دومین یادمان روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی و روز ملی مردم شناسی برگزار شد

14 شهریور 1394 - 12:00 dsfr.ir/rb5x2

دومین یادمان روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی و روز ملی مردم شناسی برگزار شد
سخنرانی سیدمحمد بهشتی در نشست روز ملی مردم شناسی

همزمان با روز ملی مردم شناسی نشست "روز مردم شناسی" با حضور مردم شناسان و محققان 11 شهریور ماه در سالن همایش های پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، سیدمحمد بهشتی رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری این مطلب را در نشست روز ملی مردم شناسی مطرح کرد. بهشتی تصریح کرد که بهره گیری از شخصیت ابوریحان بیرونی برای اینکه امروز را با نام ایشان مقارن بدانیم و از وی به عنوان پدر مردم شناسی یاد کنیم دلالت بر خوش سلیقه گی و درک درست است.

وی با بیان گوشه ای از حکایتی در باب علم اندوزی ابوریحان افزود: خاطرم است یک جایی حکایتی می خواندم که ابوریحان و بوعلی سینا در سفری به روستایی می رسند و در نزدیکی یک آسیابی اطراق می کنند. شب هنگام خواب، آسیبان از این دو می خواهد شب را بیرون نخوابند و تأکید می کند که اگر شب باران ببارد به دلیل سنگینی خواب نمی توانم در را برای شما باز کنم. بوعلی نگاهی به ابوریحان انداخته و می گوید تو که اهل شناخت هستی بگو آیا باران می بارد که در جواب ابوریحان نگاهی به آسمان انداخته و پاسخ می دهد نه باران نمی بارد. شب باران می گیرد و این دو هر چه در می زنند آسیابان طبق گفته خودش در را باز نمی کند، فردای آن روز ابوریحان یک کار مردم شناسانه می کند و از آسیابان می پرسد از کجا فهمیدی که قرار است باران ببارد. آسیابان در جواب می گوید سگی دارم که هر زمان بخواهد باران ببارد به داخل آسیاب می آید از آنجا می فهمم کی باران می بارد و دیشب سگ به داخل آسیاب آمده بود.

بهشتی با اشاره به اینکه ابوریحان اهل مطرح کردن چنین پرسش هایی بوده است خاطرنشان ساخت که اگر روایت این قصه برای این بود که بگوییم ابوریحان از آن دانش که نزد آسیابان بوده غفلت داشته  طبعا یک چنین حکایتی نقل نمی شد و یک همچنین سوالی را ابوریحان نمی پرسید. وی با بیان اینکه ابوریحان را به مثابه یک علامت سوال می شناسیم که همواره پرسش می کرده است اظهار داشت: به اعتقاد من پژوهشگر ترین پژوهشگران آن هایی هستند که بیشتر سوال دارند تا پاسخ.

بهشتی در ادامه برای تأکید بر اینکه ابوریحان اهل پرسش بوده است گفت: حتی شما در غزلیات شمس می خوانید که عنوان می شود اگر در برابر اژدهایی قرار گرفتی زمرد پیش چشمش بگذار او آرام می گیرد اما ابوریحان می گوید در هند یک افعی را گرفتم و زمرد پیش چشمش گذاشتم ولی هیچ اتفاقی نیفتاد. البته آن اژدها و زمردی که مولانا از آن سخن می گوید و آن افعی و زمردی که ابوریحان از آن نقل می کند طبعا متفاوت است.

وی با بیان اینکه چندی پیش  مطلبی را از فعالیت های مرحوم انجوی خواندم که در ارتباط با شاهنامه و مردم انجام داده بودند، تصریح کرد در آن مطلبی از قول مردم نقل شده بود حاوی حکایتی در اینکه شبی فردوسی، حضرت علی (ع) را در خواب دید و حضرت علی به او فرمودند که بلند شو و شاهنامه را بسرا تا ایران و فرهنگ ایران احیاء و زنده شود. قبل از اینکه این مطلب را بخوانم از برخی از اهل نظر اینطور شنیده بودم که خلاف آن نظر عمومی که مطرح شد اکثریت شاهنامه را از نظر ارزش های زبانی و نقشش در ترویج زبان فارسی مورد توجه قرار می دهند یا به لحاظ بیان و ثبت حکایت هایی از اسطوره های ایرانی در دستیابی به یک گنجینه عظیم یاد می کنند.

