انتقال آب بین حوضه ای، چالش بالادست پر آب ترین رودخانه ایران

7 آذر 1394 - 09:00 dsfr.ir/um046

انتقال آب بین حوضه ای، چالش بالادست پر آب ترین رودخانه ایران
خبرگزاری تسنیم
نمایی از رودخانه و پل کارون

حوضه آبریز کارون بزرگ در سال 1393 کسری بیلان آبی ای بیش از 70 میلیون متر مکعب در سال داشته است و این رقم در سال های آینده بیشتر خواهد شد.

انتقال آب بین حوضه ای، انتقال فیزیکی آب از یک حوضه به حوضه دیگر است که در این جا به جایی یک حوضه آبریز به عنوان حوضه مبدأ، آب از دست می دهد و حوضه آبریز دیگر، به عنوان حوضه مقصد، آب به دست می آورد. آب انتقالی می تواند آب سطحی، زیرزمینی یا آب های بازیافتی و نامتعارف باشد و از نظر تقسیمات سیاسی ممکن است حوضه های مبدأ و مقصد در یک استان، بیش از یک استان یا بیش از یک کشور قرار گیرند.

کشور ما با داشتن یک درصد جمعیت جهان، فقط 0/36 درصد منابع آبی را در اختیار دارد و میانگین بارش کشور 250 میلی متر در سال است. همچنین این میزان کم بارش توزیع نامناسبی نیز دارد. این توزیع نامناسب زمانی و مکانی بارش ها باعث ایجاد محدودیت های طبیعی در مدیریت منابع آب کشور شده است. متأسفانه به جای مدیریت کردن محدودیت های طبیعی و افزایش قابلیت ها و ظرفیت های سازگاری، ظرف سه دهه اخیر، به ویژه پس از جنگ تحمیلی، مسائل و چالش های انسان ساخت بیشتری برای منابع آب کشور به وجود آمده است. در اوایل به طور عمده با ایجاد انواع و اقسام سدها، سعی در مدیریت سیلاب ها، تولید انرژی و آب رسانی برای مصارف مختلف داشته ایم، اما از دهه پیش طرز تفکر جدیدی در کشور در نحوه مدیریت آب پدیدار شده است؛ انتقال آب بین حوضه ای! آنچه در طرح جامع منابع آب کشور از سوی وزارت نیرو در افق سال 1400 پیش بینی شده، این بوده که تا آن سال باید از طریق انتقال آب، حدود 3/98 میلیارد متر مکعب آب جا به جا شود، اما پیش از رسیدن به آن زمان، بسیار بیش از این مقدار آب جا به جا خواهد شد.

سابقه انتقال آب از کارون

تونل های کوهرنگ: سابقه انتقال آب بین حوضه ای در ایران به سال 996 هجری شمسی بر می گردد که برای اجرای انتقال آب طرحی اجرا شد، اما به نتیجه نرسید تا اینکه بر اساس همان ایده با حفر تونلی به طول 2 هزار و 840 متر در سال 1332، تونل اول کوهرنگ با میانگین جا به جایی سالانه حدود 300 میلیون متر مکعب آن به حوضه زاینده رود حفر شد. پس از آن تونل دوم کوهرنگ (به طول 10هزار و 360 متر) در سال 1364 به بهره برداری رسید. حفر تونل سوم کوهرنگ نیز با 24 کیلومتر طول برای انتقال حدود 255 میلیون متر مکعب آب از رودخانه کوهرنگ (سرشاخه اصلی کارون) به زاینده رود، از سال 1373 شروع شد که به دلیل دشواری های زمین شناختی بسیار بیشتر از زمان تعیین شده در مرحله طراحی ماند و همچنین سبب خشکیدن برخی چشمه های منطقه با آبدهی حدود یک متر مکعب بر ثانیه اشاره کرد.

یکی از مهم ترین شاخص ها برای ارزیابی عملکرد طرح های انتقال آب بین حوضه ای، میزان آب انتقال یافته است که می تواند به وسیله داده های آب سنجی مورد بررسی قرار گیرد.

