گردشگر باید 2 برابر جامعه میزبان هزینه کند

25 اسفند 1395 - 19:20 dsfr.ir/jo4co

گردشگر باید 2 برابر جامعه میزبان هزینه کند
ecarevan.com
روستای ابیانه

هزینه ای که یک #گردشگر در مقصدش صرف می کند اگر پایین تر از هزینه معمول جامعه میزبان باشد، آن فرد گردشگر به حساب نمی آید.

"جعفر اولادی قادیکلایی"

از تعامل فرهنگی که گردشگری موجد آن است، نترسیم. گردشگری از جمله شاخه های اقتصادی جهان امروز است که مرز نمی شناسد و مردم دنیا را به هم نزدیک کرده است. محدودیت فرهنگی در ایران، مانعی برای رشد صنعت گردشگری نیست. کما اینکه گردشگری و شاخه های مختلف آن در پلاژهای ساحلی و سایر بخش هایی که به نوعی با فرهنگ کشور ما در تضاد قرار می گیرند، خلاصه نمی شود. امروز و در جهان معاصر هدف اصلی هر گردشگر از سفر، تمدد اعصاب است. این تمدد اعصاب و تفریح می تواند با دیدن آثار تاریخی، فرهنگی یا طبیعی و آگاهی از دانش به دست آید، اما در ایران احساس نیاز واقعی به درآمد حاصل از گردشگری وجود ندارد.

به تعبیری دیگر در ایران تنها حرف اقتصاد گردشگری به میان می آید وگرنه به لحاظ تمهیدات خدمات رسانی به گردشگران، می توان گفت گام های نخستین را هم برنداشته ایم و حتی هنوز تفاوت گردشگر و مسافر را نمی دانیم. در حالی که هر مسافری گردشگر محسوب نمی شود، به جای نوشتن لیدی طولانی و کسل کننده و تکرار مکررات، ترجیح دادم عصاره حرف های دکتر جعفر قادیکلایی را به عنوان لید گزارش بیاورم تا خواننده «فرصت امروز» با چند پرسش مواجه شود، چرا گردشگری؟ چرا اقتصاد گردشگری و چرا ما در ایران بلد نیستیم از گردشگری پول در بیاوریم؟ گزارش را بخوانید تا پاسخ سوالات را بیابید.

تعریفی از درآمدزایی گردشگری نداریم

جعفر اولادی قادیکلایی، تحصیلکرده کانادا در شاخه مدیریت گردشگری است. به ایران برگشته و در منطقه مازندران روی ظرفیت های درآمدزایی این منطقه کار می کند. حرف هایش از جنس اقتصاد گردشگری است و اینکه مردم محلی از حضور همه ساله و میلیونی گردشگر در شمال ایران بهره ای نمی برند و این روند جز تخریب و نابودی و شلوغی شهرها و روستاها و مزارع عایدی دیگری ندارد.

وی همچنین اضافه می کند: مسئله دیگری که در مورد نوع نگاه به گردشگری در ایران می توان ذکر کرد این است که تعریف درستی نسبت به درآمدزایی از گردشگری در ایران نداریم. به عنوان تجربه خودم باید توجه شما را به این نکته جلب کنم که مثلا در کنار آبشار نیاگارا برای گردشگرانی که به نزدیکی آبشار می رسند و در معرض چکه های آب قرار می گیرند، از نایلون های بسیار معمولی پوششی یک بارمصرف تولید کرده اند و هر کدام را تا 10 دلار می فروشند.

بنابراین می بینید که درآمدزایی از گردشگری در عین پیچیده بودن، بسیار ساده است. اما چنین دیدگاهی هنوز در ایران شکل نگرفته و بهتر است بگویم که شیوه های درآمدزایی از این حوزه را نمی شناسیم. در حالی که مثلا اگر به بخش پررونق گردشگری در ایران یعنی گردشگری فرهنگی توجه کنیم، می بینیم که ظرفیت های زیادی برای درآمدزایی در ابعاد ریز و درشت وجود دارد مثلا در کنار بناهای تاریخی مان می توانیم پوشش یک بار مصرف از پوشاک سنتی در همان رنگ و طرح تولید کنیم و به گردشگران بفروشیم اما همین گام های ساده و اولیه را هم برنداشته ایم.

چرا خیر گردشگری به جامعه محلی نمی رسد؟

اولادی همچنین می گوید: باید به این سمت و سو برویم که گردشگر را پول ببینیم. این دیدگاه هیچ اشکالی ندارد چون صنعت گردشگری بدون پول و درآمدزایی آینده ای ندارد. الان گردشگر از جاده فیروزکوه وارد مازندران می شود و به صورت مجانی از جنگل، کوه و دریا استفاده می کند بدون اینکه جامعه محلی از این حضور انتفاعی ببرد.