او تأکید کرد: همچنین چند جایی از برخی شنیده بودم که مقصود اصلی فردوسی اشاعه زبان فارسی و جمع آوری اساطیر نبوده و حقیقتا قصد داشته برای یک جامعه ای که طی چند قرن مبتلای به نسیان نسبت به چیستی خودش شده و نمی داند کیست و سرزمینش کجاست کاری انجام دهد. فردوسی با این کار تلاش کرده به یاد این گروه بیاورد که شما کیستید و این سرزمین کجاست تا احیا شوند و کمر راست کنند و با خلق این اثر تلاش کرده پژمردگی و افسردگی که در این چند قرن حاصل شده را به این ترتیب مرهم گذارد تا شاهد احیای فرهنگ ایرانی و خود آگاهی جامعه ایرانی نسبت به خودش باشیم.

وی با بیان اینکه این استنباط را کمتر شنیده ام تصریح کرد: اما مرحوم انجوی این را به نقل از مردم عادی مطرح می کند نه فرزانگان و فرهیختگان که نشان می دهد مردم از نظر مردم شناسان عوام، نادان و جاهل نیستند بلکه مردم از نظر مردم شناسی حامل دانایی هستند که شاید خودشان توجه نداشته باشند.

بهشتی در ادامه با بیان گوشه ای از مطالب کتابی در خصوص پژوهش انجام شده در قله دماوند که ورهرام به وی داده است افزود: در این کتاب به نقل از هیأت مستقر در کمپی دورافتاده از روستاهای منطقه دماوند آمده است که شبی افراد گروه صدایی از بیرون چادر می شوند و متوجه صداهایی می شوند که به آن ها هشدار می دهد از منطقه دور شوید که سیل در راه است، هواشناسی که گروه را همراهی می کرده اظهار می کند که نشانی از سیل نیست و در این هنگام پس از صدای مهیبی سیل همه چیز را با خود می برد. وی تصریح کرد که اگر این مردم از نزدیک ترین روستا هم آمده باشند خیلی وقت پیش راه افتاده اند و خیلی وقت پیش از اینکه سیلی در حال وقوع خبردار شده بودند و نکته اینجاست که در بین آن ها هواشناس هم نبوده است.

بهشتی با طرح این پرسش که چطور است که آن ها می توانند تشخیص دهند سیل در حال وقوع است ولی هواشناس نمی تواند، پاسخ را در این دانست که هواشناس دانش هواشناسی دارد ولی اهل یک سرزمین، دانایی زیستن در یک سرزمین را دارند همان چیزی که موضوع علم مردم شناسی است. یعنی مردم شناس می خواهد  آن چیزی را که در کف مردم بوده و در هزار لفافه پیچیده شده بشناسد، چه بسا خودش هم متوجه آن نیست و او می خواهد آن را از ناخودآگاه به خود آگاه بیاورد.

وی با اشاره به اینکه دانایی زیستن در هر سرزمینی به طبع تفاوت محیط ها با یکدیگر با هم فرق می کند و جالب اینجاست که این تفاوت ها هنوز وجود دارد افزود: شنیده بودم تهرانی های قدیم بر این باور بوده اند که هر وقت در قله دماوند یک کلاهک ابری تشکیل شود مطمئنا فردای آن روز باران می بارد. در خاطرات ناصرالدین شاه نیز خواندم که نوشته بود "کلاهک ابر بر قله دماوند شکل گرفته و خدا را شکر که فردا باران می بارد." حال نکته اینجاست که قله دماوند از ساری نیز پیداست ولی آیا مردم آنجا نیز بر این اعتقاد هستند و پاسخ این است که این طور نیست زیرا باورهای جامعه در آن جا با تهران متفاوت است.