در دوره های خشک سالی، آب انتقالی به وسیله تونل های اول، دوم و سوم کوهرنگ مجموعا در حدود 300 میلیون مترمکعب در سال بوده که معادل حدود یک سوم ظرفیتی است که از این تونل ها در مرحله طراحی پروژه ها انتظار می رفته است! این امر هم به دلیل برآورد اولیه دست بالای طرح و هم به علت اثرات خشک سالی ها و تغییر اقلیم در کل کشور بوده است. از سوی دیگر، از آنجا که برنامه ریزی مصرف بر اساس ظرفیت نامی تونل ها بوده؛ بنابراین کمتر شدن عملکرد انتقال آب تونل ها نسبت به ظرفیت آن ها باعث شده نه تنها مشکل کم آبی منطقه مقصد در شرایط خشک سالی برطرف نشود، بلکه بحران کم آبی نیز تشدید شود. خشکیدن زاینده رود در سال های اخیر بیش از آنکه متأثر از خشک سالی باشد، به دلیل توسعه ناپایدار تحمیل شده به زاینده رود به واسطه اجرای تونل های انتقال آب است. چه بسا اگر این طرح های انتقال آب اجرا نمی شد، توسعه در حوضه زاینده رود با سیاست های صرفه جویانه آب و با احتیاط بیشتری انجام می گرفت و امروز شاهد اجرای طرح های بزرگ آب بر و نیز آلایندگی زیاد در منطقه اصفهان و همچنین شاهد موفقیت آمیزنبودن اجرای سیاست های مدیریت تقاضا نبودیم.

انتقال آب رودخانه دز به قم رود: یکی دیگر از طرح های انتقال آب بین حوضه ای از کارون، طرح دز به قم رود است. این طرح نیز سابقه زیادی دارد و در سال 1330 خورشیدی از سوی محققان فرانسوی و ایرانی مطالعاتی برای تأمین آب قم در مسیر رودخانه قم رود انجام شد. متعاقبا ایده ساخت سد 15 خرداد ارائه شد که در سال 1373 به بهره برداری رسید و از پیامدهای این انتقال آب که هیچ گاه بررسی نشده بود، شور بودن و تلخی آب قم رود در محل سد 15 خرداد به علت کم عمق بودن و سطح بالای مخزن دریاچه سد و تبخیر بالایی بود که باعث شد با لب شور شدن آب سد، مردم قم سال ها آب خود را از طریق تانکرهای انتقال آب و دستگاه های کارتی فروش آب و ... تأمین کنند. این طرح از سال 1382 آغاز شد که اجرای آن موجب انتقال سالانه 181 میلیون مترمکعب آب از رودخانه های الیگودرز را به سد کوچری و تصفیه خانه آن شد. مبدأ اصلی تأمین آب رودخانه چشمه سرداب در جنوب غربی الیگودرز در دامنه های شرقی اشترانکوه در استان لرستان واقع شده است. هدف از اجرای این طرح، انتقال آب برای تأمین آب شرب و مصارف صنعتی 10 شهر و 30 روستا از جمله خوانسار، خمین، گلپایگان، محلات، نیمور، سلفچگان، ساوه و قم و جبران کمبود آب شهرهای مرکزی که رشد جمعیت دارند، اعلام شده است. افق این طرح سال 1425 است. این طرح شامل چهار سد انحرافی است که نقش آن ها جمع آوری آب از دره های شهرستان الیگودرز و سرشاخه های دز است. علاوه بر این سه تونل متفاوت اجرا شده که نقش آن ها جمع آوری و انتقال آب به ابتدای سامانه انتقال آب است. در مجموع ظرفیت انتقال و جمع آوری آب در این طرح 23 مترمکعب بر ثانیه است درحالی که بیش ترین میزان آبی که از سد کرج به تهران می آید 11 متر مکعب بر ثانیه بوده و ظرفیت سامانه یاد شده بیش از دوبرابر آب انتقالی از سد کرج به تهران است. ظرفیت نهایی انتقال آب در این پروژه پنج هزار لیتر در ثانیه است. مقدار انتقال آب برای افق سال 1410 به 240 میلیون مترمکعب می رسد که مطالعات آن در حال انجام است.