مثال روشنی که در این زمینه می توانم ذکر کنم، مربوط به کمپینگ سایت است. در کشورهایی که برای درآمدزایی از گردشگری برنامه ریزی می کنند، در فواصل مختلف حوزه های توریست پذیر کشورشان آشپزخانه های عمومی، حمام های بین راهی و اقامت گاه های عمومی با برق و آب و گاز با اجاره های کم ایجاد کرده اند که گردشگران بین یک تا سه شب در آنها اقامت می کنند و به دلیل هزینه های پایین، معمولا از آنها استقبال زیادی می شود. در حقیقت کمپینگ سایت در جهان گردشگری امروز به عنوان شاخه اقتصادی مهمی مطرح است.

وی اضافه می کند که نخستین گام برای رونق گردشگری به معنای واقعی، ترویج سفر ارزان است. در حالی که در ایران سفر مقوله ارزانی محسوب نمی شود. از جمله راهکارهای ترویج سفر ارزان، ایجاد کمپینگ سایت ها در نقاط مختلف ایران است تا هر قشری با هر سطحی از درآمد بتواند سفر کند. همه ما می دانیم که از جمله دلایل گرانی سفر در ایران، گرانی محل اقامت است. نتیجه چنین امری هم مثبت است و وقتی گردشگری داخلی رونق یابد، فضا برای ورود گردشگران خارجی نیز باز می شود.

گردشگران نباید به شهر بیایند

این کارشناس گردشگری در ادامه اشاره ای دارد به این نکته که در مسیر تهران تا مازندران و مثلا در منطقه پلور، امام زاده هاشم و ... باید کمپینگ سایت ایجاد کنیم. دلیلش هم این است که از حضور گردشگران در شهرها جلوگیری می کنیم. چون گردشگران یا مسافران برای دستیابی به امکانات و برپاکردن چادرهای مسافرتی شان باید به جا و مکان امنی برسند و رسیدن به شهر را بهترین گزینه می دانند اما همین امر در نهایت به مختل شدن زندگی مردم محلی منجر می شود و حتی افزایش قیمت مواد غذایی را در پی دارد.

در حالی که باید مقاصد و اقامت گاه هایی خارج از شهرها برای گردشگران پیش بینی شود. در این صورت کسب وکارهای محلی هم رونق می گیرند و چون گردشگری با روح و روان انسان سروکار دارد، علاوه بر درآمدزایی، لذت خاصی نیز به صاحبان این کسب وکارها می بخشد و در سمت دیگر داستان باید متوجه باشیم که سرمایه گذاری در این حوزه با کمترین ریسک و خسارت زیست محیطی همراه است. این مسائل همگی مزیت های گردشگری محسوب می شوند و جای کار بسیار دارند.

گردشگر باید هزینه کند

این کارشناس گردشگری در ادامه اضافه می کند: باید به این نکته هم اشاره کنم که من بین گردشگر و مسافر تفاوت قائل هستم و هیچ کدام از مسافران داخلی را گردشگر نمی دانم چون گردشگر تعریف مشخصی دارد. گردشگر به هر جایی که سفر می کند به همراهش ثروت هم می برد و هزینه ای که یک گردشگر در مقصدش صرف می کند اگر پایین تر از هزینه معمول جامعه میزبان باشد، آن فرد گردشگر به حساب نمی آید و مسافر محسوب می شود یعنی هر نفر از زمانی که وارد استانی می شود از برق، آب و مراکز بهداشتی و فراتر از آن از غذا و اقامتگاه های آن استان استفاده می کند و هزینه ای که می کند اگر پایین تر از هزینه یک روز زندگی مردم جامعه میزبان باشد، براساس استانداردهای جهانی گردشگر محسوب نمی شود و مسافر است و هیچ آورده ای برای آن استان ندارد.

وی اضافه می کند: گردشگر کسی است که بالاتر از حد معمول جامعه میزبان هزینه کند و به همراه خود فرهنگی سالم تر بیاورد نه اینکه در جنگل آشغال بریزد یا دریا را نابود کند یا بعد از رفتن گردشگر مجبور باشیم دو برابر هزینه کنیم تا خرابی هایی را که به بار آورده، ترمیم کنیم. مثلا بسیاری از گردشگران که به آفریقا سفر کردند، به همراه خود فرهنگ بهداشت را هم بردند که در آنجا نهادینه شد.

بنابراین ما باید همه مولفه ها و فاکتورها را در نظر بگیریم و اگر کسی دوبرابر هزینه های معمول یک روز جامعه میزبان خرج کند، گردشگر محسوب می شود. مثلا هزینه روزانه زندگی در مازندران حداقل 150 هزار تومان است و اگر گردشگری که وارد مازندران می شود در یک شب کمتر از 300هزار تومان هزینه کند، گردشگر محسوب نمی شود.

به همین دلیل در تعطیلات نوروز چندین میلیون نفر از جمعیت ایران جابه جا می شوند اما هیچ انتفاع و درآمدی به جامعه محلی مقصد خود نمی رسانند و بنابراین گردشگر نیستند بلکه مسافرانی هستند که جز ایجاد خطر در جاده ها و به هم ریختن قیمت ها در شهرهای مختلف، عایدی دیگری برای صنعت گردشگری ایران به همراه ندارند.

جاباما

دیدگاه شما

CAPTCHA
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
2 + 8 =
این سوال برای تشخیص اسپم نبودن می باشد.
1