احیای احساس تعلق ملی با اهدای اشیای تاریخی

7 مهر 1394 - 15:20 dsfr.ir/897gm

غلامرضا بنی اسدی، در یادداشتی با عنوان "احیای احساس تعلق ملی با اهدای اشیای تاریخی" به "موضوع قاچاق اشیا عتیقه و میراث باستانی" پرداخته است.

زیرخاکی ها متعلق به همه کسانی است که در آن خاک زندگی می کنند. وسعت خاک هم فراتر از نقشه روستا و شهر و حتی استان به پهنه کشور است. کسی که غیرقانونی، دل خاک را می شکافد، و آثار پیشینیان را از آن بیرون می کشد و در جیب می گذارد باید بداند دستان دراز او را حتی اگر دستبند پلیس زینت نشود. آه و نفرین طرفداران میراث ملی که به اندازه ملت فراوان هستند به زلزله دچار خواهد کرد چنانکه نفرین مالباختگان بر سرنوشت سارقان می نشیند، چه سارقی که از دیوار بالا می رود، یک خانواده را هدف می گیرد و نفرین شان را می خرد اما آنکه از زمین و خاک مردم پایین می رود، هویت و تاریخ یک کشور و ملت را هدف می گیرد و سایه نفرین یک ملت را بر سر خویش خواهد داشت.

این سکه را از روی دیگر آن هم بخوانیم؛ کسانی که مال مردم را از چنگ دزد بیرون می کشند همیشه نزد مردم احترام دارند و بزرگ داشته می شوند. همیشه دعای دست و دل همگان برای سلامت آنان تحریر می شود. پس کسانی که میراث یک ملت را از چنگ فزون خواه سارقان هویت بیرون می کشند حرمتی صد چندان می یابند و هزار چندان بزرگ داشته می شوند. این حقیقت ماجراست و هرکس بشنود کسی شیئی باستانی را به جایگاه خویش بازگردانده، به او به دیده یک حافظ میراث فرهنگی کشور خواهد نگریست و بر شانه های خود، دین خویش به اورا حس خواهد کرد.

من خود نسبت به کسانی که آثار یافته از زیر خاک را به جایگاه های قانونی تحویل می دهند احساس دین می کنم و متقابلا از قاچاق چیان اشیا عتیقه و میراث باستانی به اندازه یک عمر متنفرم. احساس می کنم این یک احساس عمومی است و یادم هست سی و چند سال پیش، در یکی از روستاها می گفتند فلانی از زمین "قلعه" اشیایی یافته و فروخته و برای خود خانه خریده و همین "گفته" کافی بود تا آن فرد را از آبرو ساقط کند و به او چنان ضربه ای بزند که هنوز هم قد راست نکرده است چون مردم نسبت به تاریخ خود، نسبت به میراث خویش غیورند.

به باور من ما زمانی می توانیم به تمامه از میراث فرهنگی و تاریخ خود حراست کنیم که این حس را هر روز بیش از دیروز در مردمان خویش برانگیزیم و باید چنان فرهنگ سازی شود که دست تعدی بر میراث فرهنگی با تبر افکار عمومی قطع شود و از سوی دیگر، اهدای اشیای تاریخی به یک ارزش بزرگ و کرامند تبدیل شود تا شوق برانگیز شود برای کسانی که می توانند با اهدای شی به موزه ها و مراکز مجاز نقش ملی خود را در حراست از میراث همه نسل ها ایفا کنند.

من بر سر شوق آمدم وقتی در خبرها از قول فرمانده یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی از اهداء اشیاء تاریخی در استان زنجان خبر خواندم به این شرح که "سرهنگ محمد کربلائی با اعلام این خبر گفته است: در شهرستانس زنجان با ایجاد بستر مناسب برای دوستداران میراث فرهنگی، شاهد مواردی چون اهداء مردمی 9 قلم شی تاریخی بوده ایم. خبر مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از این حکایت دارد که: این 9 قلم شی تاریخی شامل، 6 مورد مربوط به دوره هخامنشی، یک مورد عصر آهن و 2 مورد مربوط به دوران اسلامی است که توسط یکی از اهالی شهرستان زنجان به یگان حفاظت استان اهداء شد."

ادامه این خبر هم خواندنی و امید آفرین است؛ "فرمانده یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی تصریح کرد: در اقدامی دیگر نیز شاهد اهداء 8 قلم شی تاریخی از طرف یکی از اهالی شهرستان کرمانشاه بودیم".

این خبرها امیدآفرین است و حاکی از قامت کشیدن حس هویت خواهی هم وطنان و فراگیری این احساس و تبدیل آن به باور می تواند فردایی امن برای میراث فرهنگی در پی داشته باشد. فردایی که هیچ کس برای منفعت شخصی و توسعه قاچاق دست به زیر زمین نخواهد برد.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
16 + 3 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1