اعتراض ها و خسارت ها

انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای اطراف، باعث پایین رفتن شدید سطح آب زیرزمینی و در نهایت خشک شدن کامل یا در آستانه خشکیدن بیش از 231 حلقه چاه شده اما تاکنون هیچ گونه حقابه ای برای این روستاها در نظر گرفته نشده است. اجرای طرح سبب از بین رفتن مجتمع های پرورش ماهی در شهرستان الیگودرز شده است. همچنین نام گذاری باعث واکنش هایی در میان مردم استان لرستان شد. برخی از نمایندگان شهرهای مختلف استان های لرستان و خوزستان در سنوات مختلف نسبت به اجرای طرح مخالفت کردند. این طرح در حالی برای استان های دیگر هدف گذاری شده است که 892 روستای لرستان مشکل آب آشامیدنی دارند و 68 هزار نفر جمعیت روستایی این استان به وسیله تانکر آب رسانی می شوند. اجرای این طرح باعث وارد آمدن خسارت های جبران ناپذیری به محیط زیست استان لرستان به خصوص زیستگاه ها و مراتع طبیعی شرق این استان شده است. مجریان پروژه قم رود بدون مجوز اقدام به اجرای طرح کرده و پس از گذشت پنج سال از آغاز اجرای طرح اقدام به دریافت مجوز زیست محیطی کرده اند. از سوی دیگر در این مطالعات بررسی های لازم درباره وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باید صورت گیرد.

چالش های انتقال آب بین حوضه ای بهشت آباد

در صورتی که برنامه ریزی و ارائه طرح انتقال آب بین حوضه ای با دیدگاه جامع گرایانه و رعایت اصول مدیریت یکپارچه منابع آب انجام شود، علاوه بر تعادل بین منابع، مصارف و توسعه پایدار، می توان امید داشت که محیط زیست و اکوسیستم مناطق تحت تأثیر نیز حفاظت شوند. درباره حوضه کارون-زاینده رود، طرح بهشت آباد از جمله طرح های انتقال آب بین حوضه ای است که در حال حاضر در دست مطالعه است.

در مطالعات شناخت این طرح میزان آب قابل انتقال 1/1 میلیارد متر مکعب در سال در نظر گرفته شده بود ولی در مطالعات مرحله اول این رقم به 746 میلیون متر مکعب در سال کاهش داده شد و متعاقبا در شهریور سال 1389 این رقم به 580 میلیون متر مکعب در سال کاهش یافت. ملاحظه می شود در روند مطالعات این طرح، همانند سایر طرح ها در کشور، تمایل کارفرما این بوده که تا حد امکان میزان آب قابل انتقال «دست بالا» در نظر گرفته شود تا امکان اجرای برنامه های توسعه ای بیشتری در مقصد فراهم شود که این امر احتمالا سرمنشأ تشدید مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خواهد بود. حال اگر میزان آب قابل انتقال براساس درجه اعتماد 95 درصد (که مناسب برای تأمین آب شرب و صنعت است) انجام شود، توسعه در ناحیه مقصد بیشتر کنترل شده و آب مطمئن به این حوضه منتقل خواهد شد و همین موضوع زمینه ساز توسعه پایدار خواهد بود.

البته در کشور ما مشکل ذکر شده فقط به تونل های انتقال آب بین حوضه ای محدود نشده و در مورد بسیاری از طرح های سدسازی نیز اتفاق می افتد که در طول یک دوره پنج تا 10 ساله حتی یک مرتبه هم پر نشوند (از جمله سد 15 خرداد و بسیاری از سدهای دیگر) و این به معنی ایجاد مسائل زیست محیطی هم برای منابع آب موجود در مخزن سد و هم برای نیازهای پایین دست است.

در طرح موجود، احداث سد مخزنی بهشت آباد با حجم مخزن 1/7 میلیارد مترمکعب در دستور کار است که 1/2 میلیارد متر مکعب آن به حجم مرده اختصاص دارد. بنابراین با توجه به اینکه ظرفیت ذخیره مورد نیاز طرح کمتر از 500 میلیون متر مکعب در سال است، احداث یک سد بزرگ به هیچ وجه توجیه ندارد و باید درباره آن تجدیدنظر شود.

به ویژه آنکه مخزن سد بهشت آباد مورد نظر کارفرمای طرح به دلیل بزرگ بودن موجب زیرآب رفتن شهر و روستاهای محدوده مخزن با جمعیت حدود پنج هزار نفر، زیرآب رفتن اراضی مرغوب کشاورزی، باغات و مزارع پرورش ماهی، جاده های ارتباطی و تأسیسات مختلف می شود و علاوه بر آن به دلیل حجم بالای مخزن و شرایط زلزله خیز بودن منطقه اردل، خطر وقوع زلزله القائی را افزایش می دهد.