وی با با بیان اینکه مردم شناسان جزو معدود کسانی هستند که معتقدند خرافه وجود ندارد تصریح کرد: این ها که به اعتقاد برخی خرافه اند در واقع لفافه است در یک دانایی که آن را پنهان کرده برای حفاظت که باقی بماند و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.

به اعتقاد بهشتی هنر مردم شناس این است که این پرده ها را کنار زده و این دانایی را به جا آورد و از ناخودآگاه به خودآگاه آورد. وی اظهار داشت: مردم نه تنها جاهل نبوده بلکه دانا هستند زیرا که دانایی یک امر خودآگاه است مردم ممکن است که دانشمند نباشند ولی حامل دانایی زیست در سرزمین خودشان هستند و طبعا هر چقدر که عمر زیست در هر سرزمین طولانی تر باشد این دانایی هم غنای بیشتری دارد.

بهشتی ادامه داد: اگر به خاطر داشته باشید چند سال پیش طوفان بزرگی در آمریکا اتفاق افتاد و این طوفان تا جایی پیش رفت که شهردار نیویورک فریاد زد فرار کنید، نگاه مردم شناسانه می گوید اهالی این شهر به دلیل اینکه سابقه زیست کوتاهی در این محیط دارند دانایی زیستن در این محیط را ندارند و حداکثر کاری که می توانند انجام دهند این است که از تهدیدات زیستی آن فرار کنند. در صورتی که اگر دانایی زیستی شان کامل بود می توانستند این معمای زیستی را به کیفیتی حل و فصل کنند که زودتر دامن کنار بکشند که آن تهدید از آنجا عبور کند.

او تصریح کرد که اگر مردم شناسی را به این مفهوم به جا آوریم، در دوران جدید و در دهه اخیر که ما مستغنی دانایی زیست در سرزمین مان فعل و انفعالاتی را انجام داده ایم که خلاف طبع آن بوده است و ما را دچار بحران های خاک، آب و هوا کرده است آن وقت رفته رفته ارزش این دانایی بیشتر می شود. بهشتی تاکید کرد اگر قرار است در این سرزمین زندگی کنیم، چاره ای نداریم که به دانایی گذشتگان مان که راه های زیستن در این سرزمین را فرا گرفته بودند اتکا کنیم و به آن متصل شویم زیرا در سرزمینی زندگی می کنیم که بسیار پیچیده و حساس است. سرزمینی که همه چیز در آن بالقوه است و برای کسی که بالقوه گی را به جا نمی آورد همه چیز غیرمترقبه و غیر منتظره است.

وی تصریح کرد: که ایران سرزمین حساس و پیچیده ای است و اگر خلاف این طبیعت عمل کنیم این سرزمین ما را از خودش بیرون می کند همان اتفاقی که در آب های شیرین دارد می افتد. بهشتی با اشاره به این نکته که هفت یا هشت دهه است که از اهلیت این سرزمین فاصله گرفته ایم افزود: باید دوباره اهل این سرزمین شویم و اهل این سرزمین شدن یعنی رجوع کردن به این دانایی و این دانایی را مال خود کردن و به این ریشه ها پیوستن.

بهشتی با بیان اینکه کسانی که از هر زاویه و علمی با این فرهنگ و دانایی سر و کار دارند اهمیت کاری که انجام می دهد هر لحظه مهم تر و ارزشمند تر می شود، تصریح کرد: یک روزگاری این علوم فانتزی بودند و کسی ارزشی برای آن قائل نبود و به من می گفتند که کارهایی که شما می کنید برای کشورهای پولدار است که تمام مسائل اش را رفع کرده و روی آورده به یه قل دو قل و من تلاش می کردم که به آن ها بگویم اتفاقا کشورهای فقیرتر باید به این مسائل بیشتر بپردازند به این دلیل که ما راه های کوتاه تر زیستن در این سرزمین را می توانیم به این طریق به دست آوریم و شما راه های طولانی تر و سخت تر را انتخاب کرده اید.

