توریسم فاجعه! نابودی جاذبه های گردشگری، تاریخی، طبیعی و علمی

10 آبان 1394 - 08:00 dsfr.ir/cf1af

توریسم فاجعه! نابودی جاذبه های گردشگری، تاریخی، طبیعی و علمی
nasa.gov
دریاچه ارومیه

درست است که باید خود به عزای این مصیبت ها بنشینیم و نگاه عاقل اندر سفیه توریست های «فاجعه گرد» را تحمل کنیم، ولی به هر حال خوب است که از این تهدیدها فرصتی بسازیم!

گردشگری را عده ای نوعی صنعت می دانند، اما از نگاه و منظری دیگر، این الگوی توسعه مستقل از صنعت است، چرا که خصیصه های متباینی با آن دارد. اگر چه این الگوی توسعه خودش زمینه ساز ایجاد و بلوغ صنعت هایی نیز می شود و شکوفایی صنایع خاصی را ممکن می کند. از چیستی و چگونگی پدیده توریسم که گذر کنیم، تقسیم بندی انواع آن را پیش رو خواهیم داشتیم. از نوع جاذبه گرفته تا مطلوب گردشگر. از یک سو سیاحت و زیارت و تجارت و ...  و از دیگر سو گردشگری ابنیه و باستان شناسی و فرهنگ و طبیعت گردی و گردشگری علمی، که یکی پس از دیگری زاده شده اند و برخی از آن ها شقوق نوزادی هستند که شاید بعضی های مان شناخت چندانی درباره آن ها نداشته باشیم.

اما وضعیت کشور ما به گونه ای است که می توان با تمرکز و شناسایی رفتار و مطلوب های خاصی که بین گردشگرانی ویژه جریان دارد، و با بهره گیری از مصادیق آن در کشورمان، الگوی جدیدی از گردشگری را راه بیاندازیم. لابد می دانید که هیروشیما و ناکازاکی برای عده ای جاذبه دارد تا ببینند چه فاجعه ای در سال پایانی جنگ جهانی دوم رقم خورده است. یا برج پیزا در ایتالیا. خود برج خیلی هم طراحی ویژه و محیرالعقولی ندارد، بلکه خطای معماری که باعث شده است این برج کج شود خیل چشمگیری از گردشگران را به سوی خود می کشاند.

شاید بتوان این ولع برای عبرت و متنبه شدن را مبنای نوعی گردشگری قلمداد کرد که نام «توریسم فاجعه» برازنده اش خواهد بود.

اگر بخواهیم روراست باشیم باید بگوییم که تا کنون نه تنها نتوانسته ایم از جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعی و علمی سرزمین مان بهره درخوری بگیریم، بلکه در حد بهت آوری در راه نابودی آن نیز کوشیده ایم. سرزمین ما اکنون سرشار از خطاهای برنامه ریزی، اشتباه های مهندسی و پروژه های تخریب گر است.

فکر می کنید خطاهای این چنینی، بلایی کمتر از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی پدید آورده است؟ یا سرزمین مان مصیبت هایی کم رنگ تر از فجایع بوسنی و هرزگوین را تجربه کرده است؟ آیا بعید می دانید آنچه ما بر سر جنگل های هیرکانی و دریاچه ارومیه و تالاب هورالعظیم آورده ایم یا پروژه هایی مانند گتوند و نیشکر خوزستان و ذوب آهن اصفهان و ... برای توریسم فاجعه، کمتر از مناطق جنگی برای گردشگران ویژه اش جاذبه داشته باشد؟ آیا در پروژه های عمرانی و ساخت و سازهای ما کجی های کمتری از برج پیزا دیده می شود؟

درست است که باید خود به عزای این مصیبت ها بنشینیم و نگاه عاقل اندر سفیه توریست های «فاجعه گرد» را تحمل کنیم، ولی به هر حال خوب است که از این تهدیدها فرصتی بسازیم!

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
5 + 12 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1