همچنین وجود تشکیلات ناپایدار زمین شناختی در محدوده مخزن و خطر ریزش دیواره های مخزن از جمله مشکلات دیگر سد بهشت آباد است که این موارد، تبعات و پیامدهای زیست محیطی و اقتصادی-اجتماعی عدیده ای را پدید می آورد. این در حالی است که درخصوص تغییر محل احداث سد و کاهش ارتفاع آن پیشنهادهایی ارائه شده که اثرات تجمعی محیط زیستی و اقتصادی-اجتماعی طرح را به طور چشمگیر کاهش می دهد.

جمع بندی و نتیجه

واقعیت این است که عمده پتانسیل های مناسب انتقال آب بین حوضه ای در سال های قبل استفاده شده است و طرح های جدید مطرح شده پتانسیل طبیعی پایینی دارند و به همین علت اجرای این گونه طرح ها همراه با صرف هزینه گزاف، زمان طولانی و تبعات بالای اجتماعی، زیست محیطی و حقوقی خواهد بود؛ بنابراین اگر مطالعات و تصمیم گیری درباره این گونه طرح ها، عجولانه و تحت فشارهای غیرفنی و سیاسی باشد، اجرای آن ها در مناطق گیرنده آب موجب توسعه نامتوازن و در حوضه مبدأ؛ موجب تشدید بحران های زیست محیطی و اجتماعی می شود این موارد مغایرت با اصول توسعه اند؛ از هر گونه تعجیل در اجرای طرح های جدید انتقال آب بین حوضه ای باید پرهیز کرد و ضمن تردید در آن ها فقط در صورت تطبیق با اصول توسعه پایدار، ضوابط آمایش سرزمین و پایداری محیط زیست به تصمیم گیری درست اقدام کرد. ازجمله نکات مهم، پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی «اجرای طرح های جدید انتقال آب» در حوضه کارون بزرگ، برای مناطق پایین دست حوضه مبدأ (استان خوزستان) است.

درباره تأثیرات طرح های انتقال آب بین حوضه ای از کارون بزرگ، می توان به مواردی به شرح زیر اشاره کرد: اثرات منفی بر تولید انرژی برقابی سدهای زنجیره ای کارون، نبود امکان تأمین آب موردنیاز شبکه های وسیع آبیاری در خوزستان، عدم اجرای حقابه های زیست محیطی، افت چشمگیر کیفیت آب و آلودگی کارون و تبعات اجتماعی و زیست محیطی آن و آلودگی های روزافزون، مسائل مربوط به تشدید مهاجرت از استان خوزستان و بروز مسائل امنیتی در مرزها، سوء مدیریت منابع آب در سطح جلگه خوزستان شامل سایر منابع آبی به جز کارون و تشدید ریزگردها.

حوضه آبریز کارون بزرگ در سال 1393 کسری بیلان آبی ای بیش از 70 میلیون مترمکعب در سال داشته است و این رقم در سال های آینده بیشتر خواهد شد.

از سوی دیگر، با توجه به اینکه تاکنون تونل های متعدد احداث شده برای انتقال آب از حوضه کارون به زاینده رود، بیش از آنکه منجر به حل مشکل کم آبی این حوضه شود، سبب توسعه نامتوازن حوضه و ناپایداری محیط زیست رودخانه و تالاب گاوخونی شده، این امر باعث شده برنامه های اصلی توسعه پایدار (نظیر برنامه های توسعه گردشگری اصفهان) به دلیل افزایش آلودگی، رشد بیش ازحد جمعیت، افت کیفیت آب، خشکیدن زاینده رود و ... عقیم بماند؛ بنابراین ضروری است قبل از تعجیل در اجرای طرح های جدید انتقال آب (مانند طرح های بهشت آباد، تونل گوکان، تونل گلاب و نظایر آن) که همگی حول محور مدیریت عرضه آب هستند و باعث می شوند برنامه های مدیریت تقاضا ناکام بماند، یک ارزیابی جامع از عملکرد طرح های قبلی انجام شود و از نتایج آن به منظور اصلاح و بازنگری این گونه طرح ها استفاده شود.