این افراد آن هایی هستند که معتقدند خوب است که فولاد مبارکه و ذوب آهن کنار زاینده رود باشد انگار در کشوری زندگی می کند که هزاران رودخانه مثل زاینده رود دارد و مشکل آب شیرین ندارد. و حالا تصمیم می گیرد که در کنار یکی از آن ها این صنایع را راه اندازی کند و از این آب به عنوان رادیاتور این صنایع  استفاده کند نه کشوری که تنها یک رودخانه مانند زاینده رود در فلات مرکزی اش دارد.

رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه اهمیت علوم انسانی و علومی که موضوع شان شناخت فرهنگ است رفته رفته بیشتر درک می شود و بیشتر همگان ناگزیر می شوند که به آن توجه کنند اظهار امیدواری کرد روزی را ببینیم که حقیقتا فعالان این حوزه توانمندی ایفای یک همچین نقشی را بیشتر پیدا کنند.

حسن زاده رییس پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، دیگر سخنران این نشست بود که با تکریم مردم شناسان در روز مردم شناسی تصریح کرد از سه سال پیش که شورای فرهنگ عمومی به یاد ابوریحان بیرونی روز مردم شناسی را به این نام نهاد هر ساله پژوهشکده مردم شناسی این روز را با حضور فعالان این رشته گرامی نهاده است. او با اشاره به فعالیت های استاد علی بلوکباشی مردم شناس برجسته ایران و فرهاد ورهرام مستندساز مردم نگار خاطرنشان ساخت که هر دوی این افراد نقش موثری در پیشبرد اهداف و گسترش پژوهش های مردم شناسی ایران داشته اند.

وی در ادامه با ارائه گزارشی از فعالیت های پژوهشکده مردم شناسی در سال گذشته تصریح کرد که سال گذشته همایش های ملی میراث روایی، نماز در آیینه میراث فرهنگی ایران و رمضان در آیینه اقوام ایرانی توسط این پژوهشکده با همکاری نهادهای مرتبط برگزار شد که هر یک به حیث موضوع دارای نتایج و خروجی های موثری بود.

محمدحسین باجلان فرخی پیشکسوت مردم شناسی دیگر سخنران این نشست بود که به گوشه ای از زندگی و فعالیت استاد بلوکباشی اشاره و تصریح کرد که بلوکباشی از بنیان گذاران اصلی انسان شناسی ایران به شمار می آیند و از اداره فرهنگ عامه در پیش از انقلاب تا امروز بیش از نیم قرن است که در این رشته فعالیت می کند. استاد بلوک باشی از راه هنر و نوشتن زندگی خود را معنی بخشیده و مردم شناسی ایران وامدار تلاش های وی است.

باجلان فرخی تصریح کرد: وی همکاری نزدیکی با احمد شاملو در کتاب هفته داشته و مطالب بخش کتاب "کوچه هفته" زیر نظر و به کوشش او چاپ می شده است. او "انسان شناسی از آغاز تا امروز" ، "در فرهنگ خود زیستن در فرهنگ دیگران نگریستن"، "فرهنگ عامه، قهوه خانه و قهوه خانه نشینی" و... را از آثار تألیفی و ترجمه استاد بلوکباشی اعلام کرد.

