای این تعامل هم، «خلاقیت» است و ما باید بیندیشیم که چگونه خلاقیت خود را در این تعامل ها به کار بگیریم.

ژاله ابراهیمی / مدرس کارگاه و داور مسابقه

از دستاوردهای مهم در چنین روی دادها و مسابقه، تکرار آموزه ها و نقد رفتارهای ما توسط خودمان و دیگران است. نتیجه خیلی مهم نیست و فقط کمکی است تا بدانیم چه اندازه به استانداردهایی که باید باشد نزدیک شده ایم. در محتوای مطلبی که می خواهید، آنچه در مقدمه ارتباط و تعامل با مخاطب می گویید بسیار مهم است و این طرح مقدماتی باید آهسته آهسته ما را به جریان اصلی و سپس به اوج مطلبی که می خواهیم برای دیدارکنندگان عرضه کنیم، متصل سازد. در نقطه اوج هم باید به مخاطبان چیزی شبیه تکانه و شوک وارد شود؛ آن وقت رضایت بینندگان جلب شده است. مساله مورد توجه دیگر که نباید فراموش شود، اهمیت «ارتباط چشمی» (Eye Contact) در تعامل با مخاطب است. همچنین مدیریت کردن بحران ها و پوشش دادن استرسی که به خودمان و حاضران ممکن است وارد شود بسیار مهم است.

شیرین دولتخواه / مدرس کارگاه و داور مسابقه

بازدیدکنندگان را درگیر سوژه کنید و اگر این درگیری به وجود آمد، موضوع برای مخاطبان جالب می شود.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
6 + 2 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1