در نتیجه برخی از اصول و معیارهای جامع مدیریتی که نه تنها در این طرح، بلکه در کلیه طرح های انتقال آب بین حوضه ای به کار گرفته شود به شرح زیر ارائه می شود؛ رعایت ضوابط، معیارها و اصول توسعه پایدار درباره طرح های انتقال بین حوضه ای؛ بازنگری در رویه تخصیص آب به طرح های انتقال بین حوضه ای با اولویت دادن به نیازهای حوضه مبدأ برای پیشگیری از منازعات و تعارضات منطقه ای در آینده بین حوضه های مبدأ و مقصد؛ هماهنگ کردن برنامه های انتقال بین حوضه ای با طرح آمایش سرزمین با اولویت دادن به استراتژی «جمعیت را به پیش آب ببریم» به جای استراتژی «آب را به پیش جمعیت ببریم»؛ کسب موافقت مردم، ارزیابی تفصیلی همه گزینه ها، بررسی سدهای موجود، حفظ و استفاده مشترک از رودخانه ها و وسیله امرار معاش، به رسمیت شناختن حقوق و سهیم شدن در منافع، تضمین عمل به تعهدات و پیروی از دستورالعمل ها برای توسعه و امنیت و وفاداری به ارزش های بنیادین (مانند برابری، پایداری، کارایی، عدالت و ...)؛ تعریف و بررسی جامع کلیه گزینه های ممکن و برآورد واقع بینانه در مورد درآمدها و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم و هزینه های جانبی زیست محیطی و اجتماعی برای حصول اطمینان از توجیه پذیری طرح؛ اجرای برنامه های افزایش رفاه اجتماعی در حوضه مبدأ به موازات طرح انتقال برای پیشگیری از مهاجرت ساکنان حوضه مبدأ که تحت تأثیر طرح انتقال هستند؛ بررسی پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، امنیتی و سیاسی انتقال از حوضه مبدأ بر مناطق پائین دست در شرایط خشک سالی؛ در ناحیه مقصد باید در صورت استفاده از منابع جایگزین تأمین آب و انجام تمامی اقدامات منطقی برای کاهش تقاضا، باز هم در تأمین نیازهای فعلی و پیش بینی شده (و نه نیازهای آینده)، کمبود جدی وجود داشته باشد.

توسعه آتی حوضه مبدأ نباید به سبب کمبود آب با محدودیت چشمگیر مواجه شده و اگر حوضه مقصد زیان های وارده به حوضه مبدأ را جبران کند، اجرای طرح انتقال ممکن است توجیه پذیر باشد.

ارزیابی جامع پیامدهای اجتماعی-فرهنگی بایستی نشان دهد که سطح معقولی از قطعیت وجود دارد که طرح انتقال، سبب بروز مشکلاتی در حوضه مبدأ یا مقصد نخواهد شد. بااین حال در طرح انتقال چنانچه برای جبران زیان های اجتماعی-فرهنگی غرامت های لازم پرداخت شود، ممکن است توجیه پذیر باشد. منافع خالص ناشی از اجرای طرح باید عادلانه میان حوضه های مبدأ و مقصد تقسیم شود.

از هر گونه تعجیل در اجرای طرح های جدید انتقال آب بین حوضه ای باید پرهیز کرد و ضمن تردید در آنها فقط در صورت تطبیق با اصول توسعه پایدار، ضوابط آمایش سرزمین و پایداری محیط زیست به تصمیم گیری درست اقدام کرد. از جمله نکات مهم، پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی «اجرای طرح های جدید انتقال آب» در حوضه کارون بزرگ، برای مناطق پایین دست حوضه مبدأ (استان خوزستان) است.

درباره تأثیرات طرح های انتقال آب بین حوضه ای از کارون بزرگ، می توان به مواردی به شرح زیر اشاره کرد: اثرات منفی بر تولید انرژی برقابی سدهای زنجیره ای کارون، نبود امکان تأمین آب موردنیاز شبکه های وسیع آبیاری در خوزستان، عدم اجرای حقابه های زیست محیطی، افت چشمگیر کیفیت آب و آلودگی کارون و تبعات اجتماعی و زیست محیطی آن و آلودگی های روزافزون، مسائل مربوط به تشدید مهاجرت از استان خوزستان و بروز مسائل امنیتی در مرزها، سوءمدیریت منابع آب در سطح جلگه خوزستان شامل سایر منابع آبی به جز کارون و تشدید ریزگردها. حوضه آبریز کارون بزرگ در سال 1393 کسری بیلان آبی ای بیش از 70 میلیون متر مکعب در سال داشته است و این رقم در سال های آینده بیشتر خواهد شد.