احمد ضابطی جهرمی تدوین گر سینما و تلویزیون ایران دیگر سخنران این نشست بود که با اشاره به تلاش های فرهاد ورهرام برای ساخت مستندهای مردم شناسی تصریح کرد: ورهرام شاخص ترین مستندنگار مردم شناس ایران است. وی با اشاره به نزدیکی اش با ورهرام و بررسی تمامی پژوهش ها، مستندها، نمایشگاه ها و... که حاصل تلاش او است اظهار داشت: در تمامی پژوهش های وی که با فرهنگ و تاریخ مردم ایران ورق خورده نشان پررنگی از روحیه وطن دوستی او به چشم می خورد. ورهرام بدون انجام پژوهش همه جانبه اقدام به ساخت فیلم مستند نمی کند که این یک اصل در تولید فیلم های مستند است.

ضابطی جهرمی تصریح کرد: ورهرام سال هاست که به دلیل سفرهایی زیادی که انجام می دهد به اطلس زنده شناخت لوکیشن های سراسر ایران مشهور شده و جایی نیست که او نشناسد، به آن سفر نکرده و در آن پژوهش انجام نداده باشد.

دیگر سخنران این نشست محمد نجاری نماینده مرکز اسناد فرهنگی آسیا بود که با اشاره به گوشه ای از فعالیت های استاد بلوکباشی تصریح کرد: وی عمر خود را صرف بررسی ساختار های اجتماعی، دینی، عقیدتی در جوامع روستایی و شهری کرده است. وی استاد برهرام را هنرمند و پژوهشگری خواند که در زمینه خلق مستند با نگاهی مردم شناسانه آثاری عظیم از خود به جای گذاشته است.

زهرا عظیمی فرد رییس مرکز مطالعات فرهنگ عامه صدا و سیما نیز دیگران سخنران این نشست بود که  استاد بلوکباشی را یکی از تأثیر گذارترین مردم شناسان ایران نامید و افزود: وی کار خود را زمانی آغاز کرده که پژوهش در این حوزه بسیار سخت تر از امروز بوده است. او افزود: سینمای مستند مردم نگار ایران مدیون تلاش ها و پژوهش های فرهاد برهرام است.

علی بلوکباشی مردم شناس پیشکسوت نیز در سخنانی با اشاره به سخنان ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی تصریح کرد که مردم شناسان با گروه دانایان سر و کار دارند و هر آنچه در پژوهش های مردم شناسی دریافت می کنیم از دانسته های مردم است. وی افزود: عشق من، ایران و مردم ایران است و هر چه در توان داشته ام برای این مردم انجام داده ام هر چند توان من کم بوده اما توان آرزوهایم رفیع است.

بلوکباشی در ادامه با اشاره به گوشه ای از فعالیت های محمود خلیقی و هوشنگ پور کریم به عنوان پژوهشگران موثر در تاریخ مردم شناسی ایران تصریح کرد: هر دوی این عزیزان تلاش های زیادی در ارتقای مردم شناسی ایران انجام داده اند.

فرهاد ورهرام نیز در سخنانی با اشاره به شروع فعالیت اش در زمینه پژوهش های مردم شناسی و ساخت فیلم مستند مردم نگار تصریح کرد: سال ها پیش به طور اتفاقی به این حوزه وارد شدم و توانستم با همکاری نادر افشار نادری به فعالیت بپردازم.

وی با انتقاد از وضعیت سینمای مستند ایران افزود: 10 سال است که در حوزه مردم شناسی فیلم مستند ارزشمندی که بر پایه پژوهش باشد ساخته نشده است و بیشتر فیلم ها ضبط برنامه هستند. او در پایان اظهار امیدواری کرد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در ِآینده زمینه ای را فراهم کند که سالی چند فیلم مستند در حوزه مردم نگاری ساخته شده و با برگزاری کلاس های آموزشی برای فیلم سازان با تدریس مردم شناسان گام های موثری در راه ساخت فیلم های مستند مردم شناسی برداشته شود.

در پایان این مراسم با اهدای لوح تقدیر توسط ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از تلاش های علی بلوکباشی مردم شناس پیشکسوت و فرهاد ورهرام عکاس و فیلمساز مردم شناس، تجلیل شد.

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1 + 0 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1