از سوی دیگر، با توجه به اینکه تاکنون تونل های متعدد احداث شده برای انتقال آب از حوضه کارون به زاینده رود، بیش از آنکه منجر به حل مشکل کم آبی این حوضه شود، سبب توسعه نامتوازن حوضه و ناپایداری محیط زیست رودخانه و تالاب گاوخونی شده، این امر باعث شده برنامه های اصلی توسعه پایدار (نظیر برنامه های توسعه گردشگری اصفهان) به دلیل افزایش آلودگی، رشد بیش از حد جمعیت، افت کیفیت آب، خشکیدن زاینده رود و ... عقیم بماند؛ بنابراین ضروری است قبل از تعجیل در اجرای طرح های جدید انتقال آب (مانند طرح های بهشت آباد، تونل گوکان، تونل گلاب و نظایر آن) که همگی حول محور مدیریت عرضه آب هستند و باعث می شوند برنامه های مدیریت تقاضا ناکام بماند، یک ارزیابی جامع از عملکرد طرح های قبلی انجام شود و از نتایج آن به منظور اصلاح و بازنگری این گونه طرح ها استفاده شود.

در نتیجه برخی از اصول و معیارهای جامع مدیریتی که نه تنها در این طرح، بلکه در کلیه طرح های انتقال آب بین حوضه ای به کار گرفته شود به شرح زیر ارائه می شود؛ رعایت ضوابط، معیارها و اصول توسعه پایدار درباره طرح های انتقال بین حوضه ای؛ بازنگری در رویه تخصیص آب به طرح های انتقال بین حوضه ای با اولویت دادن به نیازهای حوضه مبدأ برای پیشگیری از منازعات و تعارضات منطقه ای در آینده بین حوضه های مبدأ و مقصد؛ هماهنگ کردن برنامه های انتقال بین حوضه ای با طرح آمایش سرزمین با اولویت دادن به استراتژی «جمعیت را به پیش آب ببریم» به جای استراتژی «آب را به پیش جمعیت ببریم»؛ کسب موافقت مردم، ارزیابی تفصیلی همه گزینه ها، بررسی سدهای موجود، حفظ و استفاده مشترک از رودخانه ها و وسیله امرار معاش، به رسمیت شناختن حقوق و سهیم شدن در منافع، تضمین عمل به تعهدات و پیروی از دستورالعمل ها برای توسعه و امنیت و وفاداری به ارزش های بنیادین (مانند برابری، پایداری، کارایی، عدالت و ...)؛ تعریف و بررسی جامع کلیه گزینه های ممکن و برآورد واقع بینانه در مورد درآمدها و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم و هزینه های جانبی زیست محیطی و اجتماعی برای حصول اطمینان از توجیه پذیری طرح؛ اجرای برنامه های افزایش رفاه اجتماعی در حوضه مبدأ به موازات طرح انتقال برای پیشگیری از مهاجرت ساکنان حوضه مبدأ که تحت تأثیر طرح انتقال هستند.

بررسی پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، امنیتی و سیاسی انتقال از حوضه مبدأ بر مناطق پائین دست در شرایط خشک سالی؛ در ناحیه مقصد باید در صورت استفاده از منابع جایگزین تأمین آب و انجام تمامی اقدامات منطقی برای کاهش تقاضا، باز هم در تأمین نیازهای فعلی و پیش بینی شده (و نه نیازهای آینده)، کمبود جدی وجود داشته باشد.

توسعه آتی حوضه مبدأ نباید به سبب کمبود آب با محدودیت چشمگیر مواجه شده و اگر حوضه مقصد زیان های وارده به حوضه مبدأ را جبران کند، اجرای طرح انتقال ممکن است توجیه پذیر باشد. ارزیابی جامع پیامدهای اجتماعی-فرهنگی بایستی نشان دهد که سطح معقولی از قطعیت وجود دارد که طرح انتقال، سبب بروز مشکلاتی در حوضه مبدأ یا مقصد نخواهد شد. با این حال در طرح انتقال چنانچه برای جبران زیان های اجتماعی-فرهنگی غرامت های لازم پرداخت شود، ممکن است توجیه پذیر باشد. منافع خالص ناشی از اجرای طرح باید عادلانه میان حوضه های مبدأ و مقصد تقسیم شود.

این مقاله توسط تورج فتحی (کارشناس محیط زیست منابع آب سازمان حفاظت محیط زیست) نوشته شده و در روزنامه شرق چاپ شده است.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 12 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1